Eva retweetledi
Eva
49 posts


دفعه اول کافه رو اون انتخاب کرد رفتم و چهار تا از دوستای دانشگاهش هم بودن هر پنج دقیقه میگفت یه شعر برات بخونم و یهو شروع میکرد از حفظ یکی دو صفحه شعر خوندن وسطشم میزد رو میز حواست باشه یهو هم دستشو گذاشت رو زانوم گفت دستشویی نداری؟
داییناصر@DauiiiNaser
عجیبترین دیتی که داشتی چطور بوده؟
فارسی
Eva retweetledi
Eva retweetledi
Eva retweetledi
Eva retweetledi
Eva retweetledi
Eva retweetledi
Eva retweetledi
Eva retweetledi














