Alireza Razavi retweetledi
Alireza Razavi
1.9K posts

Alireza Razavi retweetledi
Alireza Razavi retweetledi

یک نکته ای که تا الان کسی ذکر نکرده:
ایالات متحده در تاریخ خودش با دشمنی که یک اهرم استراتژیک مانند تنگه هرمز در اختیار داشته باشه وارد جنگ تمام عیار (Total war) نشده.
تمام معادلات برای شکست دادن ایالات متحده بر مبنای تحمیل هزینه سیاسی بالا برای تغییر اراده سیاسی واشنگتن واقع شده. اما چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی که هزینه واقعی شکست در جنگ از هرگونه هزینه سیاسی قابل تصور در واشنگتن بالاتر باشد؟ در چنین شرایطی باید تمامی توان نظامی ایالات متحده را در نظر گرفت و نه صرفا حملات هوایی دقیق را.

فارسی


بسته پیشنهادی ج ا به امریکا :
1. غنیسازی ۳.۵ درصد
2. خارج کردن نصف و رقیقسازی نصف مانده ی ۴۵۰ کیلو اورانیوم ۶۰٪
3. واگذاری ۲۰ درصد تولید نفت ایران به امریکا
4. پیشنهاد سرمایه گزاری شرکتهای آمریکایی در نفت و گاز ایران و توسعه میادین
5. امکان کنسرسیوم منطقهای
6. بازرسیهای گسترده آژانس
7. خرید هواپیما و پروژههای زیرساختی
بنظرتون با اینا توافق میشه و ناوها و هواپیماها بر میگردن خونهشون ؟!
فارسی

ترامپ مهلت ۱۰ روزه را دوباره تکرار کرد
Faytuks Network@FaytuksNetwork
Trump says 'really bad' things will happen to Iran if it doesn't make a deal. He gives Iran a maximum of 10-15 days to make a deal.
فارسی

🚨#فوری
گزارش شده که ایران پیشنهاد توقف ۳ ساله غنیسازی اورانیوم در مذاکرات هستهای با ایالات متحده را مطرح کرده است.
چه تصادفی، ترامپ ۳ سال دیگر از قدرت خارج میشود ❗
Mossad Commentary@MOSSADil
🚨 BREAKING: Iran reportedly floats a 3-year pause on uranium enrichment in nuclear talks with the U.S. What a coincidence, Trump is out of office in 3 years.
فارسی

بە احتمال زیاد دستگیری نیروهای اصلاحطلب رژیم تلاشی برای آمادهسازی بخشی از حاکمیت جهت بهدست گرفتن قدرت پس از خامنهای است. اگر این تحلیل درست باشد، بهزودی شاید شاهد ترورهایی نیز باشیم.
#IranMassacare
فارسی
Alireza Razavi retweetledi

نوشتهی یکی از دوستانم که مستندساز است و در تهران زندگی میکند.
از زاویهدید ما نگاه کنید؛ ما که اینجاییم...
شما که بیرون از ایران هستید، خیلیهایتان با همان درد و خشمی زندگی میکنید که ما. بزرگترین دلگرمی ما این است که با آنهمه دلتنگی و اضطرابی که شما دارید و ما تصوری دقیق از آن نداریم، هنوز کنار ما ایستادهاید و صدای ما بودهاید در دنیا. اما همدلی، بهتعبیر سوزان سانتاگ، احساسی ناپایدار است و اگر به عمل درنیاید، پژمرده میشود.
فراموش نکنید که ما دیماه را با تکتک سلولهایمان زندگی کردیم، با صدای شلیک، با بوی دود، خون، زخم، زندان و وحشت و خاموشی مطلق. به همین دلیل، همان خواستهی مشترک، همان جملهی ساده و عریان، برای ما نه شعار که تلاش برای بقا بود: سرنگونی این رژیم.
اما پس از روزها و شبهای طولانی خاموشی مطلق، آنچه اکنون از روزنههای کوچک شبکههای اجتماعی و رسانهها به چشم میآید، شباهت چندانی به جنس زخم ما ندارد.
اینجا، در ایران، پادشاهیخواه و غیرپادشاهیخواه، دوشادوش و دست در دست هم، در خیابان بودیم و زخم خوردیم و کشته دادیم و سرکوب شدیم، اما حالا که به آن سوی پنجرهها نگاه میکنیم، آنچه پررنگتر و پرسروصداتر به چشم میآید، نه تکرار نام کشتهها که غوغای جریانهای سیاسی است که همان هم از فعالیتهای افسران سایبری رژیم قابل تشخیص نیست.
آنها که صدای بلندتری دارند، بهجای اینکه بگویند «چگونه کمک کنیم سرکوب کمتر شود و سرنگونی پیشتر بیفتد»، مشغول جدالاند که رهبر دورهی گذار کیست. به جای اینکه تمرکز روی اصل خواستهی مردم باشد، از همدیگر میخواهند در آزمون وفاداری شرکت کنند.
پس از آن همه خون و سرکوب و وحشت و خاموشی، آمدیم و دیدیم برخی صداهای غالب بهجای اینکه بگویند «ایرانی، داد بزن، حقتو فریاد بزن»، میگویند «ایرانی، داد بزن، شاهتو فریاد بزن». و چه عجیب که حتی خود «شاهزاده» هم هنوز خود را «شاه» نمیداند و میکوشد تمرکز همگان فقط بر گذار باشد.
این تغییر فقط یک اختلافنظر سیاسی نیست. این یعنی برخی آن بیرون تصمیم میگیرند که درد ما چه معنایی داشته باشد و رنج ما در کدام قالب جا بگیرد. یعنی به جای اینکه دیده شویم، داریم مصرف میشویم. یعنی هزار هزار کشتهی ما میشود مستمسکی برای دعوا بر سر رهبری، و اعتراضمان میشود میدان مسابقهی نمایندگی.
انتظار معجزه از شما هموطنان دلسوختهمان نداریم، اما پس از انقلابی که رخ داده و به خاک و خون کشیده شده و اکنون باز هم بوی معاملهی سردمداران رژیم خونریز برای بقای بیشتر بلند شده است، تلاش کنید این را ببینید و درک کنید که در بخشی از فضای بیرون از کشور چه تغییر وضعیتی شکل گرفته است.
تلاش کنید بهجای ما این را درک کنید که وقتی دعواهای بیرون اصل اعتراض را میپوشاند، ما تنهاتر میشویم؛ هم در خیابان و هم در روایت.
حمایت یعنی کمک کنید صدای ما از داخل این خاک واضحتر شنیده شود، نه آنکه شرط و تبصره به آن بچسبانند. یعنی مرکز ثقل را برگردانید به جان انسانها، دادخواهی، آزادی زندانیها، و حق اعتراض برای سرنگونی یک رژیم خونریز؛ نه رقابت برای تریبون و پرچم.
اختلاف سیاسی اگر دارند، داشته باشند، اما نگذارید اختلافشان را روی دوش کشتهها و خوندادهها حل کنند. ما پیش و بیش از هر چیز به این نیاز داریم که در فضای رسانهای و شبکهای آن بیرون، دعوا از روی زخمهای ما برداشته شود و دوباره «خودِ اعتراض» محور شود.
کاری کنید وقتی شما را در تلویزیون و شبکههای اجتماعی میبینیم، احساس نکنیم صدایمان دارد زیر آوار جدالها دفن میشود.
یک «حداقل مشترک» را محور قرار دهید: حمایت از مردمی که برای سرنگونی این رژیم خون دادهاند و دادخواهی و عدالت برای قربانیان و بازماندگان. آینده، هر چه هست و هرچه که باشد، باید بعدتر در سازوکاری دموکراتیک تعیین شود، نه در میانهی خون، نه روی خاک تازهی کشتههایی که هنوز نام هزاران تن از آنها را هم نمیدانیم.
مرکزیت را به قربانیان و مردم داخل کشور بدهید. بهجای «طرف کی هستی»، بپرسید «چطور صدای قربانیان شویم». هر کارزار و تجمع یا ترند، تنها وقتی برای به ثمر نشستن خونهای ریخته کارساز خواهد بود که با نام قربانیان آغاز شود و حول روایت آنان شکل بگیرد، نه با دعوا بر سر چهرهها.
دعوا بر سر مالکیت اعتراض به جای حمایت از خود اعتراض دقیقاً همان چیزی است که ما در این خاک، زیر سرکوب، نه سزاوار آن هستیم و نه شانههای خستهمان تاب آن را دارد.
فارسی

In my analysis, NVIDIA stands out as a strong candidate for the world's largest company by 2036, fueled by AI's explosive growth. Reaching $100T would demand breakthroughs in computing and global adoption, but its current trajectory makes it plausible. SpaceX is another possibility if space economy booms.
English













