شایک
71 posts


صادقانه که بخوام به قضیه نگاه کنم اون دسته از اطرافیانم که «نه به جنگ» هستن همشون متعلق به بخشی از جامعه ایران بودن که واقعا جنگ براشون از ادامه جمهوری اسلامی بدتره نه لزوما چون وصل به نظام هستن، صرفا جزو قشری بودن که خانوادشون استاندارد زندگی خوبی حتی تو سالای آخر جمهوری اسلامی داشته و یجورایی جمهوری اسلامی «براشون کار میکرده». اینقدری از بطن جامعه دور بودن که خیلی درکی که ندارن زندگی واسه اکثر مردم چقدر تحملناپذیر بوده. (منظورم فقط پول نیست، صرف «پایتختنشین» بودن خودش یک مرحله آدما رو از واقعیت دورتر کرده و «بالاشهر»نشین بودن یک مرحله بیشتر) ولی از اونور چون جنگ ذاتا آسیب برابرتری رو برای همه ایجاد کرده، شرایط جنگی واقعا به استاندارد زندگیشون آسیب بیشتری میزنه و درد ملموستری هست براشون تا ادامه نظام حاکم. اینهم که بعد قطعی اینترنت فضای مجازی بیشتر به سمت ضد جنگ کشیده شده برای اینه که ذاتا درصد این گروه توی قشر خارجنشین بیشتر از داخل ایرانه چون واضحا اپلای و مهاجرت… پروسهای هست که privilege خیلی بهش کمک میکنه. با وجود درک این حقیقت، چیزی که این وسط منو ناراحت میکنه «نداشتن احساس همدردی» آدماست. اینکه کسی ورای حباب خانواده و دوستاش رو نبینه آدم رو ازشون نه تنها ناامید میکنه، بلکه در یک سطحی میترسونه.


شما از ۲۰ سالگی به بعد دیگه تونستید از سفر با خانواده لذت ببرید؟





