PAladiN🇮🇷
70.2K posts


اعتماد شما به این زن خیانت به مردم ایران است. این خانم صدای ملت ایران نیست... پهلوی است.



میگه دولت بریتانیا داره بررسی میکنه ببین حادثه امروز تروریستی بوده یا نه!!! :))) یارو مسلمون با چاقو دوتا یهودی رو زده وسط خیابون، بری بررسی کنی تروریستی بوده؟ یعنی ممکنه حمله بشر دوستانه بوده باشه؟ یا دعوای فامیلی؟ :))

در پی انتشار پیام صوتی منوچهر پختیاری، پدر جاویدنام پویا بختیاری، در پادکست منوتو محتوای این پیام و چگونگی انتشار پیامهای صوتی از داخل زندان بررسی شد.

بعضی مدافعان جنگ به ایده مبارزه مدنی خرده میگیرند که درین سالها هیچ حاصل و ثمری نداشته و تغییری در شرایط ایجاد نکرده است. حتی اگر فرض غلطشان را در مورد بیدستاوردی مبارزات مدنی و جنبشهای اجتماعی بپذیریم واقعاً آیا "هیچ" ازینهمه کشته و ویرانی و بیآیندگی حاصل از جنگ بهتر نیست؟!

من، روزی نیست که به مردم ممسنی فکر نکنم… به آگاهیشون، به شجاعتشون، به شعارهای محشرشون که موندگار شدن: «این سند جنایت اسلام است، این گل پرپر شدهی ایران است» «پرچم شیر و خورشید، ممسنی درخشید» «شاه میاد به کشورش، ممسنی پشت سرش» سر تعظیم فرود میارم جلوی این همه بیداری و دلیری.🙇🏻♂️

محکم بایستید که امروز روز حمایت از شاهزادهس. موقع برد نهایی که حسین رزاقم ازش حمایت میکنه. در فضای مهآلوده که باید خودتون رو نشون بدید. مغز معیوبی که میگه «شاهزاده فراخوان داد، مردم کشته شدن» دقیقا صد روز پیش داشت میگفت: «پهلوی هیچ کاری نمیکنه». پشت این پروپگاندا علیه پهلوی ۴۷ سال هزینه و مغزشوییه. ما رو با کارتونهایی علیه آریامهر بزرگ کردن. پشتش کولبازیهای چپ نادان دوران دانشگاهه. پشتش حتی ایرانی وامانده از ظلمه که چون زورش به جا نمیرسه میگه حالا فحش به پهلوی که تاوان نداره. اینه که محکم بایستید که جای درست همینجاست. از جاتون تکون نخورید.





ایرج مصداقی از اعضای ریبرند کردهی مجاهدین خلق و عضو «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی» در حرکتی خلخالیوار و با خشم و فریاد به ترور شخصیتی و اعتبارزدایی از منوچهر بختیاری و پیامش پرداخت. با امثال مصداقی و خشم و عقدهای که از تصویر و صدایش فوران میکند، تنها میتوان به بازتولید قبرستان خاوران و مدرسه رفاه کمک کرد نه استیفای حقوق ملت و زدودن ظلم از ساختار قضایی!

سلام و درود بر هموطنان عزیز و همزبانان کُرد باغیرتم، من ناصر بکرزاده هستم و صدای من را از زندان مرکزی ارومیه میشنوید. شاید این آخرین صدای من باشد. من فرزند ملا منصور هستم، ۲۶ ساله هستم و دو خواهر کوچکتر از خودم دارم. در سن ۲۳ سالگی، زمانی که در اوج آرزوها و میل به زندگی بودم، دستگیر شدم. پدر و مادرم از روز اول دستگیری من تا امروز، هر روز مردهاند و زنده شدهاند. غم دوری و فراق، بر روی دوششان سنگینی کرده و در اوج جوانی، پیر و شکسته شدهاند. زمانی شاد بودند و آرزو داشتند تکپسرشان را در لباس دامادی ببینند. چند روز پیش از دستگیریام قرار بود به خواستگاری برویم و اکنون ۴ سال است که آن دختر در انتظار من مانده است. همین الان هم که چند ساعت است خبر تأیید حکم اعدامم را شنیدم، نمیدانم چطور به او زنگ بزنم و بگویم که حکم من تأیید شده و قرار است اعدام شوم. پس از پایان تحصیلات مدرسه، با توجه به تصمیم پدرم و علاقهای که خودم داشتم، شروع به تحصیل در مدرسه علوم دینی صلاحالدین ایوبی پیرانشهر کردم. پس از دو سال درس خواندن، به دلیل شرایط خانواده، تصمیم گرفتم بخشی از بار مسئولیت را از دوش پدرم بردارم و یک مغازه فروش موبایل در ارومیه راهاندازی کردم. در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۲ دستگیر شدم و به مدت ۳ ماه در سلول انفرادی اطلاعات سپاه نگهداری شدم و تحت شدیدترین شکنجههای روحی قرار گرفتم. شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه پس از دو جلسه دادگاه در تابستان ۱۴۰۳، در پاییز همان سال بدون ارائه دلایل و مستندات کافی، حکم اعدام من را صادر کرد. این حکم در فروردین ۱۴۰۴ در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور، با توجه به نبود شواهد و مدارک قانونی، نقض شد. پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه ارجاع داده شد، اما همان دادگاه برای بار دوم، در سایه جنگ ۱۲ روزه، دوباره حکم اعدام صادر کرد. این حکم نیز بار دیگر در پاییز ۱۴۰۴ در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور نقض شد و بیگناهی من مورد تأیید قرار گرفت. با این حال، پرونده برای سومین بار به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه بازگشت ولی متأسفانه به دلیل شرایط کشور در دی ماه ۱۴۰۴، برای سومین بار، حکم اعدام من، بر اساس نامهای که از دفعات قبل کپی شده بود، صادر شد. این حکم امروز صبح از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور و در شرایط جنگی حاکم بر کشور، تأیید شد. شنیدن حکم اعدام شاید برای بیشتر مردم قابل درک نباشد، اما این حکم طوری است که هیچ کس و هیچ چیزی نمیتواند آن را تحمل کند. اعدام مرا کشت، متلاشی کرد و هر لحظه مُردن خودم را میبینم و خانوادهام را هم از پای درآورده است. از کنار این نامه اعدام راحت رد نشوید، امروز نوبت من است و فردا نوبت فرد دیگری. از هموطنان عزیزم، از کُردهای با غیرت در داخل کشور و هر جای دنیا، و از ماموستاهای آیینی که من از طلبههای آنها بودهام، خواهش میکنم صدای بیصدای من باشند. صدای مرا به گوش سازمانهای حقوق بشری، از جمله عفو بینالملل، و کل جهان برسانند. ارومیه با کل ایران فرق دارد. این را از صمیم قلب میگویم: نخستین «جرم» من کُرد بودنم بود و پس از آن، سنی بودنم. به داد من برسید. من نه اولین نفر هستم و نه آخرین نفر خواهم بود. ناصر بکرزاده ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ زندان مرکزی ارومیه منبع @KurdistanHRN x.com/KurdistanHRN/s…



سادهی اکس فارسی که مواقعی که ایران خبری نیست توی سر و کلهی هم میزنن، ندارن. یک مشت وجود مجازی دوزاری هستید جانم! خاک بر سرتون. در ضمن بنده هنوز اصلا گوش ندادم منوچهر بختیاری چی گفته و چند در صد حرفاش درسته و چند در صد غلط! از ۱۶۰ هزار ریزشی چه خبر؟ سلام.



Fuel prices in Europe typically range from €1.3 to €2.3 per liter; but here’s the key point: about half of that price is tax collected in the buyer country (European governments). For example, if petrol costs €1.8/L: 🔹 ~€0.5–0.6 = crude oil (paid to producing countries) 🔹 ~€0.3–0.4 = refining, transport, margins 🔹 ~€0.8–0.9 = taxes collected domestically in the purchasing country That means only 25–35% of the final price goes to oil-producing countries, while 50% or more goes directly to governments in the countries buying the fuel (excise + VAT). Bottom line: European governments collect about €0.8–1 per liter in taxes, often more than the value of the oil itself and these taxes are imposed and retained within the buyer countries, not paid to producers. What’s striking is that European governments could reduce fuel prices and the inflation they often blame on war or the Strait of Hormuz, simply by lowering these taxes and their own revenues. But they chose otherwise. Iranians are paying the price in blood for the revenues of European governments. #IranMassacre #KingRezaPahlavi










