Morteza (Tony) Saki

3.9K posts

Morteza (Tony) Saki

Morteza (Tony) Saki

@TonySaki55

“In order to seek truth, it is necessary once in the course of our life to doubt, as far as possible, of all things.” René Descartes

Dallas, Texas Katılım Nisan 2009
1.1K Takip Edilen350 Takipçiler
Morteza (Tony) Saki retweetledi
Ali Afshari
Ali Afshari@afshari_aku·
ترامپ «شیردل» یا «آته» زمانه باز جا زد! برگشت به محاصره اقتصادی! از آن هم طرفی نخواهد بست. گریزی از پذیرش شکست راهبردی ندارد.
Ali Afshari tweet media
فارسی
0
8
100
1.7K
Morteza (Tony) Saki retweetledi
Siavash Ardalan
Siavash Ardalan@BBCArdalan·
ترامپ الان گفت عملیات پروژه آزادی (کمک به خارج کردن کشتی های گیر کرده پشت تنگه هرمز) فعلا موقتی متوقف میشه که وقت بدیم با توجه به پیشرفت بزرگی که در دستیابی به یک توافق با ایران داشتیم ببینیم می تونیم توافق رو نهایی و امضا کنیم یا نه. البته محاصره دریایی سر جاشه. این همه وزیر دفاع و وزیر خارجه اش رو امروز مامور کرده بود کنفرانس خبری برگزار کنند تا در وصف عملیات پروزه آزادی حرف بزنند. آخرش یک یا دو تا کشتی تونستند از تنگه هرمز خارج بشن.
فارسی
57
45
878
43.8K
Iran Force Media
Iran Force Media@IranMediaorg·
Do you think Reza Pahlavi can successfully lead a political transition in Iran? 1.Definitely 2.Possibly 3.Unlikely 4.Not at all
Iran Force Media tweet media
English
812
69
344
18.4K
Morteza (Tony) Saki
Morteza (Tony) Saki@TonySaki55·
دیگه چه سندی باید روبشه تا هواداران پهلوی بپذیرند که سیاست را نمی‌شود با رؤیا، هیجان و تبلیغات پیش برد؟ وقتی نتیجه‌ی نسخه‌های جنگ‌طلبانه و توهم «سقوط چندروزه» چیزی جز ویرانی، سرکوب بیشتر، اعدام، فروپاشی اقتصادی و ناامیدی عمومی نبوده، هنوز هم عده‌ای حاضر نیستند حتی یک‌بار در باورهای خود تجدیدنظر کنند. مسئله فقط اشتباه در تحلیل نیست؛
اصرار بر انکار واقعیت، بعد از این‌همه هزینه انسانی و اجتماعی، خودش تبدیل به بخشی از بحران شده است
Panah Farhadbahman 🎒@PanahFB

دیروز که نوشتم رضا پهلوی شهروند آمریکاست و سندش را منتشر کردم، توقع چنین موجی از واکنش را نداشتم. ظاهرا کسی توقعش را نداشته. به قول دوستی که واتساپ من را به جای توییتر خودش استفاده می‌کند: «آقا تصور کن رهبر گروهی که خودش را ملی‌گرا می‌نامد، شهروند کشوری است که همین چند وقت پیش کشورش را بمباران کرده. من از تناقض جر خوردم.» در ایالت مریلند فقط اتباع آمریکا حق رای دارند. شهروندی آمریکایی رضا پهلوی جای هیچ سوالی نمی‌گذارد. سند روی میز است. از دیروز که گشتم، به نکته‌ای رسیدم که ماجرا را از یک تناقض سیاسی، به یک پرونده‌ی سوگندشکنی تمام‌عیار تبدیل می‌کند. سوگند اول: ۹ آبان ۱۳۵۹. کاخ قُبه قاهره. رضا پهلوی در روز تولد بیست‌سالگی، خودش را «رضا شاه دوم» اعلام کرد و سوگند پادشاهی خورد. زیر پرچم سه‌رنگ شیر و خورشید، رسما متعهد شد زندگی‌اش را وقف خدمت به ایران کند، از استقلال و حاکمیت کشور دفاع کند، حقوق ایرانیان را پاس بدارد و برای وحدت ملی بکوشد. تمام میراث سلطنتی‌ای که این آقا چهل و چند سال است سرلوحه‌ی هر بیانیه‌اش می‌کند، روی همین سوگند بنا شده. سوگند دوم: سال‌ها بعد. خاک آمریکا. طبق بند ب ماده ۱۴۴۸ عنوان ۸ قوانین ایالات متحده، هر متقاضی تابعیت که عنوان موروثی یا اشرافی خارجی داشته، باید هنگام سوگند تابعیت رسما از آن دست بکشد و این انصراف در پرونده ثبت شود. متن سوگندی که رضا پهلوی به زبان آورده و زیرش امضا گذاشته، این است: «بدینوسیله با سوگند اعلام می‌کنم که مطلقا و به طور کامل از هرگونه وفاداری به هر شاهزاده، قدرتمند، ایالت یا حاکمیت خارجی که تاکنون تابع یا شهروند آن بوده‌ام صرف نظر می‌کنم و دست می‌کشم؛ از قانون اساسی و قوانین ایالات متحده آمریکا در برابر همه دشمنان، خارجی و داخلی حمایت و دفاع خواهم کرد؛ به آن‌ها ایمان و وفاداری واقعی خواهم داشت؛ در صورت لزوم قانون، به نمایندگی از ایالات متحده اسلحه حمل خواهم کرد... این تعهد را آزادانه و بدون هیچ ملاحظه ذهنی یا قصد طفره رفتن می‌پذیرم؛ پس خدا به من کمک کند.» حالا این دو سوگند را کنار هم بگذارید. در یکی، متعهد شده با تمام وجود از حاکمیت و استقلال ایران دفاع کند. در دیگری، متعهد شده مطلقا و کامل از هرگونه وفاداری به هر حاکمیت خارجی (که برای آمریکا، ایران یکی از آن‌هاست) دست بکشد و در صورت لزوم برای آمریکا اسلحه به دست بگیرد. این دیگر تناقض سیاسی نیست. دو قسم رسمی است که سر همدیگر را می‌خورد. نمی‌شود همزمان حافظ حاکمیت ایران بود و رسما زیر سوگند گفت دیگر هیچ وفاداری به ایران ندارم. پس یکی از این دو سوگند، قطعا دروغ بوده. سوال فقط این است: کدام؟ اگر سوگند پادشاهی ۱۳۵۹ راست بوده: پس سوگند تابعیت آمریکا دروغ بوده. یعنی این آقا برای گرفتن تابعیت ایالات متحده، در روز روشن، رو به پرچم آمریکا، با اسم خدا، دروغ گفته. این طبق قانون خود آمریکا می‌تواند مبنای ابطال تابعیت باشد. یعنی شهروندی آمریکایی ایشان، ساختمانی است که روی پنهان‌کاری از یک دولت بیگانه بنا شده. اگر سوگند تابعیت آمریکا راست بوده: پس سوگند پادشاهی دروغ بوده. آن «وارث به‌حق تخت سلطنت ایران» که چهل و چند سال است سرلوحه‌ی هر بیانیه‌اش می‌نشیند، تاریخ‌مصرف‌گذشته است. خودش در دادگاه فدرال آمریکا، با امضا، از آن دست شسته. تمام آن آیین ولی‌عهدی و مدعی پادشاهی، نمایشی است که خود بازیگر اصلی پشت صحنه برگه‌ی انصرافش را امضا کرده. راه سومی وجود ندارد. حالا تسلیت رسمی برای آن سه سرباز آمریکایی، و چاکری پشت چاکری برای ترامپ، معنی واقعی‌اش معلوم می‌شود. این تشریفات نبود. اجرای متن همان سوگند دوم بود. این تناقض را خود سنت سلطنتی هم تایید می‌کند. در خاندان‌های سلطنتی اروپایی، وفاداری دوگانه با ادعای تاج و تخت ناسازگار است. مدعی جانشینی، تعهد حاکمیتی به قدرت بیگانه نمی‌دهد. این یک اصل پذیرفته‌شده است، نه سلیقه شخصی. پس بگذارید روشن بپرسیم: این آقا که دنبال تکه استخوانی از ترامپ است و سوگند وفاداری به آمریکا را پای امضایش گذاشته، و از طرف دیگر مدعی رهبری جنبش ملی‌گرای ایرانی است، کدام طرفش راست است؟ ملتی که چهل و چند سال در آرزوی استقلال و عزت ملی سوخته، باید سرنوشتش را به دست کسی بسپارد که خودش، زیر دو سوگند متناقض را امضا کرده؟ #فرقه_پهلوی #از_دموکراسی_بگو

فارسی
0
0
0
21
Morteza (Tony) Saki retweetledi
Siavash Ardalan
Siavash Ardalan@BBCArdalan·
قابل توجه آنهایی که اصرار دارند قبل از جنگ هم اوضاع با وضعیت الان فرقی نداشت و الان فقط یه ذره بدتر شده، یا میگن اگر جنگ نمی‌شد چند ماه دیگه اوضاع به همینجا می‌رسید. ادعاهایی واضحا خلاف واقع در جهت عادی سازی جنگ و توجیه محاصره اقتصادی. اساسا قبلاً جنگ ۲ میلیون بیکار در ایران وجود داشتند، حالا شدند ۴ میلیون. در کنار آسیب جدی به ۲۳ هزار واحد تجاری و صنعتی. bbc.com/persian/articl…
فارسی
97
160
1.2K
43.6K
Morteza (Tony) Saki
Morteza (Tony) Saki@TonySaki55·
حکومتی که قرار بود «در چند هفته» سقوط کند، نه‌تنها سقوط نکرد، بلکه خشن‌تر، امنیتی‌تر و انتقام‌جو‌تر شد.
نتیجه چه بود؟
ویرانی زیرساخت‌ها، فرسایش صنایع بنیادی، تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده، و جامعه‌ای که هر روز بیشتر زیر فشار خرد می‌شود. این نتایج قابل پیش‌بینی بودند.
نه مخالفان جنگ جادوگر بودند، نه کارشناسان و نهادهای اطلاعاتی غرب غیب‌گو.
آنها فقط واقعیت را می‌دیدند، داده‌ها را می‌خواندند، و تاریخ را می‌شناختند. مشکل از آنجا شروع شد که عده‌ای به‌جای تحلیل، رؤیا فروختند؛
به‌جای فهم پیچیدگی جامعه، نسخه‌های هیجانی پیچیدند؛
و به‌جای مسئولیت‌پذیری، مردم را با توهم ”نجات” فریب دادند
فارسی
0
0
0
30
ناصر خاکباز
ناصر خاکباز@naserkhakbaz·
خبر بد برای وطن‌فروش‌ها؛ ما ایرانی‌ها با هر عقیده‌ای که داشته باشیم، شما خائن‌ها رو نمی‌بخشیم.
فارسی
22
22
275
3.5K
Morteza (Tony) Saki
Morteza (Tony) Saki@TonySaki55·
What is Iran’s 14-point proposal to end the war? Summary from Al Jazeera article: Guarantees against future attacks, a withdrawal of US forces from around Iran, the release of frozen Iranian assets worth billions of dollars and the lifting of sanctions, war reparations, ending all hostilities, including in Lebanon, and “a new mechanism for the Strait of Hormuz”. Iran wants a guarantee against future aggression. Israel has previously targeted Iranian nuclear scientists and run campaigns to sabotage its nuclear sites. Tehran also wants its right to uranium enrichment guaranteed as a signatory to the Non-Proliferation of Nuclear Weapons (NPT),
English
0
0
2
48
Ivanka Trump RV Q🇺🇸
Ivanka Trump RV Q🇺🇸@0IvankaTrumpRV2·
Is Reza Pahlavi a symbol of hope for Iran’s future ? 🔘 Yes 🔘 No
Ivanka Trump RV Q🇺🇸 tweet media
English
3.6K
1.3K
9.2K
188.1K
Morteza (Tony) Saki retweetledi
Al Jazeera English
Al Jazeera English@AJEnglish·
Iran has offered a new 14-point proposal to the US in the latest diplomatic step to reach a permanent end to the war, which has exposed the limits of US military dominance and shaken the global economy aje.news/9ohpio
Al Jazeera English tweet media
English
25
52
129
25.8K
Morteza (Tony) Saki
Morteza (Tony) Saki@TonySaki55·
have organized such attacks have been praised by him. Reza Pahlavi’s calls during the January protests were part of a media campaign particularly covered by Iran International network. Millions in Iran follow this network. Since the “Woman, Life, Freedom” protests were pushed back — especially after October 7 — a clear direction has been seen in this media: focus on Reza Pahlavi and his supporters, and presenting war as the solution. During the January protests, the impression was repeatedly instilled that the regime was on the verge of collapse. At the same time, possible U.S. and Israeli military attacks were portrayed as part of a joint project that could lead to the regime’s fall in a few weeks. Warnings from human rights organizations about the regime’s high suppression capability were largely ignored. Reza Pahlavi had also claimed that the regime is unable to cut Iran’s connection with the world via the internet. He spoke of “100,000 Starlinks” and introduced Iran International as an alternative channel. But in reality, on January 8 the internet was completely cut off, and communications were severely disrupted. There was no news of 100,000 Starlinks, nor could this network immediately cover the ongoing violence. He also claimed that more than 50,000 security forces had joined him — a number that even tripled after the protests. But it is unclear how these communications were established under complete internet blackout conditions without the regime noticing. Another important unanswered question is: Where are these tens of thousands of security forces, and why did they not join the people during the protests or the war? In recent years, it has become clear that Reza Pahlavi mainly uses the media as a tool for self-promotion. He makes broad claims that are often unverifiable or false, while simultaneously dodging answers to critical questions. While presenting himself as the “leader of the transition,” his plans contain elements pointing to power concentration: control over the judiciary, parliament, and key institutions after regime change. In response to questions about a specific plan for the regime’s fall, he often points to external factors — especially military intervention. While Donald Trump simultaneously issues warnings like “an entire civilization will be destroyed,” and from the early days of escalated conflict, civilian targets such as a school in Minab have been hit. The gap between promises and reality is obvious. His way of dealing with criticism, especially toward Iranians themselves, has become increasingly humiliating. Even from inside Iran’s prisons, voices have been raised. Manouchehr Bakhtiari, the father of Pouya Bakhtiari who was killed in the November 2019 protests and who is himself a prisoner, has raised questions from Hormozgan prison that reflect the concerns of many: “Why don’t you respond to messages from inside Iran? What is your plan for overthrowing the regime? Do you even have a plan? Why aren’t you honest with the people? How much more should the people pay the cost, and why don’t you take responsibility? You promised to return to Iran. A leader does not give empty promises. Are you only listening to your inner circle? Why should we rely on foreign forces? We rely on ourselves. Why are political prisoners and grieving families attacked by both the regime and your supporters?” Reza Pahlavi’s reaction is noteworthy: On X, he unfollowed Bakhtiari. At the same time, his advisors and supporters launched widespread attacks against the Bakhtiari family.
English
0
0
1
43
Morteza (Tony) Saki
Morteza (Tony) Saki@TonySaki55·
English Translation of Mina Khani’s X Post: In the German newspaper Freitag, an article titled “Reza Pahlavi and Reality: Between Self-Promotion and Inability to Accept Criticism” by me has been published. In it, I address Reza Pahlavi and his supporters’ handling of criticism, dissect his media lies during the Berlin press conference, point out the falsehoods and media campaign by him and outlets like Iran International regarding the protests, and finally discuss their treatment of Manouchehr Bakhtiari. I attach the translation of the article here: The person who calls himself the “leader of the Iranian opposition transition” faces serious criticisms: lack of transparency and unwillingness to answer critical questions have created fundamental doubts about his leadership abilities. Mina Khani Wearing a light blue suit, Reza Pahlavi sat in the Federal Press Conference hall in Berlin about a week ago. While following this press conference, I once again noticed a point: no Iranian journalist or writer has access to him to ask critical questions. As an Iranian writer, I do not have the opportunity to ask questions in Persian. Instead, I have to register for press conferences in German or English to raise many Iranians’ questions. For years, Reza Pahlavi has not given any interview in Persian where he faces critical questions. At the April 23 press conference, Reza Pahlavi was asked about his various positions regarding the current situation in Iran. His way of dealing with the German media space — especially when facing critical questions — is noteworthy. He began his speech by referring to innocent people and protesters in Iran who were killed by the regime in just a few days during the January protests. But he barely mentioned that before January 8, he had repeatedly claimed that the regime’s suppression apparatus had collapsed and that all it took was for millions to take to the streets. Here he is clearly lying — perhaps hoping that in the German media space, no one would check his statements. In the same press conference, Reza Pahlavi claimed that during the January protests, when he saw the regime’s violence, he advised people to protect themselves and stay home. This claim is false. In reality, on January 11 — when the severe suppression of the protests was completely clear — he once again called on people to take to the streets and still claimed: “The regime’s suppression apparatus has collapsed.” In this conference, a writer from the taz newspaper raised a critical question about his position regarding possible U.S. and Israeli military attacks on Iran. Shortly after Pauline Ekel pointed out his contradictions in various media, Reza Pahlavi clearly became nervous. The impression was formed that he follows a familiar pattern: “You ask too many questions, next person!” But when this journalist asserted her right to ask a second question, he reacted with impatience and signs of inability to control the situation. From that moment, it became clear to those present: Reza Pahlavi cannot tolerate critical questions. This is not the first time he has shown such behavior. In a press conference at the Munich Security Conference in February 2026, Kian Naji, a BBC Persian journalist, asked him why he is unable to create unity among Iranians. His response was: He has no critics, only enemies — reformists, separatist currents, and the Mujahedin-e Khalq Organization. Meanwhile, his supporters in the streets of Berlin, Munich, and other cities around the world chant: “Death to the three corrupt ones: Mullah, leftist, and Mujahed.” When Christiane Amanpour pointed out at the same conference that his supporters attack political prisoners and dissidents, he claimed these actions are a campaign by the regime carried out in his name. However, he does not mention that his wife, Yasmine Pahlavi, has published the same slogan and has repeatedly reposted or supported attacks against people like Narges Mohammadi or Toomaj Salehi. Even those who
English
1
0
1
36
Morteza (Tony) Saki
Morteza (Tony) Saki@TonySaki55·
ترجمه انگلیسی آن از طریق گراک در کامنت
Mina Khani@Khani2Mina

در روزنامه «فرایتاگ آلمان» مطلبی با عنوان «رضا پهلوی و واقعیت: میان خودنمایی و ناتوانی در پذیرش نقد» از من منتشر شده‌است که در آن به برخورد رضا پهلوی و هوادارانش با انتقاد می‌پردازم، دروغ‌های رسانه‌ایش در کنفرانس مطبوعاتی برلین را می‌شکافم، به دروغها و کمپین رسانه‌ایش در رابطه با اعتراضا دی در فارسی و ایران اینترنشنال اشاره میکنم ودر نهایت به برخوردشان با منوچهر بختیاری می‌پردازم. ترجمه مطلب را اینجا ضمیمه میکنم: فردی که خود را «رهبر گذار» اپوزیسیون ایران می‌نامد، با انتقادهایی جدی روبه‌روست: فقدان شفافیت و عدم تمایل به پاسخ‌گویی به پرسش‌های انتقادی، تردیدهایی اساسی درباره توانایی‌های رهبری او ایجاد کرده است. مینا خانی رضا پهلوی با کت‌وشلوار آبی روشن خود، حدود یک هفته پیش در سالن کنفرانس مطبوعاتی فدرال آلمان در برلین نشسته است. هنگام دنبال کردن این نشست خبری، بار دیگر به نکته‌ای برمی‌خورم: هیچ روزنامه‌نگار یا نویسنده ایرانی به او دسترسی ندارد تا بتواند پرسش‌های انتقادی مطرح کند. به‌عنوان یک نویسنده ایرانی، من امکان طرح پرسش به زبان فارسی را ندارم. در عوض، مجبورم برای شرکت در نشست‌های خبری به زبان آلمانی یا انگلیسی ثبت‌نام کنم تا بتوانم پرسش‌های بسیاری از ایرانیان را مطرح کنم. رضا پهلوی سال‌هاست که مصاحبه‌ای به زبان فارسی انجام نداده که در آن با پرسش‌های انتقادی مواجه شود. در نشست مطبوعاتی ۲۳ آوریل، از رضا پهلوی درباره مواضع مختلفش نسبت به وضعیت کنونی ایران پرسش شد. نحوه برخورد او با فضای رسانه‌ای آلمان – به‌ویژه در مواجهه با پرسش‌های انتقادی – قابل توجه است. او سخنان خود را با اشاره به مردم بی‌گناه و معترضان در ایران آغاز می‌کند که در جریان اعتراضات ژانویه ظرف چند روز توسط حکومت کشته شدند. اما تقریباً اشاره‌ای نمی‌کند به این‌که پیش از ۸ ژانویه، بارها مدعی شده بود دستگاه‌های سرکوب حکومت فروپاشیده‌اند و تنها کافی است میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها بیایند. او در اینجا آشکارا خلاف واقع می‌گوید – شاید با این امید که در فضای رسانه‌ای آلمان، کسی اظهاراتش را بررسی نکند. در همین نشست خبری، رضا پهلوی ادعا می‌کند که در جریان اعتراضات ژانویه، وقتی خشونت حکومت را دید، به مردم توصیه کرده از خود محافظت کنند و در خانه بمانند. این ادعا نادرست است. در واقع، او در ۱۱ ژانویه – زمانی که سرکوب شدید اعتراضات کاملاً روشن شده بود – بار دیگر از مردم خواست به خیابان‌ها بیایند و همچنان مدعی شد: «دستگاه‌های سرکوب حکومت فروپاشیده‌اند.» در این نشست، یک نویسنده از روزنامه تاتس نیز درباره موضع او نسبت به حملات احتمالی نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، پرسشی انتقادی مطرح کرد. اندکی پس از آن‌که پائولینه یکل به تناقض‌گویی‌های او در رسانه‌های مختلف اشاره کرد، رضا پهلوی آشکارا عصبی شد. این تصور شکل گرفت که او از الگویی آشنا پیروی می‌کند: «شما خیلی سؤال می‌پرسید، نفر بعدی!» اما زمانی که این خبرنگار به حق خود برای طرح پرسش دوم اشاره کرد، او با بی‌حوصلگی و نشانه‌هایی از ناتوانی در کنترل موقعیت واکنش نشان داد. از این لحظه به بعد، برای حاضران روشن شد: رضا پهلوی پرسش‌های انتقادی را برنمی‌تابد. این نخستین‌بار نیست که او چنین رفتاری نشان می‌دهد. در یک نشست خبری در چارچوب کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۶، کسری ناجی، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی، از او پرسید چرا قادر به ایجاد اتحاد میان ایرانیان نیست. پاسخ او این بود: او منتقد ندارد، بلکه فقط دشمن دارد – اصلاح‌طلبان، جریان‌های جدایی‌طلب و سازمان مجاهدین خلق. همزمان، حامیان او در خیابان‌های برلین، مونیخ و دیگر شهرهای جهان شعار می‌دهند: «مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.» هنگامی که کریستین امان‌پور در همان کنفرانس به او اشاره کرد که هوادارانش به زندانیان سیاسی و دگراندیشان حمله می‌کنند، او مدعی شد این اقدامات کارزار حکومت است که به نام او انجام می‌شود. با این حال، او اشاره‌ای نمی‌کند به این‌که همسرش، یاسمین پهلوی، همین شعار را منتشر کرده و بارها حملات علیه افرادی چون نرگس محمدی یا توماج صالحی را بازنشر یا حمایت کرده است. حتی افرادی که چنین حملاتی را سازماندهی کرده‌اند، از سوی او مورد تمجید قرار گرفته‌اند. فراخوان‌های رضا پهلوی در جریان اعتراضات ژانویه، بخشی از یک کارزار رسانه‌ای بودند که به‌ویژه توسط شبکه ایران اینترنشنال پوشش داده می‌شد. میلیون‌ها نفر در ایران این شبکه را دنبال می‌کنند. از زمانی که اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» عقب رانده شد – به‌ویژه پس از ۷ اکتبر – جهت‌گیری مشخصی در این رسانه دیده می‌شود: تمرکز بر رضا پهلوی و حامیانش، و طرح جنگ به‌عنوان راه‌حل. در جریان اعتراضات ژانویه، بارها این تصور القا شد که حکومت در آستانه فروپاشی است. همزمان، حملات احتمالی نظامی آمریکا و اسرائیل به‌عنوان بخشی از پروژه‌ای مشترک تصویر شد که می‌تواند ظرف چند هفته به سقوط حکومت منجر شود. هشدارهای سازمان‌های حقوق بشری درباره توان بالای سرکوب حکومت، تا حد زیادی نادیده گرفته شد. رضا پهلوی همچنین ادعا کرده بود که حکومت قادر به قطع ارتباط ایران با جهان از طریق اینترنت نیست. او از «۱۰۰ هزار استارلینک» سخن گفت و ایران اینترنشنال را به‌عنوان کانال جایگزین معرفی کرد. اما در واقع، در ۸ ژانویه اینترنت به‌طور کامل قطع شد، و ارتباطات نیز به‌شدت مختل گردید. نه خبری از ۱۰۰ هزار استارلینک بود، و نه این شبکه توانست به‌صورت فوری خشونت‌های در حال وقوع را پوشش دهد. او همچنین مدعی شد بیش از ۵۰ هزار نیروی امنیتی به او پیوسته‌اند – رقمی که پس از اعتراضات حتی سه برابر شد. اما روشن نیست این ارتباطات در شرایط قطع کامل اینترنت چگونه برقرار شده، بدون آن‌که حکومت از آن مطلع شود. پرسش مهم دیگری که همچنان بی‌پاسخ مانده این است: این ده‌ها هزار نیروی امنیتی کجا هستند و چرا در جریان اعتراضات یا جنگ، به مردم نپیوستند؟ در سال‌های اخیر، روشن شده که رضا پهلوی از رسانه‌ها عمدتاً به‌عنوان ابزاری برای خودنمایی استفاده می‌کند. او ادعاهای گسترده‌ای مطرح می‌کند که اغلب قابل راستی‌آزمایی نیستند یا نادرست‌اند، و همزمان از پاسخ‌گویی به پرسش‌های انتقادی طفره می‌رود. در حالی که خود را «رهبر گذار» معرفی می‌کند، برنامه‌هایش حاوی عناصری است که به تمرکز قدرت اشاره دارند: کنترل بر قوه قضاییه، پارلمان و نهادهای کلیدی پس از تغییر حکومت. در پاسخ به پرسش درباره برنامه مشخص برای سقوط حکومت، او اغلب به عوامل خارجی – به‌ویژه مداخله نظامی – اشاره می‌کند. در حالی که دونالد ترامپ همزمان هشدارهایی مانند «یک تمدن کامل نابود خواهد شد» مطرح می‌کند، و از همان روزهای نخست تشدید درگیری‌ها، اهداف غیرنظامی مانند یک مدرسه در میناب هدف قرار گرفته‌اند. شکاف میان وعده‌ها و واقعیت، آشکار است. نحوه برخورد او با انتقاد، به‌ویژه در قبال خود ایرانیان، به‌طور فزاینده‌ای تحقیرآمیز شده است. حتی از درون زندان‌های ایران نیز صداهایی بلند شده‌اند. منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری که در اعتراضات آبان ۹۸ کشته شد و خود نیز زندانی است، از زندان هرمزگان پرسش‌هایی را مطرح کرده که بازتاب‌دهنده دغدغه بسیاری است: «چرا به پیام‌های داخل ایران پاسخ نمی‌دهید؟ برنامه‌تان برای سرنگونی حکومت چیست؟ اصلاً برنامه‌ای دارید؟ چرا با مردم صادق نیستید؟ مردم تا کجا باید هزینه بدهند و چرا شما مسئولیتی نمی‌پذیرید؟ شما وعده داده بودید به ایران بازگردید. یک رهبر وعده توخالی نمی‌دهد. آیا فقط به اطرافیان خود گوش می‌دهید؟ چرا باید به نیروهای خارجی تکیه کنیم؟ ما به خودمان تکیه می‌کنیم. چرا زندانیان سیاسی و خانواده‌های دادخواه هم از سوی حکومت و هم از سوی هواداران شما مورد حمله قرار می‌گیرند؟» واکنش رضا پهلوی قابل تأمل است: او در شبکه X، بختیاری را آنفالو کرد. همزمان، مشاوران و هوادارانش حملات گسترده‌ای علیه خانواده بختیاری آغاز کردند. freitag.de/autoren/der-fr…

فارسی
1
0
1
86