

mahin_mahmoodi
5.3K posts

@MahinMMK





مانیفست رنسانس ایران آزاد اصل-۷: اداره امور کشور بصورت شرکت سهامی عام. به اداره امور یک مملکت میتوان به عنوان یک شرکت سهامی عام نیز نگاه کرد که در آن هر ایرانی دارای یک سهم (با رعایت امتیاز منطقه ای) و دارای یک حق رای میباشد. در این رابطه یک هیئت انتخابی به عنوان اعضای هیئت مدیره نسبت به اداره امور مملکت می پردازند که پس از انقضای تاریخ خدمت و یا… جای خود را به افراد دیگری خواهند داد. انتخاب اعضای هیئت مدیره بر اساس تخصصهای مورد نیاز در این رابطه تعیین و انجام میشود. محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری mataheri.com/pishnevis-elam… @TaheriOfficial #محمدعلی_طاهری #سازمان_صلح_طاهری #مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد #انقلاب_رنسانسی #Taheri_Movement



انیمیشن #رنسانس_ایران_آزاد (قسمت اول): ملت حاکم بر سرنوشت خود زمان پخش: جمعه 25 جولای 2025 - 3 مرداد 1404 ساعت 14 به وقت ایران لینک یوتیوب: youtu.be/gYffHzAJ2QU?si… #محمدعلی_طاهری #سازمان_صلح_طاهری #اینتریونیورسالیزم #نه_به_حکومتهای_مادامالعمری

یک مرد پیدا میشود؟! محمد نوریزاد، نویسنده و زندانی سیاسی، در اعتراض به توقیف نوشتهها و وسایل شخصیاش در #زندان_تهران_بزرگ، به خود آسیب زده و از ناحیه سر و پیشانی مجروح شده است. از آنجا که یک زندانی، هیچ ابزار و دستاویزی برای اعتراض و دفاع از حق خود در اختیار ندارد، #محمد_نوریزاد ناگزیر، بدن زخمی و بیدفاع خود را به میدان اعتراض آورده تا فریاد حقطلبیاش شنیده شود. او که رمان ناتمامش را «همچون فرزند خود» میداند، در اعتراض به عدم تحویل دادن وسایل و ابزار کار خود و پس از بیپاسخ ماندن خواستههایش، جانش را در کف دست گرفته تا از آخرین داشتهاش برای احقاق حق استفاده کند. اکنون، روایت فاطمه ملکی، همسر ایشان از این واقعه، تصویر هولناکی از سرکوب سیستماتیک حق و اندیشه در جمهوری اسلامی ارائه میدهد: به نام خدای آزادی «یک مرد پیدا میشود؟!» بعد از ظهر در این فکر بودم که چرا آقای نوریزاد از دیروز تماس نداشتند؟! دیشب که خوابشان را دیدم، حس کردم شاید خبری شده باشد. نگاهی به گوشیام کردم، این پیامها را دیدم: «سلام. روز شما بخیر . امیدوارم حالتون خوب باشه. حال آقای نوریزاد زیاد خوب نیست. اگر تماس نداشتند یا کمتر تماس گرفتند به این دلیل هست. دیشب و امروز رو هم بهشون سرم زدند و آرامبخش و خواب آور و مسکن تزریق کردند که در حال استراحت هستند. گفتند: به شما اطلاع بدم که نگران نباشید، سخت هست براشون که بیان پای تلفن! و نیاز هست به استراحت بیشتر! گفتند که به شما اطلاع بدهیم کمی که حالشون بهتر شد، حتما تماس میگیرند. نمیدونم اطلاع دارید یا نه؟ دیروز ایشون در اعتراض به عدم تحویل دادن وسایل و ابزار کارشون که براشون آورده بودین به خودشون آسیب زدند! و پیشانی و سرشون زخم شده! اما در کل امروز بهتر هستند. مسئولین زندان هم ترسیدند و بهشون قول دادند که وسایل شون رو به دستشون برسونن. البته تا امروز وسایل رو هنوز تحویل ندادند، ولی احتمالا تا فردا تحویلشون میشه ... اگر خبر دیگه ای شد، حتما به شما اطلاع میدهم . جناب نوریزاد عزیز هم تا دیروز از شدت ضعف و بیحالی قادر به صحبت با کسی نبودند ! اما امیدوارم به زودی با شما تماس بگیرند و حالشون کاملا خوب شده باشه ! اگر امری و سوالی بود در خدمتم به امید آزادی شون 🕊 البته برخی وسایل شون هم وسایلی بوده که در اوین جا مانده بود و بهشون قول داده بودند، اما تحویلشون نمیدادند که باعث عصبانیت ایشون شده که دست به اعتراض زده بودند.» با خواندن این پیامها خشکم زد. یعنی چه؟! آنقدر حالش بد است که از دیروز تا بحال نتوانسته تماسی داشته باشد؟!!! در آخرین تماسی که دیروز ظهر سهشنبه ۳۱ تیرماه داشتند؛ گفتند: نوشتههایی که شما آورده بودید برای غلطگیری هنوز به من ندادهاند؛ این نوشتهها (رمان) بمثابه فرزند من است. اگر بخواهند سر به سر من بگذارند، نشانشان خواهم داد. گویا سربسرشان گذاشته اند. او که جانی بیش در اختیار ندارد و تنها حربه برای گرفتن حقش است را در کف دستش به اعتراض گذاشته و باکی هم از پیامد آن ندارد. خجالت بکشید؛ بس کنید. اگر آزاد بود، منت شما را نمی کشید که اینهمه به زحمت بیفتد. الان که این شکوائیه را می نویسم؛ ساعت ۱۱ شب چهارشنبه است. چه کنیم که از دست این قوم ظالم رهایی بیابیم؟! با زبان خوش گفتهایم نشنیدهاید؛ فریاد زدیم نشنیدهاید؛ حال باید سینه هامان را سپر کنیم و خشمگنانه مشتهامان را گره کنیم و فریاد وامصیبتا سر بدهیم؛ کجا؟ نمیدانم. دم در زندان تهران بزرگ؟ در خرابه های اوین؟ مقابل ساختمان قوه قضاییه؟ هیچ نمیدانم؟ نگرانم، چه بر سر محمد آمده؟ کسی هست به این نمیدانمها پاسخی بدهد؟ یک مرد پیدا میشود؟!! فاطمه ملکی اول مرداد ۱۴۰۴ #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #HumanRightsViolations



انیمیشن #رنسانس_ایران_آزاد (قسمت اول): ملت حاکم بر سرنوشت خود زمان پخش: جمعه 25 جولای 2025 - 3 مرداد 1404 ساعت 14 به وقت ایران لینک یوتیوب: youtu.be/gYffHzAJ2QU?si… #محمدعلی_طاهری #سازمان_صلح_طاهری #اینتریونیورسالیزم #نه_به_حکومتهای_مادامالعمری


انیمیشن #رنسانس_ایران_آزاد (قسمت اول): ملت حاکم بر سرنوشت خود زمان پخش: جمعه 25 جولای 2025 - 3 مرداد 1404 ساعت 14 به وقت ایران لینک یوتیوب: youtu.be/gYffHzAJ2QU?si… #محمدعلی_طاهری #سازمان_صلح_طاهری #اینتریونیورسالیزم #نه_به_حکومتهای_مادامالعمری


انیمیشن #رنسانس_ایران_آزاد (قسمت اول): ملت حاکم بر سرنوشت خود زمان پخش: جمعه 25 جولای 2025 - 3 مرداد 1404 ساعت 14 به وقت ایران لینک یوتیوب: youtu.be/gYffHzAJ2QU?si… #محمدعلی_طاهری #سازمان_صلح_طاهری #اینتریونیورسالیزم #نه_به_حکومتهای_مادامالعمری

یک مرد پیدا میشود؟! محمد نوریزاد، نویسنده و زندانی سیاسی، در اعتراض به توقیف نوشتهها و وسایل شخصیاش در #زندان_تهران_بزرگ، به خود آسیب زده و از ناحیه سر و پیشانی مجروح شده است. از آنجا که یک زندانی، هیچ ابزار و دستاویزی برای اعتراض و دفاع از حق خود در اختیار ندارد، #محمد_نوریزاد ناگزیر، بدن زخمی و بیدفاع خود را به میدان اعتراض آورده تا فریاد حقطلبیاش شنیده شود. او که رمان ناتمامش را «همچون فرزند خود» میداند، در اعتراض به عدم تحویل دادن وسایل و ابزار کار خود و پس از بیپاسخ ماندن خواستههایش، جانش را در کف دست گرفته تا از آخرین داشتهاش برای احقاق حق استفاده کند. اکنون، روایت فاطمه ملکی، همسر ایشان از این واقعه، تصویر هولناکی از سرکوب سیستماتیک حق و اندیشه در جمهوری اسلامی ارائه میدهد: به نام خدای آزادی «یک مرد پیدا میشود؟!» بعد از ظهر در این فکر بودم که چرا آقای نوریزاد از دیروز تماس نداشتند؟! دیشب که خوابشان را دیدم، حس کردم شاید خبری شده باشد. نگاهی به گوشیام کردم، این پیامها را دیدم: «سلام. روز شما بخیر . امیدوارم حالتون خوب باشه. حال آقای نوریزاد زیاد خوب نیست. اگر تماس نداشتند یا کمتر تماس گرفتند به این دلیل هست. دیشب و امروز رو هم بهشون سرم زدند و آرامبخش و خواب آور و مسکن تزریق کردند که در حال استراحت هستند. گفتند: به شما اطلاع بدم که نگران نباشید، سخت هست براشون که بیان پای تلفن! و نیاز هست به استراحت بیشتر! گفتند که به شما اطلاع بدهیم کمی که حالشون بهتر شد، حتما تماس میگیرند. نمیدونم اطلاع دارید یا نه؟ دیروز ایشون در اعتراض به عدم تحویل دادن وسایل و ابزار کارشون که براشون آورده بودین به خودشون آسیب زدند! و پیشانی و سرشون زخم شده! اما در کل امروز بهتر هستند. مسئولین زندان هم ترسیدند و بهشون قول دادند که وسایل شون رو به دستشون برسونن. البته تا امروز وسایل رو هنوز تحویل ندادند، ولی احتمالا تا فردا تحویلشون میشه ... اگر خبر دیگه ای شد، حتما به شما اطلاع میدهم . جناب نوریزاد عزیز هم تا دیروز از شدت ضعف و بیحالی قادر به صحبت با کسی نبودند ! اما امیدوارم به زودی با شما تماس بگیرند و حالشون کاملا خوب شده باشه ! اگر امری و سوالی بود در خدمتم به امید آزادی شون 🕊 البته برخی وسایل شون هم وسایلی بوده که در اوین جا مانده بود و بهشون قول داده بودند، اما تحویلشون نمیدادند که باعث عصبانیت ایشون شده که دست به اعتراض زده بودند.» با خواندن این پیامها خشکم زد. یعنی چه؟! آنقدر حالش بد است که از دیروز تا بحال نتوانسته تماسی داشته باشد؟!!! در آخرین تماسی که دیروز ظهر سهشنبه ۳۱ تیرماه داشتند؛ گفتند: نوشتههایی که شما آورده بودید برای غلطگیری هنوز به من ندادهاند؛ این نوشتهها (رمان) بمثابه فرزند من است. اگر بخواهند سر به سر من بگذارند، نشانشان خواهم داد. گویا سربسرشان گذاشته اند. او که جانی بیش در اختیار ندارد و تنها حربه برای گرفتن حقش است را در کف دستش به اعتراض گذاشته و باکی هم از پیامد آن ندارد. خجالت بکشید؛ بس کنید. اگر آزاد بود، منت شما را نمی کشید که اینهمه به زحمت بیفتد. الان که این شکوائیه را می نویسم؛ ساعت ۱۱ شب چهارشنبه است. چه کنیم که از دست این قوم ظالم رهایی بیابیم؟! با زبان خوش گفتهایم نشنیدهاید؛ فریاد زدیم نشنیدهاید؛ حال باید سینه هامان را سپر کنیم و خشمگنانه مشتهامان را گره کنیم و فریاد وامصیبتا سر بدهیم؛ کجا؟ نمیدانم. دم در زندان تهران بزرگ؟ در خرابه های اوین؟ مقابل ساختمان قوه قضاییه؟ هیچ نمیدانم؟ نگرانم، چه بر سر محمد آمده؟ کسی هست به این نمیدانمها پاسخی بدهد؟ یک مرد پیدا میشود؟!! فاطمه ملکی اول مرداد ۱۴۰۴ #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #HumanRightsViolations