Sabitlenmiş Tweet
Yui,
16.5K posts

Yui,
@Lemononly_
فاقد هرگونه بیماری زمینه ای:)))
ایران ازاد Katılım Ocak 2022
328 Takip Edilen235 Takipçiler
Yui, retweetledi

Yui, retweetledi

Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi

دقیقا یک سال پیش #توماج_صالحی دستگیر شد. او یک هنرمند و خواننده رپ است که پس از کشته شدن مهسا امینی زن جوانکُرد توسط سپاه پاسداران، بخشی از جنبش زن زندگی آزادی بود. او موزیک رپ خواند، جرمش این بود! بعنوان یک خواننده رپ و هنرمند شکنجه شد و در نهایت به ۶ سال و سه ماه حبس محکوم شد و در زندان است. ما همچنان به او فکر میکنیم و خواستار آزادی او هستیم. او هیچ جرمی نکرده، زن زندگی آزادی.
#FreeToomaj
Helmut Brandstätter MdEP@HBrandstaetter
Toomaj Salehi sitzt seit einem Jahr im Gefängnis im Iran & wurde gefoltert. Weil er über Grundrechte, Frauenrechte & Freiheit gerappt hat. Ich habe die Patenschaft für ihn übernommen & fordere seine bzw die Freilassung aller politischen Gefangenen. Frau, Leben, Freiheit.
فارسی
Yui, retweetledi

من #ستایش_شریفی_نیا هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۳ دی ماه ۱۴۰۱. فقط ۱۶ سالم بود، متولد ۳۱ مرداد ماه ۱۳۸۵. اهل روستای بالاجاده کردکوی و ساکن کردکوی از توابع گرگان در غرب استان گلستان بودم. دانش آموز بودم و عاشق زندگی. من یه بلاگر کوچک روی اینستاگرام بودم. پدر و مادرم وقتی من فقط هفت سالم بود از هم جدا شده بودن و مادرم منو به تنهایی بزرگ کرده بود، من تک فرزند بودم.
با شروع اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن مهسا امینی، منم به خیابون میرفتم تا در کنار هموطنام اعتراض خودمو فریاد بزنم. من دو بار بازداشت شدم، دفعه اول چند روزی زندان بودم، دادستان کردکوی جرم منو لیدری یه گروه معترض اعلام کرد! مادرم سند خونه مادر بزرگمو برام وثیقه گذاشت که بعد از گذشت چهار ماه هنوزم اونو به خانوادم پس ندادن. دفعه دوم سه ماه تو زندان بودم و خیلی شکنجه شدم، آنقدر حالم بد بود که مامورای امنیتی منو در تاریخ ۶ دیماه ۱۴۰۱ منتقل کردن به بیمارستان امیرالمومنین کردکوی ولی قبلش داروهایی رو به من خوروندن. توی بیمارستان پزشکا متوجه شکستگی انگشت شست همینطور ضربه به مغز و آسیب شدید به ریه هام شدن. پزشک تو بیمارستان تایید کرد که ریه های من بر اثر شکنجه شدیدا آسیب دیده. من در اثر این جراحات به کما رفتم. بعد از چند روز از کما دراومدم ولی وضعیتم بد بود، خیلی ضعیف شده بودم و سطح هوشیاریم پایین بود و تحمل فشار بیشتری رو نداشتم. توی همون حال بازجو و شکنجه گری که توی زندان عذابم داده بود اومد به دیدنم! اون گفت اگه از اینجا بیرون بیای پنج سال حبس داری و برمیگردی پیش خودمون! من که تحمل این شوک رو نداشتم قلبم از حرکت ایستاد…
بعد از کشته شدنم مامورای امنیتی مادرمو شدیدا تحت فشار گذاشتن که باید اعتراف اجباری بکنه و بگه که فوت من هیچ ربطی به اعتراضات نداشته و من بیماری زمینه ای داشتم وگرنه جنازمو بهش تحویل نمیدن، سه روز مادرم تو فشار بود که بگه اونا منو نکشتن! و وقتی ناچارا اعتراف کرد جنازمو تحویل گرفت.
پیکر بیجون من مظلومانه در زادگاهم به خاک سپرده شد.
چندی قبل از کشته شدنم این بیت شعر رو خوندم:
«ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا به پا خیزد
که سنگین میرود مرده ز بس که آرزو دارد»
بله هموطن من پر از شور و شوق زندگی بودم با هزاران آرزو در سر ولی مزدورای جنایتکار نذاشتن تو وطن خودم زندگی کنم، من سهم خودمو با فدا کردن جانم پرداختم، تو هم برای به دست آوردن آزادی مبارزه کن و خسته نشو، اسممو به یادت بسپار تا روز آزادی….💔
#مهسا_امینی
#علیه_فراموشی




فارسی
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi
Yui, retweetledi























