توتالیتاریسم یک اصل اساسی دارد:
اصالت کاریزما و اولویت او بر همه قوانین و نُرمها
همان «برادر بزرگ» در رمان ۱۹۸۴ که در همه لحظات شهروندان را رصد میکند و همه حقوق شهروندان در پیشگاهش قربانی میشود
گذار از توتالیتاریسم مصادف است با فرسایش برق و جلای کاریزما در گذر نسلها بخصوص نسلZ
اما در جهان توسعه نیافته حکومت مبتنی بر کاریزما است. مسئولانِ قهرمان با جایگاه فرّهی و آسمانی
تاریخ توسعه، تاریخ «کاریزما زدایی» از حکومت است. تبدیل دولت از موجودی آسمانی و مقدس به موجودی زمینی در دسترس و قابل نظارت.
مهمترین ویژگی نسل Z این است که با کاریزما ارتباط برقرار نمیکند
سالها درباره مسئله «توسعه» مطالعه کردهام
راز توسعه یافتگی را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
«دورهٔ کاریزما تمام شده»
در جهان توسعه یافته هیچ کاریزمایی در حکومت وجود ندارد. کارگزاران شهروند عادی و زمینی اند. همه در دسترس اند. حصار تقدس وجود ندارد. حکمرانی مبتنی بر عقل زمینی است
این وصف حال ایرانیان است که هیچ یک از مشکلات بنیادیناش حل نشد. بلکه به آن عادت کرد. ما به فقیر شدن پیوسته، گران شدن دلار، تورم، تلفات جادهای، خرید خودروی ۱۵ هزار دلاری به قیمت ۳۰ هزار دلار، دستبردهای مکرر کوروش کمپانیها، وعدههای دروغین، و.... عادت کردیم و «شر» برایمان عادی شد
+ پدر! فقرِ ما کی تمام میشود؟
- چهل روز دیگر پسرم
+ بعد از آن دیگر گرسنه نمیخوابیم؟
- نه فرزندم! بعد از آن به فقر و گرسنگی عادت میکنی... و «سیر» خوابیدن را یاد خواهی برد
سیاوش قمیشی عزیز در یک ترانه میگه:
«تو از موی سپیدم گمان مبر به عمر دراز
جوان زِ حادثهای پیر میشود گاهی»
بنظرم اون جوان، جوان ایرانیه و اون حادثه جهش یک شبهٔ دلار
جوان ایرانی به اندازه ۷۴۰ سال عمر یک اروپایی، تورم در ۴۰ سال تجربه کرده
چه جوانانی اسماعیل!
آرزوهایشان پرپر میشود
110سال قبل جنگ ژاپن-روسیه باعث تورم جهانی قند شد. حکومت تورم را نمیفهمید تاجر قند را فلک کرد. قند ارزان نشد. انقلاب مشروطه رخ داد
110سال بعد. سکه گران شد. #خرد_حکمرانی همچنان ناتوان از درک تورم
در قیمت 4میلیون #سلطان_سکه اعدام شد
سکه 10برابر شد تا بدانیم تورم داغ و درفش نمیفهمد
مسجد بوستان قیطریه بیانگر استحالهٔ عمیق در نهاد دین است
گذار دین از عنصری «مردم نهاد» به «حکومت نهاد»
روزگاری مردم ذره ذره پول جمع میکردند مسجد میساختند و خودشان منشأ آبادی و رونق مسجد بودند
امروز بنای مسجد یک «پروژه» دولتی است با بودجه و پیمانکار حکومتی بدون حضور و همراهی مردم
با فساد فولاد مبارکه و چای دبش و املاک #ازگل سرگرم شدیم و فراموش کردیم که
«ایدههای اشتباه» بسیار ویرانگر و مخربتر از «فساد» است
در دهه اخیر بیش از 1000 میلیارد دلار عدمالنفع تحریم بوده
جملهٔ «تحریم نعمت است» صدها برابر هر فسادی برای ملت ایران خسارت داشته
هیچ اقتصادی را در جهان پیدا نمیکنید که مبتنی بر حمایت از «تولیدکننده» شکوفا شده باشد
حتی یک مورد!
از غرب تا شرق از چین و ویتنام کمونیست تا اندونزی اقتدارگرا و امارات پادشاهی و هند فدرال هر اقتصادی که بالنده شده و مردمش را از فقر نجات داده بر مبنای حمایت از «مصرفکننده» بوده و بس
«رسانه هر روز آمار و ارقام بر کله همه میکوبد تا ثابت کند امروز مردم غذا و لباس بیشتر، خانه و تفریحات بهتر، عمر درازتر، ساعت کار کمتر نسبت به 50سال قبل دارند و خوشحال و باسوادترند
مثلا میگوید تولید پوتین 63% بیشتر شده اما نیمی از مردم پا برهنه شدهاند و گذشته را به یاد ندارند»
فراموش شده. قانون سیال است. پیشرفت معنایی ندارد. روزمرگیِ بیهوده به پیشرفت تعبیر میشود
مرزهای کشور مشخص نیست. آرمان محقق نمیشود. دشمن شکست نمیخورد. دوست و دشمن دائما جابجا میشود. شر عادی شده. ارتباطی بین ادعای رسانه و وضعیت وجود ندارد. «وضعیت معلق شده»
بخشی از داستان ۱۹۸۴:
منزل نهایی جامعه در سیستم توتالیتر، جامعهایست که در آن «حقیقت» گم شده.
واژهها معنای خود را از دست دادهاند.
کلماتی چون پیشرفت، فقر، ثروت و... بیاعتبار شدهاند
شهروند در دریای «کلماتِ تهی شده از معنا» سرگردان است. نمیتواند ادعاها را قبول یا رد کند
متحیر است مبهوت است مسخ شده