Sabitlenmiş Tweet
Elaa
4.5K posts

Elaa retweetledi

✅✅⚠️ حالا چه کنیم؟ ورژن دوم.
اینکار ضرری ندارد و در هر حال در راستای منافع ملت ایران هست، چه مذاکره و آتش بس بشود و چه نشود، پس در مورد پنیک مردم و نکردن و اینکه مشا چه میدانید و نمیدانید چیزی کامنت نگزارید.
شروع به نشر توییت های صرفا انگلیسی زبان، خصوصا زیر اکانتهای اصلی انگلیسی زبان مثل رسانه ها کنید.
در این توییت ها از قطعه های سخنرانی شروع جنگ ترامپ و کشتار دی و قولی که داده بود استفاده کرده و توضیح کوتاه بدید در صورت همچین توافقی سپاه زنده میماند و چه بر سر ملت ایران خواهد آمد. خاموشی اینترنت در تمام این مدت هم اشاره کنید.
هشتگ پیشنهادی مناسب و متریال اضافی را این زیر قرار میدهم.
نشر دهید و کاهل نباشید. فرصت تأثیر گذاری زیاد نیست. مردم آمریکا کمتر از چیزی که فکر میکنید از شرایط اطلاع دارند.
فارسی

@Ahangarname خواهش میکنم خیلی نزدیک به شهرری هستن بدون شک میشنیدن فقط گفت حدود ساعت ۱۰ صدای پدافند اومد و یه صدای خفیف انفجار که نفهمیدیم ترقه اس یا انفجار
فارسی

@cheehaar @Hemadnazari البته گنده گوزی هم نفرماییم با صدا انفجارهای بلندتر اندکی خایه هم میکنم
فارسی

@cheehaar @Hemadnazari قشنگای من بنده هم تو مرکز تهران دارم ورزش میکنم لاغرتر شم لباس جدیدمو بپوشم برم استقبال شاهزاده #KingRezaPahlavi
فارسی
Elaa retweetledi

@Aryammehr_2 @BenjaminButtonW #KingRezaPahlavi
ما بزور چند دیقه وصلیم به اینترنت،
اینجا تهرانیم از ساعت ۲ و نیم صداها شدیده
فارسی

پادشاهی خواهان با گذاشتن #KingRezaPahlavi همدیگه رو زیر این توییت پیدا کنيد،تایملاین نباید از دست ما خارج بشه

فارسی

@Ahangarname بله تهران، دیشب هم شام کیانشهر بودیم یه محله اس نزدیک دولت اباد کلانتری و زدن خیلی وحشتناک بود شیشه های خونه های اطراف اومد پایین یه پهپاد مانند هم افتاد رو یه ماشین، ادمای محل میگفتن زیر این کلانتری مخفیگاه بوده
فارسی
Elaa retweetledi

توی #کلانتری_۱۰۴ عباسآباد ۱ روز کامل بازداشت بودم.
زیر راهپله فلزی حیاط پشتی، توی دالون زیرزمین مانندش یه اتاق بازجویی بود با دو تا میز و یه سطل آشغال.
ستوان احمدی حرومزاده با چشم بند منو برد طبقه پایین.
قبل اینکه چشمبند ر باز کنه، ۳ تا آبنکشیده زد تو چپ و راست صورتم.
(با چشمِ بسته وقتی سیلی میخوری زمین تا اسمون فرق داره با کتکی که وقتی چشمات بازه میخوری)
بعدش با باتوم زد تو شکم و بیضههام و افتادم زمین.
چند دقیقه گذاشت یکی اومد چشمبندم ر باز کرد.
گفت
- ببین چقد آشغال جمع شده اینجا مهندس!
بپر تو سطل اشغال.
- گفتم گور بابات جاکش
اومد با نوک خودکار (یا همچین چیزی) گذاشت تو صورتم و چند تا زد تو پیشونیم که هنوز جای بخیههاش هست.
خون میریخت از صورتم. دو نفری بلندم کردن با مشت و لگد، با پا فروم کردن تو سطل زبالهی بزرگ گوشه اتاق.
گفت: اشغالا رو خوب له کن سطل زباله خیلی پره مهندس.
کرد کردستان بود. خیلی از کارمندای کلانتری ۱۰۴ کردستانی بودن. منم که یه رگم کرمونشاهی.
گفتم:
به همشهری هم رحم نمیکنی جاکش.
دو نفری اومدن ریختم رو سرم توی سطل اشغال. تقریبا ۱۰ دقیقه بدون استوپ با باتوم زدن.
بعدشم حداقل یک ساعت یا بیشتر، در حالیکه از پیشونیم خون میومد توی سطل زباله پر لجن هندونه و کثافت چایی و باقیموندهی غذای دیشبشون نگهم داشتن.
بقیه داستان مهم نیست. اینا در مقابل چیزی که سر مردم اوردن هیچی نیست.
اما حسم بهشون طوری شده بود که بعد آزادی، تا سه روز با یه (نیمچه) جلوی کلانتری کشیک میدادم احمدی بیاد یه جا خفتش کنم نیمچه رو فرو کنم به ماتحتش.
روزی ۹ ساعت دور و بر نیلوفر کشیک میدادم.
البته متاسفانه نشد.
امروز انتقامم ر اسراییل گرفت.
تا خبر رو شنیدم تو دلم بهش گفتم:
احمدیِ حرومزاده اگه از این بمباران هم جون سالم درببری، خودم میام سراغت.
من فقط کتک خوردم و بعد ۴ سال از جنبش مهسا همچین حسی دارم
واقعا نمیتونم حتی تصور کنم خانوادههایی که کشته دادن از اینا چی کشیدن.
روز انتقام نزدیکه. اونایی که تسلیم نمیشن ر
به صغیر و کبیرشون نباید رحم کرد.
این حرف من نیست. پند سعدیه:
“نسلِ فسادِ اینان منقطع کردن اولیتر است و بیخِ تبارِ ایشان بر آوردن، که آتش نشاندن و اَخگَر گذاشتن و افعی کشتن و بچه نگهداشتن کارِ خردمندان نیست.”
#جاويدشاه
فارسی

@HichkasOfficial من برا همه هعی چای میارم یه دور قر میدم مسیر رفت و برگشت💅💅💅
فارسی
Elaa retweetledi











