@Ahmad19101404 غیر از ماها هیشکی اینارو نمیتونه تصور هم بکنه
تازه اگه ۵.۶ تا همراه هم نداشتیم که عقب میموندیم از صف چون برای جا جا به شدن تا به اون تریلی ها رسیدن به حداقل ۵.۶ نفر نیاز بود
سیاوش که ۱۰۰کیلو خودش بودش بچم سنگین تر هم شده بود ما ۱۱صبح تا ۷ شب تو اون صف بودیم تا به تریلی برسیم..
بعد از پیداکردن پیکر عزیزامون تو کهریزک، برای انتقالشون به بهشتزهرا، همه ی خانواده ها تو صف بودند۵-۶ساعت در صفی ماندیم که هر بیست دقیقه یک متر جلو میرفت
هر بار پا میشدیم، احمد رو بلند میکردیم، چند قدم جلوتر میبردیم،
دوباره مینشستیم کنارش و ما همونجا،جا موندیم
#احمد_خسروانی
در روزنامه «فرایتاگ آلمان» مطلبی با عنوان «رضا پهلوی و واقعیت: میان خودنمایی و ناتوانی در پذیرش نقد» از من منتشر شدهاست که در آن به برخورد رضا پهلوی و هوادارانش با انتقاد میپردازم، دروغهای رسانهایش در کنفرانس مطبوعاتی برلین را میشکافم، به دروغها و کمپین رسانهایش در رابطه با اعتراضا دی در فارسی و ایران اینترنشنال اشاره میکنم ودر نهایت به برخوردشان با منوچهر بختیاری میپردازم. ترجمه مطلب را اینجا ضمیمه میکنم:
فردی که خود را «رهبر گذار» اپوزیسیون ایران مینامد، با انتقادهایی جدی روبهروست: فقدان شفافیت و عدم تمایل به پاسخگویی به پرسشهای انتقادی، تردیدهایی اساسی درباره تواناییهای رهبری او ایجاد کرده است.
مینا خانی
رضا پهلوی با کتوشلوار آبی روشن خود، حدود یک هفته پیش در سالن کنفرانس مطبوعاتی فدرال آلمان در برلین نشسته است. هنگام دنبال کردن این نشست خبری، بار دیگر به نکتهای برمیخورم: هیچ روزنامهنگار یا نویسنده ایرانی به او دسترسی ندارد تا بتواند پرسشهای انتقادی مطرح کند.
بهعنوان یک نویسنده ایرانی، من امکان طرح پرسش به زبان فارسی را ندارم. در عوض، مجبورم برای شرکت در نشستهای خبری به زبان آلمانی یا انگلیسی ثبتنام کنم تا بتوانم پرسشهای بسیاری از ایرانیان را مطرح کنم. رضا پهلوی سالهاست که مصاحبهای به زبان فارسی انجام نداده که در آن با پرسشهای انتقادی مواجه شود.
در نشست مطبوعاتی ۲۳ آوریل، از رضا پهلوی درباره مواضع مختلفش نسبت به وضعیت کنونی ایران پرسش شد. نحوه برخورد او با فضای رسانهای آلمان – بهویژه در مواجهه با پرسشهای انتقادی – قابل توجه است. او سخنان خود را با اشاره به مردم بیگناه و معترضان در ایران آغاز میکند که در جریان اعتراضات ژانویه ظرف چند روز توسط حکومت کشته شدند. اما تقریباً اشارهای نمیکند به اینکه پیش از ۸ ژانویه، بارها مدعی شده بود دستگاههای سرکوب حکومت فروپاشیدهاند و تنها کافی است میلیونها نفر به خیابانها بیایند.
او در اینجا آشکارا خلاف واقع میگوید – شاید با این امید که در فضای رسانهای آلمان، کسی اظهاراتش را بررسی نکند. در همین نشست خبری، رضا پهلوی ادعا میکند که در جریان اعتراضات ژانویه، وقتی خشونت حکومت را دید، به مردم توصیه کرده از خود محافظت کنند و در خانه بمانند. این ادعا نادرست است. در واقع، او در ۱۱ ژانویه – زمانی که سرکوب شدید اعتراضات کاملاً روشن شده بود – بار دیگر از مردم خواست به خیابانها بیایند و همچنان مدعی شد: «دستگاههای سرکوب حکومت فروپاشیدهاند.»
در این نشست، یک نویسنده از روزنامه تاتس نیز درباره موضع او نسبت به حملات احتمالی نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، پرسشی انتقادی مطرح کرد. اندکی پس از آنکه پائولینه یکل به تناقضگوییهای او در رسانههای مختلف اشاره کرد، رضا پهلوی آشکارا عصبی شد. این تصور شکل گرفت که او از الگویی آشنا پیروی میکند: «شما خیلی سؤال میپرسید، نفر بعدی!» اما زمانی که این خبرنگار به حق خود برای طرح پرسش دوم اشاره کرد، او با بیحوصلگی و نشانههایی از ناتوانی در کنترل موقعیت واکنش نشان داد. از این لحظه به بعد، برای حاضران روشن شد: رضا پهلوی پرسشهای انتقادی را برنمیتابد.
این نخستینبار نیست که او چنین رفتاری نشان میدهد. در یک نشست خبری در چارچوب کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۶، کسری ناجی، خبرنگار بیبیسی فارسی، از او پرسید چرا قادر به ایجاد اتحاد میان ایرانیان نیست. پاسخ او این بود: او منتقد ندارد، بلکه فقط دشمن دارد – اصلاحطلبان، جریانهای جداییطلب و سازمان مجاهدین خلق.
همزمان، حامیان او در خیابانهای برلین، مونیخ و دیگر شهرهای جهان شعار میدهند: «مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.» هنگامی که کریستین امانپور در همان کنفرانس به او اشاره کرد که هوادارانش به زندانیان سیاسی و دگراندیشان حمله میکنند، او مدعی شد این اقدامات کارزار حکومت است که به نام او انجام میشود. با این حال، او اشارهای نمیکند به اینکه همسرش، یاسمین پهلوی، همین شعار را منتشر کرده و بارها حملات علیه افرادی چون نرگس محمدی یا توماج صالحی را بازنشر یا حمایت کرده است. حتی افرادی که چنین حملاتی را سازماندهی کردهاند، از سوی او مورد تمجید قرار گرفتهاند.
فراخوانهای رضا پهلوی در جریان اعتراضات ژانویه، بخشی از یک کارزار رسانهای بودند که بهویژه توسط شبکه ایران اینترنشنال پوشش داده میشد. میلیونها نفر در ایران این شبکه را دنبال میکنند. از زمانی که اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» عقب رانده شد – بهویژه پس از ۷ اکتبر – جهتگیری مشخصی در این رسانه دیده میشود: تمرکز بر رضا پهلوی و حامیانش، و طرح جنگ بهعنوان راهحل.
در جریان اعتراضات ژانویه، بارها این تصور القا شد که حکومت در آستانه فروپاشی است. همزمان، حملات احتمالی نظامی آمریکا و اسرائیل بهعنوان بخشی از پروژهای مشترک تصویر شد که میتواند ظرف چند هفته به سقوط حکومت منجر شود. هشدارهای سازمانهای حقوق بشری درباره توان بالای سرکوب حکومت، تا حد زیادی نادیده گرفته شد.
رضا پهلوی همچنین ادعا کرده بود که حکومت قادر به قطع ارتباط ایران با جهان از طریق اینترنت نیست. او از «۱۰۰ هزار استارلینک» سخن گفت و ایران اینترنشنال را بهعنوان کانال جایگزین معرفی کرد. اما در واقع، در ۸ ژانویه اینترنت بهطور کامل قطع شد، و ارتباطات نیز بهشدت مختل گردید. نه خبری از ۱۰۰ هزار استارلینک بود، و نه این شبکه توانست بهصورت فوری خشونتهای در حال وقوع را پوشش دهد.
او همچنین مدعی شد بیش از ۵۰ هزار نیروی امنیتی به او پیوستهاند – رقمی که پس از اعتراضات حتی سه برابر شد. اما روشن نیست این ارتباطات در شرایط قطع کامل اینترنت چگونه برقرار شده، بدون آنکه حکومت از آن مطلع شود. پرسش مهم دیگری که همچنان بیپاسخ مانده این است: این دهها هزار نیروی امنیتی کجا هستند و چرا در جریان اعتراضات یا جنگ، به مردم نپیوستند؟
در سالهای اخیر، روشن شده که رضا پهلوی از رسانهها عمدتاً بهعنوان ابزاری برای خودنمایی استفاده میکند. او ادعاهای گستردهای مطرح میکند که اغلب قابل راستیآزمایی نیستند یا نادرستاند، و همزمان از پاسخگویی به پرسشهای انتقادی طفره میرود. در حالی که خود را «رهبر گذار» معرفی میکند، برنامههایش حاوی عناصری است که به تمرکز قدرت اشاره دارند: کنترل بر قوه قضاییه، پارلمان و نهادهای کلیدی پس از تغییر حکومت.
در پاسخ به پرسش درباره برنامه مشخص برای سقوط حکومت، او اغلب به عوامل خارجی – بهویژه مداخله نظامی – اشاره میکند. در حالی که دونالد ترامپ همزمان هشدارهایی مانند «یک تمدن کامل نابود خواهد شد» مطرح میکند، و از همان روزهای نخست تشدید درگیریها، اهداف غیرنظامی مانند یک مدرسه در میناب هدف قرار گرفتهاند.
شکاف میان وعدهها و واقعیت، آشکار است.
نحوه برخورد او با انتقاد، بهویژه در قبال خود ایرانیان، بهطور فزایندهای تحقیرآمیز شده است. حتی از درون زندانهای ایران نیز صداهایی بلند شدهاند. منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری که در اعتراضات آبان ۹۸ کشته شد و خود نیز زندانی است، از زندان هرمزگان پرسشهایی را مطرح کرده که بازتابدهنده دغدغه بسیاری است:
«چرا به پیامهای داخل ایران پاسخ نمیدهید؟ برنامهتان برای سرنگونی حکومت چیست؟ اصلاً برنامهای دارید؟ چرا با مردم صادق نیستید؟ مردم تا کجا باید هزینه بدهند و چرا شما مسئولیتی نمیپذیرید؟ شما وعده داده بودید به ایران بازگردید. یک رهبر وعده توخالی نمیدهد. آیا فقط به اطرافیان خود گوش میدهید؟ چرا باید به نیروهای خارجی تکیه کنیم؟ ما به خودمان تکیه میکنیم. چرا زندانیان سیاسی و خانوادههای دادخواه هم از سوی حکومت و هم از سوی هواداران شما مورد حمله قرار میگیرند؟»
واکنش رضا پهلوی قابل تأمل است: او در شبکه X، بختیاری را آنفالو کرد. همزمان، مشاوران و هوادارانش حملات گستردهای علیه خانواده بختیاری آغاز کردند.
freitag.de/autoren/der-fr…
آقای پهلوی، شما که اطلاع داشتید جمهوری اسلامی پنجشنبه ۱۸ دی در چه وسعتی دست به جنایت زده بود، چرا برای جمعه ۱۹ دی هم فراخوان دادید؟
شاید ادعای شما این است که اطلاع نداشتید. بسیار خب. اگر از وضعیت بیاطلاع بودید، بر چه اساس مردم را به خیابانی فرستادید که هیچ اتصالی با آن نداشتید؟
@khalokakaee واقعا. جهانی که یه مرد. زنه یه مرد دیگه رو می خواد که طلاقش بده و بعد خودش اونو می گیره و شوهر قبلی هم عین دیوانه ها کف می زند. چهانی که زنها رو اسیر و بچه هاشون رو ازشون می گیرن. و هر شب یکی در خدمت رهبر رجوی است. احمق ها از چی حرف می زنید. خاک بر سر حرمزاده تون
جهانی که #مريم_رجوى نوید میدهد، جهانی است که در آن:
۱. انسان با آرمانش تعریف میشود، نه با بیولوژیاش.
۲. رهبری نه یک امتیاز، بلکه سنگینترین فرم مسئولیت و فداکاری است.
۳. یگانگی جمعی، پناهگاه نهایی انسان در برابر اضطراب مدرنیته و توحش بنیادگرایی است.
امروز در مشهد
محمدرضا میری کارگر ۲۱ ساله
و مهدی رسولی کارگر ۲۵ ساله
بچه های انقلاب دی ماه
را به دار آویخته اند!
دادگاه انقلاب خانواده هایشان را فریب داده بود که حرف نزنند
گفته بود پرونده در کمیسیون عفو است.
اما امروز ساعت ده صبح دعوتشان کردند به گورستان.
به دیدار بچه هایشان.
قضات شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد وشعبه ۹ دیوان عالی کشور!
دستهایتان بدجوری به خون آلوده است
انتظارتان دیری نمی پاید!