@mohamad_rezaa__@Mahya_a_rahh ایرانی حاضره چادر روی سر مادرش بمونه و بوی عرق مادرش اجنبی رو از ناموسش دور کنه، ایرانی از اصل خودش فرار نمی کنه،غیرت داره!
@saeed_karimi_ir ما یکبار به جبر وارد یک دنیا میشویم،تا اینکه نافرمانی حضرت پدر را جبران کنیم،اما تمام دنیاهای دیگر را با انتخاب و اختیار وارد میشویم و ای کاش ابتدا تحقیق کنیم و راهنما پذیر باشیم.
@saeed_karimi_ir حج جزء اعمال سیاسی_عبادی هستش،سالانه تمام دنیا این جمعیت کثیر رو نگاه میکنه و این هم جاذبه داره و هم یک نوع قدرت نمایی و اتحاد بین کل مسلمانان هست، البته فلاسفه میگن وحدت در کثرت،راستی در ادیان دیگر چنین نمایش قدرت بین المللی وجود دارد؟
@saeed_karimi_ir احسنت هر کس مسئول انجام کاریست که مسئولیت آن را پذیرفته، اما گاهی نه از روی سوء ظن،بلکه از روی حسن ظن نه همواره بلکه گاهی،در راستای تخصص علمی،یا تجربی که داریم،در جامعه نسبت به همدیگر اگر نظارت داشته باشیم،خوب هست!
یه دختره توی یکی از کلیپهایی که وایرال هم شد، یه چیزی گفت که خیلی حق بود.
خبرنگار ازش پرسید:"شما به مسئولین مذاکرهکننده اعتماد دارید؟"
لبخند معنا داری زد و یه همچین چیزی گفت:"من کاری به این چیزا ندارم ،وظیفهی من اومدن توی تجمع و خیابان هستش..."
این دختر مسیر پیشرفت و نجات ایران رو در یک جمله خلاصه کرد.
@saeed_karimi_ir بسیار عالی،البته جامعه ما خیلی کم به مطالعه تفکرات دیگران می پردازد ابتدا باید جامعه روی به کتاب خواندن بیاورد و سپس آموزش ببیند که بر چه اساسی تجزیه و تحلیل کند
خیلی روی این مانور میدیم که جنگطلبها مطالعه نمیکنن و تاریخ نمیخونن....ولی واقعیتش اینه که خیلی از مهاجران جنگطلب و وطنفروشان داخلی اهل کتاب خوندن هستن و حتی تاریخ میخونن...
لذا تجزیه و تحلیل چیزی که میخونیم و انتخاب منبع خیلی مهمه...
آدولف هیتلر در کتاب نبرد من نکتهی جالبی میگه:
«افرادی را می شناسم که ساعتهای متمادی مطالعه میکنند ،کتاب پشت کتاب، از این صفحه به آن صفحه، اما با این همه نمیتوانم آنها را اهل كتاب بنامم. البته آنها دانستنیهای بسیاری دارند، اما به نظر می آید مغزشان توانایی تنظیم و دسته بندی مطالب ذخیره شده را ندارد. آنها توانایی تمایز قایل شدن بین مطالب مفید و غیر مفید را ندارند؛ بنابراین ممکن است مطالب بی فایده را در ذهن خود انباشته کنند و چه بسا حين مطالعه از مطالب مفید بگذرند»
@saeed_karimi_ir بسیار عالی،شاید خیلی از تاریخچه های منفی با داشتن دید مثبت (همراه با احتیاط) وامید(توکل به خدا)،تجربه ای درست و جدید را به ما بدهد،واقعا در حرفه شما دعوت به صبر،حالا با تکنیکهایی که شما تخصص دارید می تواند بهترین درمان برای دردهای بی درمان عجله و شتابزدگی باشد
میخوام یه کیس و یه نکته خودمونی رو خدمتتون عرض کنم:
مَردی ۳۰ ساله و خوشتیپ و با یک سیبیل توپ به کلینیک مراجعه کرد.
از طرف یک متخصص گوارش و یک روانپزشک به من ارجاع داده شده بود و ظاهرا روانپزشک مربوطه یک گزارش بالینی رو خطاب به من نوشته بود که بیمار گزارش رو گم کرده بود.
بیمار وضعیتش رو اینجوری توصیف کرد:
«والا مشکل اینه... من اصلاً آدم بدی نیستم، واقعاً. همسرم میگه تو بهترین شوهر دنیایی... تا وقتی که یهویی منفجر نشی. راستش خودمم نمیدونم چی میشه. یه لحظه همه چیز عادیه. بعدش... مثلاً دیشب، بچم فقط یه لیوان آب خواست. ولی من سه بار گفتم الان میارم، چرا هی تکرار میکنی بازم؟!....و یه دفعه از خشم منفجر میشم.»
روزی که این بیمار اومد کلینیک من خیلی خسته بودم لذا در بررسی تاریخچهی بیمار اشتباه کردم ضمن ضمن احساس همدلی و ایجاد رابطهی درمانی ،بدون بررسی سوابق درمانی گذشتهی این بندهخدا درمان cbt مبتنی بر کنترل خشم رو آغاز کردم... این در حالی بود که مُراجع میخواست به من القا کنه که مشکل پیچیدهای داره ...در حالی که من سهواً مسالهش رو به یه هدف کوتاه مدت تقلیل میدادم...
اما چه شد؟
این کیس تبدیل به یکی از بهترین مداخلههایم شد!
بسیاری از بستگان این درمانجو الان مُراجع ثابت من هستند چون حس کردن که جلسات من با اون بیمار نتایج بسیار مثبتی داشته!
اما اتفاقی که من رو بُهتزده کرد این بود که درمانجو در پایان دوره درمان، نامه ارجاع و گزارش بالینی رو پیدا کرد!!
اما اون روانپزشک طی نامهی ارجاع، درمانجو رو با چه تشخیصی به من ارجاع داده بود؟
Paranoid Personality Disorder (PPD)
Intermittent Explosive Disorder (IED)
یعنی اختلال انفجاری متناوب و اختلال شخصیت پارانوئید!
خب جدای از اینکه آیا تشخیصش درست بود یا غلط، بزارید براتون بگم که اگه این نامه ارجاع در ملاقات اول بدستم میرسید چه اتفاقی میافتاد:
من با دیدن این نامه میگرخیدم و شروع میکردم به تحقیق بیشتر در تاریخچه زندگی بیمار که به پیدا کردن چند تروما و طرحواره عجیب و یکی دوتا اختلال دیگه منتهی میشد...
بعدش منم یه دو دوتا چهارتا میکردم و به این فکر میکردم این مراجع سنگین رو قبول نکنم ...بعد به یه همکار معروفم ارجاعش میدادم که بعد از یکماه توی صف نوبت میموند و اون همکار هم بهش میگفت:"عزیزم برو پیش فلان روانپزشک و دارو درمانی رو شروع کن و برو یکماه دیگه برگرد" بعد بیمار حس میکرد داره پاسکاری میشه و احتملا خودش رو بیماری لاعلاج تصور میکرد و به این نتیجه میرسید بره مواد بزنه بهتره !
در واقع نجاتِ این درمانجو بخاطر مهارت و قابلیت من نبود...بلکه به خاطر این بود که من به صورت اتفاقی در دام برچسبهای قراردادی اختلالات نشدم و مُراجع رو یک فرد نسبتا سالم دیدم و از مواجهه با مشکلاتش نترسیدم و همچنین خودش هم از مسائلش نترسید و خودش رو یک آدم بدرد نخور ندید بلکه احساس کرد که عادات بدی داره که میتونه با قدری تلاش رفعش کنه!
من که اشتباهم رو در عدم توجه به سابقه درمانجو میپذیرم اما آیا اصلا تشخیص زدایی در روانشناسی طرفدارانی داره؟
بله، این رویکرد طرفداران جدی و سرسختی داره!
این گروه عمدتاً شامل برخی روانپزشکان انتقادی، روانشناسان انسانگرا، فعالان حقوق بیماران، فیلسوفان علم و جامعهشناسان پزشکی هستن.
اما دلایل اصلیشون چیا هست؟
1. برخلاف بیماریهای بدنی، برای اکثر اختلالات روانپزشکی هیچ آزمایش خون، اسکن مغزی یا بیومارکر قطعی وجود نداره. تشخیص بر اساس چکلیست علائم رفتاری و گفتاری هستش.
2. مشکل مرزگذاری (مرز بین نرمال و بیمار): کجاست مرز دقیق بین غم طبیعی و افسردگی بالینی؟ یا بین اضطراب عملکردی و اختلال اضطراب عمومی؟ منتقدان میگن این مرزها غالباً قراردادی و تحت تأثیر فرهنگ و منافع اقتصادی تعیین میشه!
3. آسیب برچسب روانپزشکی (Labeling Theory): تشخیص میتونه یک برچسب دائمی بشه که منجر به ننگ اجتماعی (استیگما)، خودکمبینی، محرومیت از فرصتهای شغلی یا اجتماعی و حتی پذیرش یک «نقش بیمار» بشه که بهبودی رو سختتر میکنه.
4. دستکاری اقتصادی (توسط صنعت دارو): مشهورترین مثال، گسترش مرزهای «اختلال دوقطبی خفیف» یا «اختلال نقص توجه» بوده که باعث شده بازار داروها عظیمتر بشه. منتقدان میگن بسیاری از تشخیصها برای فروش دارو «ساخته» میشن!
شاید روایتم براتون خسته کننده بود ولی مراقب تشخیصها و برچسبهایی که بهمون میزنن یا به دیگران میزنیم باشیم!
The truth of hour is !! Trump played a chess game considering he'll control everything on the board, while Iran has turned that chess battle with a mastermind move " Strait of Hormuz ", even USA/Israel couldn't dreamt the impact of this move, which made same trump to allow Iranian Oil tradeable for next 30 days to save himself from further humiliation.
BREAKING: Iran’s Supreme Leader Mojtaba Khamenei:
I request that our two brotherly countries, Afghanistan and Pakistan, establish better relations with each other for the sake of God and to prevent division among Muslims.
For my part, I am ready to take the necessary steps.
@ShaykhSulaiman Khamenei: let's unite for God.
US/Israel: let's bomb for profit.
The contrast is the entire war. One side builds. The other burns. 🇮🇷🕌🕊️ vs 🇺🇸🇮🇱💀