
Mahi
1.5K posts




تو رو به هر آنچه براتون ارزشمنده یه لحظه با خودتون روراست باشید، چطور زدن کارخونهی فولاد و انبار نفت و کشتن بچه مدرسهای رو میگذارید عملیات نظامی در حمایت از مردم ایران و مداخلهی بشردوستانه؟ تعریف حمایت براتون چیه؟

کمکها به فولاد مبارکه رسید. لعنت ابدی بر جنگ.







@Jannessarii @Mahidfgh مردم خودجوش در عزای امام شهیدشان به خیابون آمدند و بعد مقامات از این ایده استقبال کردند. حرکت از پایین بود. در طی ۲ سال نسل کشی هر جمعه نمازگزاران فریاد مرگ بر اسرائیل سر دادند. توده ها عاملیت دارند امروز.اگر مقامات هم به میان مردم نروند آنها آنجا هستند خطر را شناخته اند.

تاثیرات مخرب جنگ و پس از جنگ بیش از همه بر بخش بیثباتکار طبقهی کارگر از جمله کارگران روزمزد، دستفروشها، کسبوکارهای آنلاین و کارگران مراقبتی، خدماتی و نظافتی غیررسمی فرود میآید. جنگ صرفاً در میدانهای نبرد رخ نمیدهد. (۱)


🔻 در ستایش #طوفان_الأقصى: حماسهای که برای روایت پیروزی مقاومت سروده شد... | بخش اول | ۱. عملیات «طوفانالأقصی» در هفتم اکتبر، پس از چند دهه اسرائیل را با یک «تهدید وجودی» تمام عیار مواجه کرد. یک رخداد تکین که دینامیکهای جدیدی به سرتاسر منطقه و بلکه جهان تزریق کرد. ۲. پس از وقوع عملیات طوفانالأقصی، رژیم اسرائیل در بهت و گیجی مفرطی به سر میبرد. ژنرالهای پنجستارهی ارتش رژیم اسرائیل سرگیجه گرفته بودند و زانوان مقامات ارشد امنیتی-نظامی رژیم به لرزه افتاده بود. این همان لحظهای بود که سنوار امیدوار بود پس از ضربهی سنگین و گیجکنندهای که از غزّه بر رژیم اشغالگر اسرائیل وارد شده، جبهههای دیگر مقاومت نیز گشوده شوند و یکی پس از دیگری ضرباتی سریع و موثر بر پیکرهی ابن رژیم پادگانی وارد آورند. ۳. محاسبات شهید سنوار و دیگر یاران او در طراحی عملیات طوفان الاقصی صحیح بود. آنها صحنه را دقیق دیده بودند. تحولات منطقه را به دقت رصد کرده بودند و دستاوردهای حداقلی و حداکثری این عملیات برای مردم فلسطین، جبههی مقاومت و سرتاسر منطقه را درست ارزیابی کرده بودند. ۴. مانند هر استراتژیست حرفهای که اهمیت زمان و کنش موثر را در هر موقعیت معین از روند نبرد، به خوبی درمییابد، سنوار و یاراناش نیز تردید نداشتند که در پی اولین ضربه، باید ضربات دوم، سوم، و چندمی بر دشمن وارد شود، تا دشمن فرصت نفس کشیدن پیدا نکند، از گیجی بیرون نیاید و روحیهی خود را چنان ببازد که توان هرگونه واکنش و ابتکار عمل متناسب با وضعیت را از دست بدهد. ۵. یکی از مهمترین دکترینهایی که سنوار و همرزمان او، به عنوان مبنایی برای تداوم پیدا کردن عملیات طوفان الاقصی از سوی جبهههای دیگر مقاومت پیشفرض گرفته بودند، دکترین «وحدت ساحات» بود. چارچوب اصولی که شهید سیدحسن نصرالله نیز در نخستین سخنرانی خود پس از هفتم اکتبر به عنوان مبنایی برای تعیین راهبردهای جبهه مقاومت بر آن تأکید و اعلام کرد: «این جنگ، علیرغم طراحی فلسطینی آن، جنگ تعیین سرنوشت سرتاسر منطقه و تمام جبهههای مقاومت خواهد بود.» فهم دقیقی که در عمل، اساس تعیین راهبردها، تاکتیکها و عملیاتها در تمامی جبههها قرار نگرفت. ۶. آنچه سنوار و همرزمان او پیش از انجام عملیات طوفانالأقصی نتوانسته بودند به طور واقعبینانه دریابند، پیشبینی فهم ایران (در تراز State) از ماهیت این نبرد احتمالی و میزان تعیینکنندگی آن در سرنوشت نیروهای مقاومت منطقه بود. سنوار در غزّه، حتی اگر میخواست، باز هم نمیتوانست ببیند که در لایههای پنهانتر سیاست در تهران، چه میگذرد. سنوار رهبر ایران و رزمندگان پای در میدان مقاومت نظیر حاج قاسم، حاج رمضان، حاج علی، سیدرضی و... را دیده بود، اما نشانههای غلبهی عقلانیت تکنوکراتیک بر عقلانیت انقلابی در تهران را ندیده بود. ۷. آیا سنوار در هفتهها و روزهای منتهی به شهادتاش با این پرسش جانکاه مواجه شده بود: «چگونه ممکن است همان ایرانی که محور مقاومت را در سرتاسر منطقه گسترش داده، در نقطهی عطف هفتم اکتبر ارادهی انقلابیاش دستخوش عقل ابزاری ضدّمقاومت شود و به سرنوشت جبههی مقاومت سهلانگارانه و حتی کاسبکارانه بیاندیشد؟» آیا در آن معرکه که خون شمشیر را فتح کرده بود، فرصت کافی داشت تا این پرسش از مخیّلهاش بگذرد: «میان دو ایران ناهمگون، از کدام سخن میگوییم؟» ۸. سنوار شهید شد و شاید هرگز درنیافت که سیاست در تهران، هیبرید است و چهرهای ژانوسی دارد. آنچنان دوتکه و در خود متناقض که در بزنگاهی مانند هفتم اکتبر، یک رخ آن، رخ دیگرش را تدریجاً میبلعد و در خود مستحیل میکند. دردناک است اما دوپارگی و تناقضات درونساختاری دولت ایران در لحظهی تعیینکنندهی هفتم اکتبر به نقطهای رسیده بود که عمود خیمهی محور مقاومت، به ستون ممانعت برای دیگر بازوان مقاومت (به جز غزه و یمن) بدل شد... (پایان بخش ۱/ادامه در توییت بعدی👇🏻) #هفت_اکتبر #شهداء_على_طريق_القدس #October7 #GazaGenocide







