
@soha1031ka حدودا ده سال پیش یکی از همکارام فقط هم همکار بودیم
گفت میخوام خونه شما دور همی بگیرم با همکارا، گفتم خونه ما سالن برگزاری پارتی نیست. و اون ادم ازم ناراحت شد و قهر کرد، و خب اینجوری بودم که «به درک»
من نمیدونم مردم چرا اینجوری ان
فارسی
پامبوک☁️
99 posts




باب نوع جدیدی از مهمونی رو گشودم. رفیقم بعد مدتها ساعت ۷:۳۴ با حلیم اومد زنگ خونه رو زد. منم از تخت در اومدم درو باز کردم و مسواک زدم و قهوه ساختم. ساعت ۱۱ هم رفت که بره با زن و بچه برن مسافرت. منم برگشتم به آغوش کتاب و تخت. اگه ظرفای کثیف حلیم تو ظرفشویی نبود خودمم شک میکردم.


تو به اندازه نون لواش های ارمنستان ناز و لطیفی ..
