Targum

114 posts

Targum banner
Targum

Targum

@Targum_

Judaism, Eastern Christianity & emerging Islam in Late Antiquity & the Middle Ages. Origins, interactions, identities | Book introductions

Katılım Haziran 2026
130 Takip Edilen789 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
Targum
Targum@Targum_·
ترگوم؛ نگاهی به جهان درهم‌تنیده ادیان در اواخر عهد باستان. دوره‌ای که یهودیت، مسیحیت شرقی و اسلامِ در حال ظهور درگیر ساخت هویت دینی و تکوین مرزهای متمایز خود بودند. اینجا با تکیه بر متون، کتیبه‌ها و شواهد تاریخی به بررسی خاستگاه‌، تعامل‌ و دگرگونی‌های سنت‌های دینی می‌پردازد.
فارسی
0
3
38
2.7K
Targum
Targum@Targum_·
@Rurouni_Phoenix Oops, I misread that as Craig Morrison. BTW, if you’re into analyzing Narsai’s homilies, check out Morrison’s works ;⁠-⁠)
English
1
0
0
21
Rurouni_Phoenix
Rurouni_Phoenix@Rurouni_Phoenix·
Someday I should read Craig Keener's Commentary on Acts. But it's almost like War and Peace, so yeah maybe not?
English
2
0
3
532
Targum
Targum@Targum_·
۱-کتیبه‌ای از زمان ابوبکر و غزوۀ تبوک این کتیبه سال ۲۰۱۸ در صحرای حِسمی، نزدیک به تبوک کشف شد. اکنون خوانشی تازه (۲۰۲۶) نشان می‌دهد این کتیبه به دوران حیات محمد تعلق دارد و نویسنده‌اش کسی جز ابوبکر نبوده است. درست در لحظه‌ای که سپاه اهل مدینه را به‌سوی نبرد تبوک رهبری می‌کرد.
Targum tweet media
فارسی
21
32
362
41.1K
Targum
Targum@Targum_·
@SoulmazJ @dralhatlani @AntiquitiesAsc طبق روایت ابن‌سعد در الطبقات الکبیر، پیامبر در جریان غزوه‌ی تبوک ابوبکر رو جانشین خودش برای امامت نماز مسلمانان قرار داد — نه فرماندهی نظامی. انچه در توییت اول‌به عنوان رهبری ذکر شد منظور نقش مهم ابوبکر در این غزوه بوده.
فارسی
0
0
12
782
Targum
Targum@Targum_·
@SoulmazJ @dralhatlani @AntiquitiesAsc در مقاله و نه در رشتو، ادعا نشده ابوبکر فرمانده‌ی سپاه غزوه‌ تبوک بوده. فرماندهی کل لشکرکشی با محمد بوده. آنچه در پژوهش اومده و رشتو هم از آن نقل کرده، نقش کاملاً متفاوتیه:
فارسی
1
0
12
2.5K
Targum
Targum@Targum_·
@dralhatlani @AntiquitiesAsc ۸- نکته‌ی آخر زبانی‌ست: عبارت «اهل المدینه» در قرآن فقط در سوره‌ی توبه (۹:۱۰۱ و ۹:۱۲۰) آمده، دقیقاً در بستر غزوه‌ی تبوک و در پیوند با مسئولیت اخلاقی اهالی مدینه. کتیبه در واقع زبان قرآنی را برای بزرگداشت نقش مدینه در این نبرد به‌کار برده است.
فارسی
1
0
46
4.5K
Targum
Targum@Targum_·
@SabriBokht سپاس بابت مشارکت و مطلبتان. با این حساب تسخیر یمن ایدهٔ خوبی بود یا خیر؟ و چقدر به مداخلهٔ ساسانی در یمن در این وقایع وزن می‌دهید؟
فارسی
1
0
4
296
سَبریشوع بن بُختیشوع
در حوالی سال ۵۷۰ میلادی (مقارن با عام‌الفیل قرآنی)، سیف بن ذی یزن، شاهزاده‌ای از خاندان سلطنتی حِمیَر (هاماوران شاهنامه) که از سلطهٔ اکسومیان بر قلمرو نیاکانش ناخرسند بود، به دربار خسرو پناه برده کمک خواست. شاهنشاه نیروی کوچکی متشکل از حدود هشتصد مرد، عمدتاً از جنگجویان دیلمی را به فرماندهی وهرز، ارتشتار سالخورده و مجرب خود، روانهٔ یمن کرد. این اردوکشی کوچک اما مؤثر، از سواحل حضرموت فرود آمد، در نبردی سرنوشت‌ساز، وهرز مسروق بن ابرهه، آخرین شاه اکسومی یمن، را شکست داد و سیف را به‌عنوان شاه باجگزار دربار تیسفون بر تخت نشاند، اما چهار سال بعد، سیف توسط خدمهٔ اکسومی‌اش کشته شد. این شورش، خسرو را وادار به ارسال لشگری دیگر کرد؛ این بار با نیروی بزرگ‌تری حدود ۴۰۰۰ نفر که تا سال ۵۷۸ میلادی، یمن را به‌طور کامل تحت کنترل ساسانیان درآورد و به استانی از شاهنشاهی بدل کرد. وهرز نیز به‌عنوان شهربان منصوب گردید و سربازان ایرانی در منطقه ساکن شدند؛ فرزندان آن‌ها که بعدها «ابناء الدوله/بنو الاحرار» نام گرفتند، هویت فرهنگی خاصی در یمن شکل دادند و حتی پس از اسلام نیز نقش مهمی ایفا کردند. فتح ساسانی یمن، نقطه عطفی در تاریخ جنوب عربستان بود. این رویداد نه‌تنها به سلطهٔ اکسوم بر شبه‌جزیره پایان داد، بلکه کنترل مستقیم ایران بر یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجاری جهان را برقرار کرد. با این حال، پیامدهای آن فراتر از مرزهای یمن رفت. جنگ‌های مداوم قرن ششم و هفتم، همراه با خشکسالی‌های شدید که پژوهش‌های باستان‌شناختی اخیر مانند تحلیل استالاگمیت‌های عمان و یمن آن را تأیید کرده‌اند، اقتصاد جنوب عربستان را به شدت آسیب‌پذیر کرد. سد مأرب که ابرهه آن را مرمت کرده بود، دوباره فروریخت و زراعت و تجارت دچار رکود شد. این بی‌ثباتی، موجی از مهاجرت و پراکندگی قبیله‌ای به سوی شمال را دوباره تحریک کرد. قبایل یمنی مانند ازد، کنده، همدان و مذحج به‌سوی حجاز و مناطق مرکزی شبه‌جزیره حرکت کردند، شبکه‌های قبیله‌ای جدیدی شکل دادند و به «عربی‌سازی» تدریجی شبه‌جزیره و شکل‌گیری هویتی که «عروبة» نامیده شد، کمک کردند. یهودیان و مسیحیان یمنی که از فشارهای سیاسی و مذهبی فرار می‌کردند، در یثرب و مکه پناه گرفتند و ایده‌های یکتاپرستی را با خود آوردند. در همین فضای پرتلاطم، حجاز که پیشتر حاشیه‌ای و کمتر درگیر جنگ بود، تدریجاً به کانون جدیدی از فعالیت‌های تجاری و سیاسی تبدیل شد. قریش مکه، با بهره‌برداری از مسیرهای کاروانرو، قدرت محلی خود را افزایش داد و بازارهایی مانند عکاظ رونق گرفتند. در سطح جهانی‌تر، فتح ساسانی یمن بخشی از الگوی بزرگتری بود که در آن ایران و روم هر دو در اثر جنگ‌های طولانی‌مدت و طاعون یوستینیان که از سال ۵۴۱ میلادی آغاز شد و چندین بار بازگشت، از نظر جمعیتی و نظامی فرسوده شده بودند. کاهش تراکم جمعیت در شهرهای بزرگ، ضعف ارتش‌ها و مشکلات مالی که البته در ایران تا حدی با رونق دورهٔ نوشیروانی جبران شد، خلأ قدرتی در مرزهای جنوبی ایجاد کرد که گروه‌های متحرک عربی توانستند از آن بهره ببرند. مهاجرت یمنی‌ها، فشار منابع در شبه‌جزیره، و اتحادهای قبیله‌ای که در حجاز شکل گرفت، همراه با ایدئولوژی یکتاپرستی که در محیطی پر از یهودیت، مسیحیت و سنت‌های محلی در حال گسترش بود، شرایطی را فراهم آورد که بعدها به جنبش جدیدی در حجاز انجامید: جنبش مؤمنین. یمنی‌ها نه‌تنها در نیروی انسانی فتوحات اولیه نقش کلیدی داشتند، بلکه شبکه‌های اجتماعی و نظامی خود را به درون ساختارهای جدید آوردند. بدین‌ترتیب، رقابت ایرانی-رومی که ابتدا با دخالت اکسوم در یمن آغاز شده بود، به ضعف ساختاری جنوب عربستان و در نهایت به تقویت تحرک و انسجام در حجاز انجامید؛ فرآیندی که نه نتیجهٔ یک رویداد واحد یا انفجار جمعیتی ناگهانی، بلکه محصول تعامل پیچیده عوامل اقتصادی، زیست‌محیطی، سیاسی و ایدئولوژیک در چارچوب تحولات دوران باستان متأخر بود. این زنجیره از رویدادها، شبه‌جزیرهٔ عربستان را از صحنهٔ نبرد امپراتوری‌ها به کانون دگرگونی‌های عمیق‌تری تبدیل کرد که مسیر تاریخ منطقه را برای قرن‌ها تغییر داد. فلذا وقتی سخن از انفجار جمعیت اعراب در آستانهٔ برآمدن پادشاهان طائی به سریر قدرت می‌شود، منظور اینست: جابجایی سواران همواره در حال تحرک و پر کرّ و فرّ و سبک‌اسلحهٔ بدوی از جنوب شبه‌جزیره به مرکز و شمال آن همزمان با سلسله‌ای از تغییرات اقلیمی و خشکسالی‌های ویرانگر در سرزمین خودشان و اپیدمی‌های مرگبار در دو مملکت متمدن همسایه و هم‌جوار شدنشان با پسرعموهای منذری و جفنی که از قضا به‌تازگی از دست‌نشاندگی و خراجگزاری شاهنشاه و کیسار خلع شده بودند، نه اینکه جمعیت اعراب به یکباره چندین برابر شده و برتری عددی ایجاد کرده باشد. /۲ و تمام.
سَبریشوع بن بُختیشوع tweet media
فارسی
5
3
113
3.2K
سَبریشوع بن بُختیشوع
آیا تا به حال دربارهٔ انفجار جمعیت اعراب، در آستانهٔ برآمدن اسلام چیزی شنیده‌اید؟ امروز می‌خواهم کمی دربارهٔ آن سخن کنم. در اواخر دوران باستان، هنگامی که امپراتوری رومیان و شاهنشاهی ایرانیان در رقابتی درازمدت بر سر تسلط بر مسیرهای تجاری اقیانوس هند و دریای سرخ بودند، شبه‌جزیرهٔ عربستان جنوبی، یعنی پادشاهی حِمیَر، به یکی از کانون‌های اصلی این کشمکش جهانی تبدیل شد. در این گوشه از جهان؛ بازرگانان هندی، آفریقایی و مدیترانه‌ای کالاهای گران‌بهایی چون ادویه، عاج، بخور و ابریشم را از طریق بنادر یمن به سوی شمال و غرب جابجا می‌کردند و هردو چشم جهان باستان نیز می‌کوشیدند این جریان ثروت را به سود خود هدایت کنند. بیزانس که از مسیرهای زمینی تحت کنترل و باج‌گیری ساسانیان خسته شده بود، می‌خواست با تکیه بر متحد مسیحی خود، پادشاهی اکسوم در حبشه، راه دریای سرخ و تنگهٔ باب‌المندب را باز نگه دارد و نفوذ ایران را محدود کند. ساسانیان نیز که بر خلیج فارس مسلط بودند، نمی‌توانستند اجازه دهند رقیبشان از طریق اکسوم به قلب تجارت شرقی دست یابد. در همین فضای پرتنش، پادشاهی حِمیَر که قرن‌ها بر جنوب عربستان حکومت می‌کرد، در اوایل قرن ششم میلادی به رهبری یوسف ذونُواس، به یهودیت گرایش یافته بود. این پادشاه که خود را وارث سنت‌های کهن جنوبی می‌دانست، در برابر فشارهای مسیحیان محلی و نفوذ فزایندهٔ اکسوم مقاومت می‌کرد. در سال ۵۲۳ میلادی، گزارش‌هایی از قتل‌عام مسیحیان نجران –که در برخی تفاسیر اسلامی، همان ماجرای «اصحاب اخدود» دانسته شده است– به دست او به سراسر جهان مسیحی رسید و این جنایت یک دلیل موجه مذهبی و سیاسی برای دخالت به رومیان و حبشیان داد. رومیان از طریق اسکندریه و با ارسال کشتی‌های جنگی، پادشاه اکسوم، کالب الا اصبحه، را تشویق کردند تا به یمن لشکرکشی کند. کالب که خود را مدافع مسیحیت در منطقه می‌دانست، در سال ۵۲۵ با ناوگانی متشکل از کشتی‌های بیزانسی و سربازان حبشی از دریای سرخ گذشت، ذونواس را شکست داده به خودکشی واداشت، و یک بیدخش مسیحی به نام سُمَیْفَع اَشْوَع را بر تخت حِمیَر نشاند. این پیروزی، نفوذ مسیحی-بیزانسی را در جنوب عربستان تثبیت کرد و ساسانیان را که این تحول را تهدیدی مستقیم برای منافع تجاری و سیاسی خود می‌دیدند، نگران و تحت فشار قرار داد. با این حال، تعادل قدرت در یمن دیری نپایید. ابرهه، سردار اکسومی که در ارتش مهاجم خدمت می‌کرد، در حدود سال ۵۳۱ یا ۵۳۵ علیه سمیفع نایب‌السلطنه شورش کرد، او را برکنار ساخت و خود را شاه حِمیَر نامید. ابرهه که اصالتاً از حبشه بود اما در یمن ریشه دوانده بود، کتیبه‌های متعددی از خود به جای گذاشت که نشان‌دهنده جاه‌طلبی‌هایش است: او سد مأرب را که نماد شکوه کهن جنوب عربستان بود مرمت کرد، شورش‌های داخلی را سرکوب نمود و حتی کنفرانسی بین‌المللی در مأرب برگزار کرد که نمایندگانی از اکسوم، بیزانس، ایران، حیرهٔ لخمی و حوران غسانی در آن حضور یافتند. او مسیحیت را در یمن ترویج داد و تلاش کرد مشروعیت حکومتش را با بازسازی نمادهای کهن حِمیَری تقویت کند. اما جاه‌طلبی ابرهه به یمن محدود نماند. کتیبه‌های او، به‌ویژه کتیبهٔ مُرَیغان مورخ حدود ۵۵۲ میلادی، از لشکرکشی‌هایش به شمال، به سوی حجاز و مناطق تحت نفوذ قبایل مَعَدّ خبر می‌دهند. او ادعا می‌کرد که قبایل عربی مرکزی را مطیع کرده و حتی لخمیان، متحد ساسانیان، را وادار به عقب‌نشینی کرده است. در همین چارچوب، روایتی که بعدها در منابع اسلامی به نام «عام‌الفیل» ثبت شد، به لشکرکشی ابرهه به سوی مکه اشاره دارد؛ لشکرکشی‌ای که احتمالاً با هدف کنترل مسیرهای تجاری حجاز یا پاسخ به توهین به کلیسای صنعا انجام شد و طبق برخی تفاسیر مدرن، هسته‌ای تاریخی داشته است. شواهد کتیبه‌ای جدید که به «فیل‌ها» اشاره دارند، این احتمال را تقویت می‌کنند که ابرهه یا جانشینانش واقعاً از فیل‌های جنگی در عملیات شمالی استفاده کرده‌اند، هرچند جزئیات معجزه‌آسای روایات سنتی مانند پرندگان سنگ‌انداز، حداقل در این لشگرکشی ابرهه به حجاز –او پنج بار به مرکز و شمال جزیرة العرب لشگر کشیده– توسط شواهد باستان‌شناختی تأیید نمی‌شود و داستان سال ۵۷۰ ممکنست مربوط به جنگ‌های جانشینانش با شورشیان آن منطقه باشد. علی اي حال، گسترش نفوذ ابرهه به شمال و اتحاد نزدیکش با بیزانس، ساسانیان را به شدت نگران کرد. با مرگ او و آغاز بی‌ثباتی در حِمیَر، خسرو انوشیروان، شاهنشاه ساسانی، که درگیر جنگ‌های ادواری با بیزانس بود، فرصت را مناسب دید تا با یک ضربهٔ قاطع، نفوذ رقیب در یمن را پایان دهد. /۱
سَبریشوع بن بُختیشوع tweet media
Targum@Targum_

۱-کتیبه‌ای نویافته از ابرهه: فیل‌ها و شیران شاه حمیَری کریستین ژولین روبن و زاهر عاطف البارقی در شمارۀ اخیر مجلۀ «سامی و کلاسیک؛ مجله بین‌المللی مطالعات شرقی و مدیترانه‌ای» (2026) مقاله‌ای باعنوان «قطعه‌ای از کتیبه‌ای حِمیَری از شاه ابرهه، با اشارۀ احتمالی به فیل‌ها» منتشر کردند.

فارسی
10
20
235
14.4K
Targum
Targum@Targum_·
۱-کتیبه‌ای نویافته از ابرهه: فیل‌ها و شیران شاه حمیَری کریستین ژولین روبن و زاهر عاطف البارقی در شمارۀ اخیر مجلۀ «سامی و کلاسیک؛ مجله بین‌المللی مطالعات شرقی و مدیترانه‌ای» (2026) مقاله‌ای باعنوان «قطعه‌ای از کتیبه‌ای حِمیَری از شاه ابرهه، با اشارۀ احتمالی به فیل‌ها» منتشر کردند.
Targum tweet mediaTargum tweet media
فارسی
6
33
256
41.8K
Targum retweetledi
Rurouni_Phoenix
Rurouni_Phoenix@Rurouni_Phoenix·
Post with clip of Nicolai Sinai discussing the cosmology of the Quran on AcademicQuran, the source for all things pertaining to Islamic studies, the Quran, early Islam and Islamic history: reddit.com/r/AcademicQura…
English
0
2
7
607
Targum
Targum@Targum_·
@AntiquitiesAsc @Brepols ۹- Al-Bāriqī, Zāhir ʿĀṭif, and Christian Julien Robin. "Fragment of a Ḥimyarite Inscription Commissioned by King Abraha, with the Hypothetical Mention of Elephants." Semitica et Classica 18 (2025): 295–300.
Targum tweet media
Română
0
1
32
1.9K
Targum
Targum@Targum_·
@AntiquitiesAsc @Brepols ۸- با استناد به سورۀ الفیل در قرآن، نام ابرهه در سنن بعدی اسلامی با سپاه فیلان و لشکرکشی به مکه برای ویران‌کردن کعبه پیوند خورده است. این کتیبه و نقوش تازه یافت شده، از معدود شواهد باستانیِ هم‌راستا با این روایت هستند.
فارسی
1
0
50
2K