دیده غماز!

128 posts

دیده غماز! banner
دیده غماز!

دیده غماز!

@Mhsaura

👁

somewhere Katılım Ağustos 2021
16 Takip Edilen11 Takipçiler
دیده غماز! retweetledi
lilacsi
lilacsi@lilacsiii·
بچه ها این توییت واقعا مهمه و ممنون میشم حداقل شیرش کنید من ۱۵ تومن بدهی دارم که هرچی سریع تر باید تسویه کنم گرافیک دیزاینرم و در حال حاضر نیمه وقت و پروژه ایی میتونم کار انجام بدم چون سر کار هم میرم. ممنون میشم اگه کسی نیاز به گرافیست داره، به من اطلاع بدید.
فارسی
34
530
1.6K
100.2K
mojtaba molaei chalchuq
mojtaba molaei chalchuq@chalchuq·
این سه تا هم این ماه رفتن خونه جدیدشون!🥹
mojtaba molaei chalchuq tweet mediamojtaba molaei chalchuq tweet mediamojtaba molaei chalchuq tweet media
فارسی
3
1
284
7.4K
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-کاش تو راست میگفتی و من واقعا متوهم بودم و تو توهم!
فارسی
0
0
0
10
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-این قسمت از تهرانو که تو خیابون 16 آذر قدم میزنم، به تو فکر میکنم و زیر لب میخونم: تو امیدی تو انتظارِ منی آرزویی.. تو روزگارِ منی! یادم می مونه.
فارسی
0
0
0
15
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-انگاری نفرینِ قلبِ این روحِ سفید همینه! "نه دوست خواهد داشت و نه دوست داشته خواهد شد"
فارسی
0
0
0
14
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-حالم، انگار که مادری برای جنازه ی بچه اش لالایی میخونه..
فارسی
0
0
0
13
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-شب خوش بگفتم خواب را‌.
فارسی
0
0
0
12
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-ساعت 03:33 صبح، من خیره به حرکتِ آرومِ ابر ها تو آسمونِ سیاه از روی ماهِ کامل!
فارسی
0
0
0
8
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-عشقم رو به تو با اولین باری که ببوسمت، تمام میکنم؛ و این یعنی هیچ وقت!
فارسی
0
0
0
6
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-به چگونگیِ ادامه ی راه زندگیم و خودکشی، به یک اندازه فکر میکنم.
فارسی
0
0
0
12
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-مجسمه ای از سنگِ سردِ سفیدم که از گوشه ی چشم هاش مایعِ بی رنگِ گرم روی ترک لب هاش و گردنش راه پیدا کرده!
فارسی
0
0
0
12
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-نوشدارویی و بعدِ مرگِ سهراب آمدی.
فارسی
0
0
0
10
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-دلیلی ندارم برای انجام دادن کار های مورد علاقه ام. حس میکنم شروع نشده، تموم شدم!
فارسی
0
0
0
6
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
_امروزمو خالی کردم برای انجام دادن کارایی که همیشه براشون انگیزه و ذوق دارم که متوجه شدم دیگه ندارم!
فارسی
0
0
0
4
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
_من چرا هر چه قدر درمورد تو گریه میکنم، خوب نمی شم؟!
فارسی
0
0
0
7
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-دست های ما که به سوی هم میدَوند، در هم قفل شده باهم یکی میشوند. سرمای ابدی پوستم که آتش زیر پوستت را به آغوش کشیده، آرام میکند. نبض تو که مثل خون به رگ های من میریزد.. و تپش اتفاق می افتد! این قلبِ بیرون از بدن، جان گرفته؛ آرام و بی واهمه، می تپد!
فارسی
0
0
0
10
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-ابر های بالا سرم تیره تر شده.
فارسی
0
0
0
9
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-تو باعث فوران من شدی و من بهت یاد دادم بهای نزدیک شدن به آتش، سوختنه!
فارسی
0
0
0
7
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-نگاهش میکنم و چشمام پُر میشه. دل تنگش میشم تو همین لحظه ای که نشسته کنارم، چون از یه جا به بعد نخواهد بود!
فارسی
0
0
0
13
دیده غماز!
دیده غماز!@Mhsaura·
-گفتیم خب منطقیه دیگه، یه خانمی با این کمالات.. بافتنی، لاک قرمز..خوشگل عین ماه! مام که اونجور، باید عاشقش شیم دیگه. :)
فارسی
0
0
0
6