




صبحش عقد کردیم، شبش مراسم شب چله بود، فرداش هم لباس خدمت به تن به سمت پادگان حرکت کردم. میفرماد که: عبرت بگیرید که من آن مردم که بامداد مطبخ مرا هزار و چهارصد شتر میکشید و اکنون سگی برداشته و میبرد.
خان سالار
32.2K posts






صبحش عقد کردیم، شبش مراسم شب چله بود، فرداش هم لباس خدمت به تن به سمت پادگان حرکت کردم. میفرماد که: عبرت بگیرید که من آن مردم که بامداد مطبخ مرا هزار و چهارصد شتر میکشید و اکنون سگی برداشته و میبرد.



مردم توی توییتر دارن دعوا میکنن چرا داروخانه حق مسئول فنی میگیره هیچکس نمیگه چرا دارو نداریم من مریض کنسر توی اورژانس بستری کردم که مورفین تزریقی بگیره چون اکسیکدون هاش تموم شده و توی کل این شهر نتونسته پیدا کنه و از شدت درد به اینجا پناه آورده






نه جدی و واقعی دور هم میشینن میگن چطور میشه درآمد پزشکا رو کم کرد؟ با افزایش ظرفیت! چون تعداد بیمار و بیمارستان تقریبا ثابته، هر چی پزشکا بیشتر شن درآمدشون کمتر میشه. من هم با تصمیمگیر حرف زدم هم با تصمیمساز. واقعا این رو مستقیم و رک تو صورتم گفتن که باید درآمدتون کم شه! /

تا به این پزشکا میگی اگه ناراحتی که مثلا مکانیک یا آرایشگر بیشتر از تو درمیاره خب برو مکانیک شو، میگن ما اینهمه درس نخوندیم که مکانیک شیم. خب عزیزم به تخمم، تو ریدی، اشتباه کردی، چیکار کنم الان؟ پول مکانیکو ندم چون زیاده بیام بدمش به تو؟








