Rangoo🤠♊️
34.9K posts

Rangoo🤠♊️
@Rangoo1985
و خدایی که همین نزدیکیست
یه جا همین نزدیکیا Katılım Ocak 2018
825 Takip Edilen2.2K Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet

@oshida_1399 به خودت افتخار کن که چقدر خودت دوست داری و برای خودت ارزش قائل هستی
فارسی

هشت سال پیش، مردی در را به رویم بست…
گفت: برو. دیگر هرگز برنگرد.
آن روز، با دو دختر کوچکم در خیابان ماندم.
نه پولی داشتم، نه جایی برای رفتن…
فقط لباسی که به تن داشتیم و کیفی کوچک در دستم.
من مریم هستم. حالا ۴۰ سالهام.
اما آن روز… زنی جوان بودم که هنوز زندگی را نمیشناختم.
در ۲۰ سالگی با حسین ازدواج کردم.
دو دختر داشتیم: سارا و تمنا.
سالها در خانهای زندگی کردم که در آن دیده نمیشدم؛
تمیز میکردم، غذا میپختم، بچهها را بزرگ میکردم…
و بیشتر از هر چیز، سکوت میکردم.
چون او فریاد میزد:
غذا سرده!
خانه کثیفه!
تو به هیچ دردی نمیخوری!
فکر میکردم اینها بخشی از زندگی زناشویی است…
چون هیچوقت دنیای دیگری را ندیده بودم.
تا اینکه یک روز گفت:
دیگر دوستت ندارم… یکی دیگر را پیدا کردهام. برو.
وقتی پرسیدم کجا بروم، شانه بالا انداخت:
به من ربطی ندارد.
و من رفتم…
درِ خانه مادرم را زدم. ما را پذیرفت، اما گفت موقتی است.
حق هم داشت… زندگی بارِ کسی را برای همیشه به دوش نمیکشد.
دنبال کار گشتم.
نه مدرکی داشتم، نه تجربهای.
هیچکس مرا نمیخواست.
بالاخره کاری در نظافت پیدا کردم؛
روزانه حدود ۳۰۰ هزار تومان.
ساعت شش صبح میرفتم و هشت شب برمیگشتم.
دستهایم ترک خورد.
کمرم درد گرفت.
اما تسلیم نشدم.
چون دو جفت چشم به من نگاه میکرد…
و من خستگی را فراموش کردم تا آنها گرسنه نمانند.
شبها، وقتی همه میخوابیدند…
من رؤیاهایم را در آغوش میگرفتم.
گفتند:دیپلمت را بگیر.
و من صدایی را که میگفت «نمیتوانی» خاموش کردم.
هر شب بعد از ساعت ۹، پشت کتابها مینشستم.
با خواب میجنگیدم،
صفحهها را با اشک خیس میکردم…
اما ادامه دادم.
پنج سال پیش، در ۳۵ سالگی دیپلم گرفتم.
وقتی مدرکم را گرفتم، گریه کردم…
چون برای اولین بار، به خودم ایمان آوردم.
بعد حسابداری یاد گرفتم.
کامپیوتر یاد گرفتم.
زندگی را یاد گرفتم.
در یک مغازه کوچک شروع به کار کردم.
ارتقا گرفتم. حقوقم بیشتر شد.
یک اتاق اجاره کردم…
بعد یک خانه دوخوابه.
دخترانم حالا تختهای جداگانه دارند.
دیگر روی زمین نمیخوابند.
و امروز…
من حسابدار یک شرکت بزرگم.
دخترانم درس میخوانند؛
یکی میخواهد پرستار شود، دیگری وکیل.
و من؟
دیگر نمیترسم.
دیروز، بعد از هشت سال، پیامی آمد.
از حسین.
نوشت:
وضعم بد شده… کارم را از دست دادهام. پولی ندارم. میتوانی کمکم کنی؟
گذشته جلوی چشمانم زنده شد:
خیابان… گرسنگی… اشکها…
اما بعد به آینه نگاه کردم.
آن زنِ شکسته دیگر وجود نداشت.
پاسخم کوتاه بود:
هشت سال پیش، من و دخترانت را در خیابان رها کردی.
حتی یک تومان هم ندادی.
حالا خودت راهت را پیدا کن.
پیام را فرستادم.
و برای اولین بار…
چیزی درونم نشکست.
برعکس، چیزی کامل شد.
امروز صبح زود بیدار شدم.
برای دخترانم صبحانه درست کردم.
آنها به مدرسه رفتند، من به کار.
روی میزم عکسی هست:
ما سه نفر… در حال خندیدن.
هشت سال پیش، هیچ نداشتم.
و امروز، همهچیز دارم:
یک خانه،
یک شغل،
دو فرزند قوی…
و مهمتر از همه، خودم را.
حسین؟
او تنهاست.
گاهی زندگی عدالت را دیر نشان میدهد…
اما وقتی نشان دهد،
سکوت درونت،
بزرگترین پیروزی خواهد بود.

فارسی

پیشنهاد میکنم:
- جمهوریخواهان عبدالله مهتدی و مسیح علینژاد را به عنوان «شورای نمایندگان ائتلاف جمهوریخواهان در دوران گذار» معرفی کنند.
- پادشاهیخواهان هم دو نفر را به عنوان نماینده دوران گذار در نظر بگیرند.
- نمایندگان دو طیف به همراه آقای پهلوی و یک سخنگو، تیمی ششنفره برای همگرایی اپوزیسیون در دوران گذار به رهبری شاهزاده تشکیل دهند.
- «شورای حقوقدانان برای ایران دموکراتیک» به عنوان پشتیبان حقوقی، کنار این تیم قرار بگیرند.
- در اولین اقدام، دفترچه دوران اضطرار را بازنگری و برای دیدار با رهبران جهان، با هدف به رسمیت شناختن خواست مردم ایران و براندازی رژیم جمهوری اسلامی برنامهریزی کنند.
——————————————
پ.ن: در حساسترین روزها، در پیچیدهترین شرایط و در کوتاهترین زمان، بهترین راهحل سیاسی لزوما دموکراتیکترین آن نیست.
@PahlaviReza
@AlinejadMasih
@AbdullahMohtadi
#IranMassacre
فارسی

۷ ساله معلمم
در کلاسام به #تورکی تدریس میکنم
هیچگاه برای بچهها ب فارسی تدریس نکردم
حتی دانشآموزی داشتم از قوچان ک بخاطر کار پدرش در نیروگاه برق #تبریز، انتقالی آمده بود و تورکی بلد نبود
بهش گفتم ما تورکی میخونیم شما هم کمکم یاد میگیری.
خلاصه بگم فارسی در آزربایجان آینده ندارد
Nima Afshar Naderi@nimania
@gun135798642 همین الان هم تلاش میکنم یاد بگیرمش. زبان قشنگیه. ولی اینکه شیمی رو به زبان ترکی با بودجه عمومی بخونه کسی؟نه مرسی.
فارسی

@ZaneSharghi1358 یه چی بگم
اینا از قصد این مدلی کار انجام میدن تا من و شما بهشون توجه منفی کنیم
فقط بلاک کنید و تمام
فارسی

امثال اینا ک تو لگن سالاد میخورن اومدن صبحانه منو جاج کردن😂😂😂😂بدبختای کثیف🤢
شوفر اسنپ ِ سیاست زده@BadeMokhalef
همه خانواده چهار نفره ما پا شدیم و سحری خوردیم حتی پسر ۹ ساله ام که دیشب با خواهش ازم قول گرفت که سحری بیدارش کنم خدایا شکرت، من همه اینارو از تربیت تو دامن پاک مادرم دارم از قسمت های بدون زرق و برق سفره هاتون عکس بگیرین و پست بذارین که با حرومی های که از فردا شروع میکنن به تبلیغ روزه خواری و مخالفت با دستور خدا تقابل کنین که جامعه احساس نکنه اینا زیادن پ.ن : تاکید میکنم که تو این وضعیت سخت اقتصادی زرق و برق سفره هاتون رو به نمایش نذارین
فارسی









