Sabitlenmiş Tweet
ماحی
12.2K posts

ماحی
@MahlaMuhi
ادبیاتچی مهاجرت نکننده که فرانسه میداند و میخواهد فیلمساز شود!
Katılım Haziran 2017
1K Takip Edilen2.1K Takipçiler

@Ehsan_foe خیلی جالبه، من همچنان در حال خوندن جلد اول هستم و عینا روزگار ماست. ممنونم، قصدم همینه که کامل بخونم و بعد برم سراغ سوگ سیاوش. ممنونم. البته که توی این کتاب هم بسیار به حسین و عاشورا اشاره میکنه و جالبه برام.
فارسی

@MahlaMuhi مسکوب تو «سوگ سیاوش» یه فراز طولانی داره که خلاصهاش میشه ایران امت حسینه و شهادتطلبه. وقتی خوندمش، با اون ادبیات واسم باورنکردنی بود اینا رو مسکوب نوشته. خیلی هم تعزیهوار اون بخش رو نوشته.
فارسی
ماحی retweetledi
ماحی retweetledi

@MahlaMuhi دلم میخواد برم بیرون همه همسایهها تو این دهکده آلمانی رو بغلم کنم
فارسی
ماحی retweetledi

«فردوسی» محمدامین ریاحی، دلنشینترین کتابیه که در این باب خوندم. ساده و همهفهم.
هر کتابفروشي چندتایی کتاب بیادموندنی [با موضوعات مختلف] در ذهن داره که به محض درخواست مشتری پیشنهادش میده.
فردوسیِ ریاحی [مثل سعدی ضیا موحد] از هموندست کتابهاست. اولین پیشنهادم به مشتری فردوسیخوان.

Hessam Amiri@heamiri
بهترین متن یا کتابی که دربارهی شاهنامه (تفسیر، شرح، نقد و غیره) خوندین چی بوده؟
فارسی
ماحی retweetledi
ماحی retweetledi

یادم نیست از کی، اما خوانده بودم که :
امید انضباط و دیسیپلین است. ریشههایش مویرگی در رفتار روزمره ماست. اینکه تخت را مرتب میکنیم. چایی دم میکنیم. اخبار میخوانیم. ولو با نگرانی. امید، جهش از این خردهامیدواریها به آرمان بزرگ نیست. انضباط دادن به همین تکانههاست.
Bobz@BabakZakeri
من این مرحله را رد کردم. امید کشنده است و زجرآوره ولی نمیشه به کسی با استدلال گفت که باید امید داشت یا نداشت. این یه تصمیمه مثل ایمان آوردن. ناامیدی پرتت میکنه تو یه دایره خالی تو یه موبیوس میشی سیزیف ولی زنده میمونی. راز دوام آوردن سیزیف، ناامیدی از رهایی بود.
فارسی
ماحی retweetledi
ماحی retweetledi

این شبها میبینم که مردم برای چهلم بچههامون خرما و ساندویچ و… پخش میکنن. هرکدوم هم با یک جمله آدم رو بدرقه میکنن:
«دعا کن ظلم تموم بشه»
«لعنت به قاتلینشون» و…
این وسط، حرف پیرمردی که خرما پخش میکرد بیادم موند:
حتما دعا بخونین؛
خون این بچهها گردن حکومته ولی دِینِشون بگردن ماست.
ماحی@MahlaMuhi
اومد جلو گفت: بچهها سلام! و سینی رو آورد جلو و گفت: برای «بچههامون». و بغضی که تمام هفته سرکوب شده بود، اومد بالا و شد هق هق. هرگز تا به حال کلمهی «بچههامون» انقدر رنج و درد و اشک همراه خودش نداشته! #برای_بچههامون
فارسی











