

Rohullah Taheri
1.4K posts

@TaheriRohullah
Senior Reporter & Storyteller at @subhekabul /studied Philosophy and Sociology at @Kabul_University



برای فهم بحران هرمز در کنار عوامل ژئوپلیتیکی و نظامی، باید به دههی ۱۹۸۰ برگشت- دورتر از خاور میانه، به واشنگتن و لندن. ریگان در امریکا و تاچر در بریتانیا یک ایدئولوژی را جهانی کردند که خلاصهاش در یک جمله میگنجد: دولت مشکل است، بازار راهحل. این ایدئولوژی -که نئولیبرالیسم نامیده میشود- در عمل به معنای خصوصیسازی، مقرراتزدایی و اعطای بیشترین آزادی به جریان سرمایه در مقیاس جهانی بود. این نئولیبرالیسم یک دروغ ساختاری داشت که بحران هرمز آن را برملا کرد: وقتی بازار درست کار میکند، سود خصوصی میشود؛ وقتی بازار شکست میخورد، هزینه عمومی میشود. اینجا بخوانید: etilaatroz.com/252375



وقتی از «روایت» حرف میزنیم، منظور نه فقط خبر و گزارش از مقاومت مردم است و نه فقط نمادها و تصویرهایی که بازتاب پیدا میکنند. روایت، چارچوبی است که به ما میگوید چه چیزی علت است و چه چیزی تهدید، چه چیزی اخلاقی به شمار میآید و چه چیزی نه، و کدام کنشها ممکن اند و کدامها ناممکن. روایت به واقعیت شکل میدهد و همزمان مرزهای تخیل سیاسی را ترسیم میکند؛ اینکه چه چیزهایی را میتوان تصور کرد و برای چه چیزهایی اساسا افقی وجود ندارد. اینجا بخوانید: etilaatroz.com/249041











مسأله فقط این نیست که «عمامه یا تاج»؛ مسأله این است که آیا «منطق قدرت» عوض میشود یا نه. اگر قدرت همچنان بر انحصار حقیقت، تمرکز تصمیمگیری، و حذف رقیب بنا شود، تغییر رژیم صرفا تغییر نمادها است. بنابراین، گذار زمانی رخ میدهد که عاملیت مردم از سطح خیابان به سطح نهاد تبدیل شود؛ یعنی انرژی اعتراض به سازمانیابی، قواعد رقابت، و سازوکارهای پاسخگویی ترجمه گردد. اگر کنش سیاسی به نخبگان موروثی، پروژههای از پیش طراحیشده، یا حمایت بیرونی واگذار شود، نتیجه نه دموکراسی بلکه نوعی «نیابت سیاسی» است: مردم هزینه میدهند و دیگران به نام آنان تصمیم میگیرند. اینجا بخوانید: storage.googleapis.com/qurium/www.eti…