هر دفعه من با تراپیستم صحبت میکنم ،این زن یجوری به ذهن آشفته ی من نظم میده و گره هارو باز میکنه ... و تو همون چند دیقه انقدر راهکار مفید میده ...هر دفعه برگام میریزه اصلا
و هیچوقت حتی ذره ای تو کوچکترین چیزا از سمت من تصمیم نگرفته ...حتی اگه خودمم اصرار کنم که نظرش رو بگه
در حیرتم از شجاعت دانشجوهامون...بعد این سرکوب وحشتناک، جایی که همه اسم و مشخصات و هر جور دسترسی بهشون وجود داره
اومدن و آزادی رو فریاد میزنن...
من خاک پاتونم واقعا ...
شرف ینی شما ...