ما به هر روشی که ممکن بود توسط جمهوری اسلامی در زندگیمون تحقیر شدیم. از زمانی که مقنعه سر منِ ۶ ساله کردن، تا همین لحظه که با هزار دردسر دسترسی به اینترنت دارم که بدیهی ترین حقمه.
«من صبح که از خواب پامیشم، دلم میخواد کسی نباشه باهام حرف بزنه. میخوام از خونه که میرم بیرون، کسی منتظر نباشه برگردم. دل کسی تنگ نشه واسم. کسی منو نخواد.»
این اصراری که خانواده ایرانی برای جلوگیری از تجربه چیزای مختلف توی زندگیت داره هم نمیفهمم. اون گایی که شما نگرانشید رو من رفتم گرگای راهشم گاییدم، ول کن دیگه.