@myr1716017@amir_frsi@grok ضحاک ایرانی نبوده. تازی بوده. از دشت سواران نیزه گذار بوده. پدرش (مرداس) پادشاه عادل تازی بوده.
بعد از این که مردم ایران از بی خردی جمشید خسته شدند و شنیدند پادشاهی اژدهافش بر تازیان حکومت میکنه رفتند اونجا و از ضحاک خواستند به ایران بیاد.
فیلمای شادی مونیخ اصلا برام قابل درک نیست.
ابی و مازیار فلاحی میخونن، آدم ها میرقصن، دست میزنن، تو چهلم بچه های ایران!
نمیگم تو همه ی کوچه های شهرم ولی تو کوچه ها بنر تسلیت زده شده. عکس جوون ها به دیوار شهره.
همون شازده که فراخوان داد چطور روش شد با لبخند بیاد و دست تکون بده!
در حالی که ما زیر سایه ی جنگیم و با هر صدا فکر میکنیم آمریکا زد، با گرونی روزانه سخت دست و پنجه نرم میکنیم. شب با استرس میخوابیم و صبح با استرس بیدار میشیم.
شما با شادی و رقص در آرامش و بدون هیچ استرسی تو یه کشور دیگه برای شاهزاده دست و جیغ و هورا میکشید.
دیشب کلی برنامه چیدم برای امروز به همسر گفتم صبح زود بیدارم کن کار دارم قبل مدرسه ی بچه انجام بدم. بعدشم تا بچه نیست باید برم کارای بیرونو انجام بدم.
صبح بیدارم کرد گفت مدرسه ها تعطیله.
برای آلودگی هوا.
آخه آلودگی چی!!!!
خدا لعنتتون کنه.
دیگه روانی برام نمونده، هر روز تعطیلی.
دیروز تو سوپری خانمه میگفت هرچه زودتر هواپیمای شاهزاده میشینه تو فرودگاه ایران.
جانم فدای شاهزاده و از این حرفا.
همونجا باید دست مینداختم دهنشو جر میدادم، شاهزاده رو دیگه کجای دلمون بذاریم!
تا فعالیت تو پیجمو شروع کردم اعتراض شد و همه دارن میگن تو پیجاتون فعالیت نکنید.
یا یه سری میگن ما بخاطر این وضعیت فعلا فعالیتی نداریم.
مگه کارمندا نمیرن سرکار؟
مگه مغازه داری که مغازهش اجارهس مغازهشو بسته؟
مگه راننده ها نشستن تو خونه؟
چرا باید پیج ها فعالیت نکنن!؟
امروز روز افسردگیه.
صبح رفتم خیابان ایران زمین و قدم زنان از کنار "ویلاها" رد شدم تا به مقصد برسم.
الانم دارم میرم الهیه از جلو برج ها و خونه پولداریاش رد شم.
در نهایت هم شب با افسردگی میرم تو خونه ی کوچولوی خودم، تو مناطق نه چندان جالب شهر. 😕