
Sepidehdam.Media
75 posts

Sepidehdam.Media
@SepidehdamMedia
سپیدهدم رسانهای مستقل، صدای ایران و آزادیست



















حراج تن در بنبست استبداد: میراث ویرانی ✍️ #سپیده_حجامی تصویری که در آن آگهیهای فروش کلیه بر پیکرهی شهر صف کشیدهاند، تنها نشاندهندهی فقر نیست، بلکه ویترینی عریان از سقوط کرامت انسانی و سند مکتوب شکست اخلاقی و سیاسی سیستمی است که با دههها مدیریت مخرب، جان و تن شهروندان را به مسلخ برده است. این سقوط، خروجی مستقیم حاکمیتی است که ثروتهای کلان ملی را به جای آبادانی، صرف سیاستهای جنگطلبانه و حمایت از گروههای نیابتی کرده و زیرساختهای اقتصادی را به ویرانی کشانده است؛ هزینهی این بلندپروازیها امروز از سفرهی مردمی پرداخت میشود که در بنبست استیصال، مجبور به حراج اعضای بدن خود شدهاند. در این میان، حکومتی که از هراس آگاهی جامعه و افشا شدن جنایتهایش، دسترسی به اینترنت را مسدود و با فیلترینگ گسترده عملاً علیه معیشت و مشاغل آنلاین مردم اعلان جنگ کرده است، فقر را به صورتی تعمدی بازتولید میکند تا بقای خود را تضمین کند. پاسخ این نظام به مردمی که در جستجوی زندگی و عدالت به تنگ آمدهاند، همواره داغ و درفش بوده است؛ از کشتارهای بیرحمانه در خیابانها تا ماشین اعدامی که هر روز قربانی میگیرد تا با ایجاد رعب و وحشت، صدای اعتراض را در گلو خفه کند. فروش عضو بر دیوارهای این شهر، فریاد بلند شکستِ نگاهی است که ایدئولوژی را بر رفاه و سرکوب را بر پاسخگویی ترجیح داد؛ تصویری تلخ از ایرانِ زخمی که در آن «زندگی» به بهای بقای یک ساختار مستبد و فاسد، به حراج گذاشته شده است. واقعیتِ نهفته در این آگهیها به وضوح نشان میدهد که در این ساختار جنایتکار، کرامت انسانی هیچ جایگاهی ندارد و ریشهی تمام این سیهروزیها در ماهیت خودکامه این نظام است؛ لذا تنها راه بازگشت زندگی و عزت به این سرزمین، گذار تمامعیار از این حاکمیت و سرنگونی جمهوری اسلامی است. #DigitalBlackOutIran #رسانه_سپیده_دم
















دهمین و یازدهمین #درنای_آزادی برای دو پرستار شریف #بیمارستان_قلب_رجایی تهران چندی پیش گزارشی تکاندهنده منتشر شده است مبنی بر وقوع فاجعهای انسانی در روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در بیمارستان قلب رجایی تهران، که در آن انسانیت و شرف کادر درمان به مسلخ کشیده شد. این گزارش روایتگر قصهی هولناک دو پرستار فداکار است که تنها به جرم ایستادگی برای نجات جان مجروحان، در چنگال بیرحمی گرفتار شدند و از سوی مأموران سرکوب جمهوری اسلامی، مورد وحشیانهترین شکنجهها و تجاوزهای مکرر قرار گرفتند. شدت این جنایات چنان بی حد و حصر بوده که این دو پرستار، با پیکرهایی درهمشکسته و آسیبهای جسمی جبرانناپذیر، اکنون در میانهی کابوس و تمنای مرگ دستوپا میزنند؛ روایتی از معصومیتِ تکهتکهشده که با سناریوسازیهای سیاه و باجخواهی از خانوادههایشان، سندی دیگر بر مظلومیتِ بیپایانِ کسانی شد که قرار بود مرهم باشند، اما خود به عمیقترین زخمهای این سرزمین بدل گشتند. «درناهای آزادی» نام پروژهای است از شهرزاد افشاری، هنرمند ایرانی، که با الهام از باور ساختن هزار درنای کاغذی برای رسیدن به آرزو، هر روز یک درنای کاغذی میسازد؛ به نیت آزادی. این پروژه، تکرار روزانهی یک امید است؛ حرکتی ساده اما مداوم که با هر درنا، آرزوی آزادی را یادآوری میکند. ما در رسانه سپیدهدم، این درناها را روز به روز منتشر میکنیم؛ از اولین درنای آزادی تا هزارمین… روایتی از صبوری، تداوم و آرزویی که هر روز تکرار میشود: آزادی. #رسانه_سپیده_دم @AfshariShahrzad






