یکی از آشناهامون به شدت مذهبیه سرناهار خانومش اشاره به من حاج آقا داره میاد شال بذار
بابامم گفت دختر من راحته حاج آقا اگه ناراحته غذاشو تو اتاق میل کنه
حاج آقا غذاشو تو اتاق میل کرد…
شنبه که ما میریم دانشگاه یکی مون نیست.یکی ک مامانش هنوز هرشب براش گریه میکنه.یکی که دیگه هیچوقت نمیاد سرجلسه هیچ امتحانی. هیچوقت هم نمیتونه استاجر بشه دیگه.حتی دیگه هیچوقت نمیتونه ب ارزوش برسه. #آیدا_حیدری