مهران سماواتی
15.1K posts

مهران سماواتی
@Mimmeslematio
آزادیخواه، مخالف استبداد، زن زندگی آزادی





در پی انتشار پیام صوتی منوچهر پختیاری، پدر جاویدنام پویا بختیاری، در پادکست منوتو محتوای این پیام و چگونگی انتشار پیامهای صوتی از داخل زندان بررسی شد.

السلطات البحرينية تسقط الجنسية عن المنشد الإسلامي محمد غلوم.



روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارانوت» در گزارشی مفصل جزئیات طرحی را فاش کرد که هدف آن سرنگونی حکومت در ایران در جریان جنگ اخیر توصیف شده است، اما این طرح در نهایت ناکام ماند و به مرحله اجرا نرسید و «به گفته منابع، در میان دستاندرکاران آن در اسرائیل احساس ناکامی و از دست رفتن فرصت را ایجاد کرده است.» براساس داده های این گزارش سرنگونی برای تابستان امسال برنامهریزی شده بود تا اینکه اعتراضات دیماه شکل گرفت پس از پایان عملیات «طلوع شیران»، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو مدعی شدند که دو تهدید اصلی علیه اسرائیل یعنی برنامه هستهای و توان موشکی ایران، برای همیشه برطرف شده است. با این حال، ارزیابیهای میدانی تصویر متفاوتی ارائه میداد و نهادهای امنیتی اسرائیل با درک این واقعیت، بهسرعت به سمت آمادهسازی مرحله بعدی حرکت کردند. کارشناسان تاکید داشتند که حملات هوایی به زیرساختهای ایران بهتنهایی نمیتواند مسئله را حل کند و حتی در صورت موفقیت، به چرخهای از درگیریهای پیدرپی منجر خواهد شد. پس تنها اقدامی که میتواند آنها را از این چرخه خارج کند، سرنگونی حاکمیت در ایران است. بر اساس این گزارش، زمان اجرای این طرح برای ژوئن ۲۰۲۶ « تابستان » در نظر گرفته شده بود تا در آن زمان تمامی مقدمات فراهم و شرایط لازم مهیا شود. با این حال، در ژانویه سال جاری، دهها هزار نفر در ایران بهطور ناگهانی به خیابانها آمدند. به نوشته این گزارش، تلاشهای گستردهای که از سوی اسرائیل صورت گرفته بود، در پسزمینه این اعتراضات نقش داشته است. هرچند این اعتراضات به سقوط نظام منجر نشد و برخی معتقدند هنوز هم این اتفاق رخ نداده، اما تاثیر قابل توجهی بر تصمیمگیریها در سطحی دیگر، بهویژه در مارالاگو، محل اقامت دونالد ترامپ در فلوریدا، گذاشت. موفقیت این عملیات، بهگفته گزارش، به افزایش محبوبیت رئیس جمهوری آمریکا و تقویت اعتماد او به توان نظامی کشورش انجامید. در چنین فضایی، ترامپ به این باور رسید که ظرفیتهای نظامی تحت فرمان او محدودیتی ندارد. نتانیاهو در ۱۱ فوریه در کاخ سفید با ترامپ دیدار کرد و و در جلسهای در اتاق وضعیت، رئیس موساد از طریق ارتباطی رمزگذاریشده از اسرائیل به این نشست پیوست. در این جلسه، تمامی جزئیات طرح برای رئیس جمهوری آمریکا تشریح شد و فضای حاکم بر نشست مثبت ارزیابی شد. بهگفته این گزارش، ترامپ در آن مقطع حتی سناریویی مشابه آنچه در ونزوئلا رخ داده بود را برای تهران قابل تصور میدید، در حالی که تفاوتهای اساسی این دو وضعیت را در نظر نداشت. نتانیاهو نیز با این برداشت به کشور بازگشت که میان او و ترامپ هماهنگی کامل وجود دارد و اجرای طرح در همه ابعاد آن با چراغ سبز واشینگتن همراه است. یک روز بعد، مقامهای ارشد دولت آمریکا در جلسهای دیگر در همان اتاق وضعیت، اما بدون حضور هیئت اسرائیلی، به بررسی جزئیات طرح پرداختند؛ نشستی که بهگفته منابع، فضای آن کاملا متفاوت بود. بر اساس این گزارش، طرح سرنگونی نظام ایران ساختاری پیچیده داشت و قرار بود با حملات هوایی هدفمند اسرائیل علیه رهبر و مقامات ارشد آغاز شود. در این میان، محدودیتهای قانونی در آمریکا باعث میشد رئیس جمهوری نتواند مستقیما در چنین اقدامی دخالت کند، اما تا زمانی که اجرای عملیات بر عهده اسرائیل بود، ترامپ خود را از مسئولیت مستقیم مبرا میدانست و از این سناریو حمایت میکرد. طبق این طرح، پس از حدود ۱۰۰ ساعت حملات هوایی، مرحله دوم عملیات آغاز میشد؛ مرحلهای که بر سه محور اصلی استوار بود. نخستین محور، حمله زمینی از خاک عراق توسط نیروهای کُرد بود. گزارشها حاکی از آن است که در هفتههای اخیر، برخی خبرنگاران خارجی با فرماندهان و نیروهای مشارکتکننده در این طرح در اقلیم کردستان عراق گفتوگو کردهاند. به گفته این منابع، هدف اولیه ورود به مناطق کُردنشین ایران و سپس حرکت بهسمت تهران با همراهی نیروهای کُرد ایرانی بوده است؛ سناریویی که طراحان آن امیدوار بودند مشابه تحولات سوریه در پایان ۲۰۲۴ و هنگام سقوط بشار اسد پیش برود گزارش تاکید میکند که در چنین بسیج گستردهای که گروههای مختلفی از جمله کُردها، بلوچها و عربهای احوازی در آن مشارکت داشتند، حفظ محرمانگی دشوار بود. به گفته برخی منابع، نهادهای اطلاعاتی ایران از این طرح از پیش آگاه شده و اطلاعات آن را با ترکیه به اشتراک گذاشتند در ابتدای جنگ، دونالد ترامپ با کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، تماس میگیرد و از او میخواهد لندن به این درگیری بپیوندد. استارمر در پاسخ اعلام میکند که این موضوع را بررسی کرده و هفته آینده درباره آن با او گفتوگو خواهد کرد. اما ترامپ در واکنشی تند میگوید: «هفته آینده دیر است! این جنگ ظرف سه روز تمام خواهد شد……

نامهی منوچهر بختیاری به شاهزاده رضا پهلوی به نام خاک پاک ایران و ملت دربند ایران اینجانب در سال ۹۸، در اوج خیزش مردم، هنگامی که فرزند برومندم پویا را برای آزادی ایران از دست دادم، در گفتگو با شما سوگند خوردم؛ سوگندی که بهعنوان کاوه آهنگر تا آزادی جان، برای آزادی ایران، بازگشت نهاد شاهنشاهی و حاکمیت به مردم بجنگم. با بیشترین هزینهها و تاوانها، در طی سالها حتی یک قدم به عقب برنداشتم. این سوگند را با هفت سال زندان، شکنجه، انفرادی و از دست دادن زندگی و خانوادهام عمل کردم؛ بهایش را با گوشت و خون و جان پرداختم. اما امروز، با گذشت زمان، حقیقتی روشنتر از همیشه پیش روی ماست. در میان مدعیان پادشاهیخواهی، این شما هستید که بیش از همه به آنچه سوگند خوردید و به نهاد شاهنشاهی پشت کردهاید. ما از حاکمیت مردم دفاع میکنیم، بر پایه قانون اساسی مشروطه؛ قانونی که نیاکان ما، همچون سردار اسعد بختیاریها، تا پای جان برای آن ایستادند. اما شما همان قانونی را که به آن سوگند خوردید نادیده گرفتید و خود را «پدر» نامیدید. دموکراسی نوین همان حاکمیت مردم است؛ یعنی خواست و اراده مردم بر هر چیز مقدم است. ما جنگیدیم، هزاران کشته دادیم تا تصمیمگیرنده مردم باشند، نه تحمیل اراده فردی. نمیتوان از دموکراسی سخن گفت، اما صدای منتقدان را با برچسب «نفوذی» خاموش کرد. شما بهعنوان رهبر انقلاب ملی، پیش از هر چیز باید با مردم صادق باشید. اما متأسفانه تنها صدای اطرافیانتان را میشنوید؛ کسانی که به دنبال سهمخواهی و قدرتطلبی هستند و اهداف خود را در قالب «دفترچه گذار» با استفاده از نام و جایگاه شما به مردم تحمیل میکنند، در حالی که کمترین هزینهای برای آزادی ایران نپرداختهاند. رهبری مردمی که زیر سلطه رژیمی مسلح هستند، با نشستهای خارجی، عکس گرفتن و دیدار با سرمایهداران محقق نمیشود. مردمی که مقابل اسلحه و تیربار نفس میکشند، مطالباتشان سرمایهگذاری فردای ایران نیست. آزادی با برنامههای کلی و مبهم به دست نمیآید. من بهعنوان کسی که فرزندش را برای آزادی ایران از دست داده، و سالها با جان، خون و مال خود و خانوادهاش هزینه داده، از درون زندانها و میان زندانیان سیاسی، از شما میپرسم: برنامهتان برای سرنگونی رژیم چیست؟ آیا برنامه عملی و سازوکاری برای این کار وجود دارد؟ اگر هست، اکنون که رژیم در ضعیفترین وضعیت است، چرا اجرا نمیشود؟ در خیزشها، مردم به میدان آمدند، گلوله خوردند، کشته شدند، زندانی و شکنجه شدند و اعدام شدند. دهها هزار خانواده داغدار شدند و صدها هزار نفر بازداشت شدند. چه حمایتی از این مردم شد؟ چرا پیامهای نیروهای داخل بیپاسخ ماند؟ مردم همهچیزشان را دادند. آیا فقط آن باقی مانده بود که شما نیز پا به میدان بگذارید؟ وعده دادید که در تدارک آمدن به ایران هستید. رهبر یا وعده نمیدهد، یا اگر بدهد، عمل میکند. آیا میتوان برای آزادی به بیگانه تکیه کرد؟ به کسانی که یک روز مردم ایران را تهدید میکنند و روز دیگر با همان حکومت مذاکره میکنند؟ هر بیگانهای منافع خود را در اولویت دارد. ما باید بر خود تکیه کنیم. چرا از ضعف رژیم که زیر فشار خارجی است استفاده نمیکنید و وارد عمل نمیشوید؟ آزادی بدون هزینه به دست نمیآید، اما این هزینه نمیتواند همیشه از جیب مردم پرداخت شود. چرا طی این سالها هیچ سازماندهی واقعی شکل نگرفت؟ چرا حمایت مؤثری از زندانیان سیاسی و خانوادههایشان نشد؟ چرا ارتباط پایداری با داخل برقرار نشد؟ و بدتر از همه، صدای مبارزان داخل—زندانیان سیاسی و دادخواهان—نهتنها توسط رژیم، بلکه توسط اطرافیان شما نیز خاموش شد. صدایی که زندان و شکنجه نتوانست خاموش کند، با بایکوت و حذف رسانهای خاموش شد. ما حمایت نکردیم که همان ساختار سرکوب در خارج بازتولید شود. حمایت نکردیم که نیروهای مستقل و میهنپرست حذف و تخریب شوند. حتی خانوادههایی که بیشترین هزینه را دادهاند، از این تخریبها در امان نماندهاند. چرا در تجمعات خارج از کشور جای تصاویر جانباختگان خالی است؟ حمایت از زندانیان سیاسی کجاست؟ اگر هدف آزادی ایران است، این مسیر از مردم میگذرد، نه از پروژههای رسانهای بیرونی. این یک هشدار است، نه یک درخواست. وعدههای بیپشتوانه و عملیات فریب، مانند ادعای «۱۵۰ هزار نیروی ریزشی» یا «ارتش گارد جاویدان»، فقط جان مردم را به خطر میاندازد. امید کاذب مردم را به مقابله با گلوله میفرستد و ناامیدی پس از آن سرمایه اجتماعی را نابود میکند. ایران با پروژههای مصنوعی آزاد نمیشود. اینجا گلوله واقعی است، زندان واقعی است، اعدام واقعی است. مردان و زنانی که ایستادهاند واقعیاند و هزینههایی که میدهند واقعی است. ادامه👇

























