
ننه پیشول
725 posts



به خودتون بیاین، برین باشگاه، برنامه سفر بچینید اگرم پول ندارین از حسابتون بردارید.


عنم گرفت.

در دوستیهای ایرانی در مهاجرت، ما در حال گذار از «دوستیِ قبیلهای» به «دوستیِ مدنی» هستیم. ساختار رفاقت در ایران عمدتا Totalitarian (تمامیتخواه) است! یعنی دوست باید در همه چیز (تفریح، عقیده، رفتوآمد خانوادگی) با ما یکی باشد. در جوامع غربی، یاد میگیریم که آدمها را در «پکیج های مجزا» بگذاریم (دوستِ ورزشی، دوستِ فکری، دوستِ کاری). ایرانی مهاجر اما همچنان به دنبال آن «رفیق شفیق» است که همهجا حضور داشته باشد! وقتی طرف مقابل طبق الگوی جامعه میزبان(غربی)، مرزگذاری (Boundary) میکند، ما آن را به حساب سردی یا بیمعرفتی میگذاریم. این برخورد دو الگوی رفاقت (سنتی قبیلهای در برابر مدرن فردگرا)، یکی از عوامل اصلی سرخوردگی در روابط است.

واقعا مرکز شهر خیلی سورئال شده از یه سرف بمبئیه از تعداد موتورسوار و خفتگیر. از یه طرف یه میلیارد دستفروش وایسادن که کسشعرترین اجناسو میدن. بعد اونور تیربار گذاشتن و زیرش دوتا دختر rave ای دارن سیگار میکشن. وسط میدونم که یه سری از این پرچمیا با بلندگو. واقعا کسشعر و عجیب

از روتین ورزشیم پرسیده بودید. دوستان هرروز صبح ۴ ست ۱۲ تایی گربه بالا ۷کیلو بزنید. اگه عضله های شکمتون بعد یه ماه درنیومد اسممو عوض میکنم













