آرتور علی اُف سوم
66 posts

آرتور علی اُف سوم
@arthuralieve3
آخرین از نسل خویش



کمی مشق نستعلیق. تا شروع جلسهی بعدی میشود کمی خوابید ولی.





مسئله غیر واقعی بودن فیلم ۲۰۲۶ نیست چرا که اودیسه اساسا ماجرایی اسطوره ایه و نه تاریخی، مسئله اصلی پذیرش واقعی بودن فیلم ۲۰۰۴ هست. چرا وقتی آشیل و هلن یونانی و کارتاژی را که ظاهری میان یونیانیان و ترکان کنونی داشته اند را بر اساس استانداردهای غربی با هنرپیشه هایی امریکایی یا اروپایی و نژاد وایت و زیبایی شناسی غربی تصور کردند کسی اعتراض نکرد که این تصاویر واقعی نیست ؟! حتی عمیق تر شویم چرا ما به امکان رویین تن بودن آشیل و نقصش اعتراض نمیکنیم؟! چرا به ساختن و پذیرفتن مجسمه بزرگ اسب اعتراض نمی کنیم؟! مگر اینها واقعی اند؟! اگر نیستند و فرض گرفته شده که قصه است و افسانه و روایت... خب پس چرا یک بار هم فرض نکنیم که آشیل معمولی و هلن سیاه است؟! چرا این قرارداد های فرضی پیشینی اینقدر اهمیت دارند؟! باز هم عمیق تر شویم، چرا مسیح زاده اورشلیم بلوند چشم آبی است؟! چرا فرشته ها همه سفید پوست و بلوند و چشم آبی اند؟! چرا هیچ فرشته ای سیاه پوست یا خاورمیانه ای نیست ؟! باید بپذیریم که همه اینها روایت است و روایت را صاحبان قدرت میسازند، حالا موازنه قدرت میان نژادها در غرب بهم خورده است به همان میزان روایت ها هم تغییر کرده اند، وایت ها اعتراض دارند؟! حق دارند چون جهانی که آنها خدایگان و دیگران بنده بوده اند، جهانی که در حد فاصل قرن شانزدهم و نیمه قرن بیستم ساخته بودند، روی سرشان خراب شده، من کاملا انها را درک میکنم. چیزی که درک نمیکنم این پذیرش روایت پیروزمندان و خداوندگان پیشین از سوی برده ها و فرو دستان به منزله حقیقت است، ما ایرانی های جهان سومی را هم هالیوود در ۳۰۰ به شکل بربر ها و نه وایت های غربی به تصویر کشید، ما هم جز فرودستان این جهان غربی هستیم، منطقا باید از اینکه کسی از میان ما روایت را بشکند و باز سازی کند خوشحال شویم ولی خب با فرض وایت انگاری خویشتن مشکل را حل میکنیم تا جایی که هالوود انگشتش را سمت ما بگیرد، جایی مثل ۳۰۰ که فرض هایمان فرو می ریزند.




روباهه اومد دم سوپرمارکت، یارو یه تخممرغ گذاشت براش زمین، اینم برداشت و رفت، احساس کردم تو کلیله و دمنهم یه لحظه!










استراوا با رفیقام 🏃🏻

دیشب مسعود با ماشین اومد دنبالم رفتیم خونهش چند ساعت گیم زدیم. ساعت دو صبح مثل فاحشه های ارزون قیمت خودم پیاده برگشتم خونه.

