چرت نگو عرف retweetledi

« از بَستگان که را داشت؟ همکارِ دردمَندش؟
خویشی که پیکرَش را، تحویل میدَهندَش…»
این بیت را که خواندم، بیدرنگ نام جاویدنام،
« علی آزادفر »
پیش چشمم آمد.
جاویدنام علی آزادفر، به معنای واقعی کلمه، مرد تنهای شب بود.
او از کودکی به تنهایی زندگی میکرد و در هجدهم دیماه در منطقه سلسبیل تهران، و بر اثر اصابت گلوله جنگی، جانفدای میهن شد.
به روایت همکارانش، پیکر شریف و گلولهخوردهاش نزدیک به چهل روز در کیسه سیاه اجساد ماند، تا آنکه کارفرمایش پیگیر شد، و جسد این فرزند ایران را تحویل گرفت و به خاک ایران سپرد.
داستان او، مرا بیدرنگ به یاد دیگر جاویدنام غریب، محمد حسینی، انداخت، هر دو شریف، هر دو غریب.
#علی_آزادفر
#فرزند_ایران_و_جانفدای_میهن

Mona Borzouei@monaborzouei
در سردخانه جا نیست، رو سمتِ نسترنها پشتِ حیاط خفتند یک لایه پیرهنها دامن کشان، سبکبار، در هجرتی شبانه با گوشوارِ خونین میراثِ مادرانه .. چله نشین پدرها در انتظار ماندند نام عزیزشان را در هیچجا نخواندند از بستگان که را داشت؟ همکارِ دردمندش؟ خویشی که پیکرش را تحویل میدهندش.. گفت آن نسیم بر موت، هر گل ز شاخه افتاد پروانهی بنفشی.. دیدی.. مرا به یاد آر ..
فارسی













