Bita
213 posts

Bita retweetledi
Bita retweetledi
Bita retweetledi
Bita retweetledi
Bita retweetledi

ببخشید که همه مثل مادرای شما امرار معاش نمیکنن و دنبال یه لقمه نون حلالن!
🎒صَمصام | samsam@Samsamesfahani
پیج مادر (سپهر بابا کجایی) صفحهشو به ترشی فروشی اختصاص داد :) 🤣🤌🏻 یعنی انقلاب کردناتونم مثل آدم نیست!
فارسی

هر شب چهارراه نظامآباد که بیمارستان امام حسین نزدیکش هست رو میبندن.نه عقل دارن نه شرف که به فکر آمبولانس و مریضای اورژانسی باشن.
زن آقا@ZaneAgha
واقعا بیچاره بیمارهای مستقر در بیمارستان بهمن، هر شب از ساعت ۸ تا ۱۲ شب نزدیک بیمارستان هوار هوار میکنن بدون هیچ ملاحظه ای
فارسی
Bita retweetledi

ایشون "سقوط" نکرد، متاسفانه به زندگی خودش پایان داد. از دکتر #احسان_زینالی به عنوان رزیدنت خوش اخلاقی یاد میشه که همیشه حواسش به اینترنها بود و هیچ وقت از چیزی شکایت نمیکرد.
تحقیقات نشون میده هر چند اقدام به خودکشی در خانمها بیشتره، اما مرگ بر اثر خودکشی در آقایون بیشتره. خودکشی بین رزیدنتها که دیگه سالهاست روند افزاینده ای داره.
از صمیم قلب این اتفاق تلخ رو به خانواده ی ایشون تسلیت میگم. خواهش میکنم اگر افکار خودکشی دارید با یکی راجع بهش حرف بزنید. آدرس ربات بنیاد کیان رو گذاشتم. رایگان هم هست.
بمونید برامون 🖤



فارسی
Bita retweetledi
Bita retweetledi

🆘مهم🆘
الان با خبر شدیم رشید مظاهری دروازبان ملی تیم فوتبال ایران در زندان اطلاعت سپاه در اورمیه در سلول انفرادی به سر
میبرد لطفا باز نشر کنیم
#رشید_مظاهری
#Rashid_Mazaheri
صدایش باشیم جانش در خطر است

فارسی
Bita retweetledi

تازه رفته بودم دانشگاه تو المان، ایشون رو همیشه میدیدم و بهم لبخند مستقیمی میزد خیلی، من خجالت میکشیدم، واقعا خوشگل بود، بعد دو هفته تو یکی از بچه ها یه پارتی گرفت، تو محوطه خوابگاه جای اتیش روشن کردن داشتن، دور همون اتیش دیدمش، رفتم اخر جلو دعوتش کردم به شام، کفت چرا بعدا؟ الان من رو دعوت کن، گفتم دو صبحه، گفت کدوم رستوران اتیش به این خوبی داره و اسمون پر ستاره، خیلی خوشم اومد، همونجا کنار اتیش نشستیم و دیت شروع شد
واقعا صحبت و دیپ و خوبی داشتیم، یکی از رمانتیک ترین بوسه ها
دیگه چهار صبح شده بود، گفتم شمارت رو بده فردا ببینمت، گفت من گوشی ندارم...
گفتم عه... شاید خوشش نیومده، گفت ایمیلم رو میدم، بهم ایمیل بده...
گفتم عه کامپیوتر داری ولی گوشی نداری ؟ گفت نه، تو کتابخونه دانشگاه چک میکنم...
گفتم اکی... گفت برسونمت تا خونه؟ گفتم نه من میبرمت خونه، کجاست خونت؟ گفت خونه ندارم...
جدی فکر کردم داره میپیچونه که ادامه داد
گفت من ۶ ماهه تو چادر فلان جا زندگی میکنم...
گفتم کجا حموم میری، گفت فلان رودخونه، چون شامپو و نحوه زندگی مدرن اسکمه
گفت ۶ ماهه خودش رو از زندگی مدرن دور کرده...
جدی فکر کردم داره میپیچونه تا من رو برد چادرش
۵ صبح رسیدیم، و تمام راه از بدی های کاپیتالیسم و زندگی مدرن گفت، از بدی های مسواک مدرن، شامپو و...
خیلی خوشگل بود، هرچی سعی کردم کنار بیام نشد، اخرش یک بوسه رمانتیک دیگه بود و من بهش گفتم فکر کنم ما باهم فرق داریم
گفت اشکال نداره چشم های تو هم باز میشه
هنوزم واسم عجیبه اون دختر...
هنوز هیچ دیتی نرفتم که اینقدر به یکی عاطفی تو چند ساعت نزدیک شم و اینقدر تفاوت داشته باشیم
داییناصر@DauiiiNaser
عجیبترین دیتی که داشتی چطور بوده؟
فارسی















