خلاصه خیلی میتونم دربارش حرف بزنم ولی نه شما حوصله خوندن حرفای منو دارید و نه من فکم مثل قدیم پر حرفه
فقط خواستم بگم کتاب زوال بشری از اوسامه دازای رو بخونید اونقدر من عاشقش بودم که یه کتاب دیگه از همین نویسنده با نام " گل های لودگی " خریدم و تا الان شاهکار بوده
امان از افسردگی
آقای دازای به نظرم خیلی خوب رنج کشیدن رو میشناسه .وقتی یه اتفاق ناگوار رو تعریف میکنه جوری تعریف میکنه که من مخاطب اون رنج بهم منتقل میشه . شخصیتای داستاناش و اتفاقایی که براشون میوفته به طور واضح شباهتای زیادی به زندگی خود دازای داره . افسردگی تو تک تک خط ها مشخصه
میخوام ازین به بعد براتون از کتابایی که در حال خوندنشونم بگم قبلا این کارو نمیکردم چون حس میکردم مثل پز دادن میمونه ولی خب الان بیشتر ازین دید بهش نگاه میکنم که ای کاش بقیه هم از کتابایی که خوندن بهم معرفی کنن
خلاصه کلام با نویسنده ای آشنا شدم به نام اوسامه دازای ...
تو محل کارم بعد ۶ ماه کار کردن تازه فهمیدم دو تا از همکارام زن و شوهرن ( و غیر من همه میدونستن )
اونوقت ازم انتظارمممم میره که نخ دادن بقیه رو بفهمم 😂
بیخیال بابا
رفتم کتابفروشی کتاب هری پاتر بخرم
انقدر فروشنده بد نگاه کرد که بدون این که بپرسه گفتم " برای خواهرزاده ام میخوام "
ولی حقیقت ماجرا اینه که کتاب قبلی ای که داشتم رو گمکردم 😂
I am so cute
دو تا از کسایی که تو توییتر دنبال میکنمو اون روز تو خیابون انقلاب دیدم و حسم یه جوری بود که انگار دارم دو تا شخصیت تاریخی رو میبینم . همون قدر اتفاقی و همون قدر تعجب برانگیز ( هیچ اصن باهاشون ارتباط ندارم فقط قیافه هاشونو میشناسم )
سر قبرم هم الکی گریه نکنین حالم بد میشه اون دنیا
به جاش نفری دو سه بطری عرق بیارین اونجا خاطراتمو زنده کنین یکمشم بریزین رو خاکم ثواب داره ( یا شایدم صواب داره نمیدونم گیر ندین )