👑👑iran_bano
4.1K posts


















. داریوش آشوری و تشخیص امر نیک در احوال خاص رضا عرب / اسفند ۲۵۸۴ شاهنشاهی . در سالیان اخیر، جمعی بزرگ از روشنفکران ایرانی با «شاهزاده رضا پهلوی» دیدار کردهاند؛ دیدارهایی که گواهی است بر خِردورزی، تدبیر و مصلحتاندیشی ایشان در امور ایران. اعلیحضرت فارغ از پیشینههای سیاسیِ افراد، به آراء آنان که در دهههای پیشین در تقابل با خاندان پهلوی بودهاند نیز، گوش فرا دادهاند. اما ملاقات «داریوش آشوری» با ایشان، بهنحو ویژهای محل توجه قرار گرفت و از سوی پارهای نیز مورد نقد قرار گرفت. از دید من، داریوش آشوری با این اقدام نشان داد که از موهبتی برخوردار است که ارسطو آن را «فرزانگیِ عملی» (فرونسیس / Phronesis) میخواند؛ حکمتی که ثمرهی آن، تواناییِ تمییز و تشخیص امر نیک در احوال خاص و متغیر حیات انسانی است. چنین فرد خردمندی به دگرگونپذیری شرایط و محدودهی امکانات آگاه است و داوری خویش را نه بر بنیاد انتزاع، که بر مبنای اِشراف بر وضعیت اکنون - در قیاس با دیگر وضعیتهای ممکن - و در پرتو تجربه، سامان میدهد. از همین رو، تجلیات این فرزانگی عملی، دیدهی تنگنظرِ دگماندیشِ برخی از افراد مستقر در بنگاه «اهل ادب» را میآزارد و ایشان را در بهتِ ناشی از نبود بصیرت فرو میبرد؛ چه آنکه از درک وضعیت ایران و ایرانیان ناتوان مانده و در جزماندیشی و مطلقگرایی خویش محبوساند و چنان مداراستیز هستند که به صرف دیدار داریوش آشوری با محبوبترین شخصیت سیاسی ایران، برای این پژوهشگر ارجمند آرزوی مرگ میکنند. اطلاق عنوان «اهل ادب» بر اینان، نه از سر تکریم، بلکه از باب تعریض است و ناظر است به آنچه «جواد طباطبایی» (به نقل از الکسی دوتوکویل) در باب تاثیر مخرب «اهل ادب» در انقلاب فرانسه خاطرنشان میکند؛ جماعتی که، به سبب گسست از زندگی روزمره و ساحت عمل سیاسی، در خیالاندیشیهای خویش طرحهایی میافکنند که با مبانی بهزیستیِ یک ملت در ستیز است. کیفیتی که ارسطو نیز آن را فاقد شرط لازم برای فرزانگیِ عملی - یعنی ظرفیت مداقه در آنچه در شرایط متغیر برای بهزیستی انسان ضرورت دارد - میداند. همانگونه که آمد فرزانگی عملی، ناظر به توان تشخیص ابزارهای صواب در مسیر تحقق امر نیک است. در این برهه از تاریخ، فضیلت خسروانی، در وجود «رضا پهلوی»، به صورت ظرفیتی برای تشخیص «غایت نیک» ایران جلوه یافته است. ظرفیتی که امکان همسویی اندیشهورزان صاحبتشخیص چون داریوش آشوری را فراهم میکند و کارگزاران لازم برای نیل به آن غایت را بسیج میسازد. ---- دکتر رضا عرب مدرس زبانشناسی کاربردی در دانشگاه کوئینزلند در استرالیا است. @rezaarab10

هممیهنان عزیزم، در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت ارضی ایران، اصلی خدشهناپذیر است. ما بر سر یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران نه با کسی مذاکره میکنیم و نه ذرهای از آن کوتاه میآییم. چنین ادعاهایی تنها به جمهوری اسلامی، بزرگترین دشمن ملت ایران و تمامیت ارضی کشور، بهانه میدهد تا خود را به دروغ مدافع این اصل معرفی کند؛ حال آنکه این رژیم از نخستین روز روی کار آمدنش، عامل اصلی انواع تبعیض و تفرقه در ایران بوده است. تمامیت ارضی ایران خط قرمز ملت بزرگ و متحد ماست. هر فرد یا گروهی که از این خط قرمز عبور کند، یا با عبورکنندگان از آن همکاری کند، با پاسخ قاطع ملت آگاه ایران روبهرو خواهد شد. در روزها و هفتههای پیش رو، همزمان با درهمشکستن کامل جمهوری اسلامی و بیرون راندن این رژیم از کشور، در دفاع از یکپارچگی ملی و تمامیت ارضی ایران نیز هوشیارتر، استوارتر و کوشاتر از همیشه خواهیم بود. با پایبندی به این اصل بنیادین، میتوان انتظار داشت که ارتش ایران نیز به وظیفهی ملی-میهنی خود عمل کند، در کنار ملت بایستد و از ایران در برابر جمهوری اسلامی و تجزیهطلبان دفاع کند. تنها در یک ایرانِ یکپارچه و دموکراتیک، در سایهی حاکمیت قانون است که آزادیهای فردی و حقوق برابر همه شهروندان، فارغ از باور، مذهب، زبان یا قومیت، تضمین میشود. پاینده ایران، رضا پهلوی



برای نسل من که همسن انقلاب ۵۷ است؛ نهایت سؤاستفاده و بهرهبرداری ایدئولوژیک از جانهای عزیزِ از دست رفته در انقلاب و جنگ، همان حدی بوده که این سالها از جمهوری اسلامی دیدهایم؛ ج.ا که همواره هر جا گیر کرد پای «شهدا» و «خون شهیدان» را به میان کشید. بعد ۱۴۰۴ شد و دیدیم نه! زشتکاری و بهرهبرداری سیاسی بیشتر از جان و خون و زنده و مردهی مردم هم ممکن است! ممکن است که گروهی بکوشند هزاران جانِ از دست رفته را پشت قبالهی خود بیاندازند، از آدمها عدد بسازند و با اعداد برای خود سرمایهای دست و پا کنند. جانباختگانِ سالهای قبل را هم کماهمیتتر بدانند چرا که «دستاورد» آنها نبوده!













