از کلینیک برگشتم سمت خونه ،مهرشهر برق قطع بود رسیدم داخل ساختمون مجبور بودم تو ظلمات از پله ها برم بالا و ناگهان با یک جفت چشم تو تاریکی مواجه شدم که چشم های گربه بود😭😭😭
ترسیدم و خوردم زمین از رو پله ها🫠🫠😭😭
نمیدونم توییتم دیده میشه یا نه
اما مامان من تو سعادت اباد به ساندویچی کوچیک زده تو این شرایط
هر کسی از طرف من بره(درسا) میتونه با ده درصد تخفیف غذا بخوره🥲
رستوران تو سرو غربی پشت پارک صدفه
یه لقمه🥹❤️