

داستان این بچه غصه هرروزم شده.خونشون زیر بمبارون تهران آسیب دیدو سرپرستاش مردن.خودشم آسیب دید. یکی از همسایه های مهربونش بچه رو باخودش آورد شمال و الان موقت پیش آدم مهربونیه ولی به شدت میترسه و از گربه های خانمه فراریه.کسی تو شمال میتونه خانواده ای باشه که زخمای روحیشو درمان کنه؟




















