Ayla

251 posts

Ayla

Ayla

@ayluihi

‌in another life?

Katılım Haziran 2022
175 Takip Edilen190 Takipçiler
Ayla
Ayla@ayluihi·
بالاخره وصل شدم درود بر اینترنت بین الملل
فارسی
0
0
3
98
Ayla
Ayla@ayluihi·
@nainraq منم همینطوررر
فارسی
1
0
0
89
Ayla
Ayla@ayluihi·
شاید وقتشه پشت این جنگنده هارو بگیریم و باهاشون بریم
فارسی
0
0
1
32
Ayla
Ayla@ayluihi·
@Biehameganm وای بچه ها خدانکنه این حرفا چیه میزنید
فارسی
0
0
0
134
جمعِ اضداد
جمعِ اضداد@Biehameganm·
شما هم معتقدین روند جنگ به سمت سرنگونی حکومت نمیره؟ آمریکا و اسراییل عامدانه دارن یه مسیر دیگه میرن.
فارسی
114
15
655
98.1K
loverina
loverina@whoisawlin·
درود خوشگلا من اکانتمو لیمت شده بود انقد ریپورتم کردن عرضشیا برام کامنت میزارید(:
فارسی
45
3
99
4K
Ayla
Ayla@ayluihi·
@arwrest اون تا دست برسه بهش از بی توجهی سکته میکنه
فارسی
0
0
0
18
aliz
aliz@arwrest·
مجتبی هم ترور شه میخندیما انقدر دست میچرخه تا برسه به محسن رضایی
فارسی
4
3
104
2.1K
Ayla
Ayla@ayluihi·
بچه ها مگه همه باهم اینترنت نداشتیم؟
فارسی
0
0
2
56
Ayla
Ayla@ayluihi·
باورم نمیشه زدن
فارسی
0
0
2
63
Ayla
Ayla@ayluihi·
@sabishii_boy بچه ها بس کنید توروخدا
فارسی
0
0
1
3
Katsu🟩☀️🦁🟥
Katsu🟩☀️🦁🟥@sabishii_boy·
امشب که جنگ شه کسیو داری خاطرتو بخواد حواسش بهت باشه و دلشورتو بزنه؟ کسیو داری تنها نمونه قلبت؟🙂🙃🙂
فارسی
130
1
220
10.2K
نگــــار
نگــــار@_Negaarr_·
کاش آسمون باز بشه و معجزه بیوفته وسط زندگیمون.
فارسی
6
49
724
12.2K
Ayla
Ayla@ayluihi·
اگه اینا نمیرن که ما بریم(اون دنیا)
فارسی
0
0
3
62
Ayla
Ayla@ayluihi·
@Aliosakam خودمون میزنیم(رگمونو)
فارسی
1
0
1
222
Gandom
Gandom@MothrOfDrgns·
تصور کنید یه آدم ناشنوا تو زندان باشه نتونه حرف بزنه نتونه از خودش دفاع کنه نتونه با بقیه زندانی‌ها ارتباط بگیره نه حتی تو بازجویی کامل بفهمه ازش چی می‌پرسن! استرس و فشار روحیش چند برابر بقیه ست! مخصوصا وقتی پای یک اتهام سنگین وسط باشه! صدای #مبین_بازیار باشیم #بازداشت_غیرقانونی
Gandom tweet media
فارسی
150
3.3K
7.2K
47.6K
Ayla
Ayla@ayluihi·
ترامپ فریبم داد بنیامین عذابم میدهد و از اخوند وحشت دارم
فارسی
0
0
3
60
Ayla
Ayla@ayluihi·
اگه دیگه نزنن چی
فارسی
0
0
2
62
Ayla
Ayla@ayluihi·
@iranA7788 یکی از دوستان میگفت که پدرشناسی
فارسی
0
0
0
7
sam
sam@iranA7788·
این بسیجیا چه رشته‌ای میخونن تو شریف؟
فارسی
871
28
1.8K
70.8K
Ayla
Ayla@ayluihi·
@tmshgrsyha وقتی ویدیورو میدیدم فقط و فقط به همین موضوع فکرمیکردم
فارسی
0
0
0
223
تماشاگر سایه‌ها
تماشاگر سایه‌ها@tmshgrsyha·
حالا مسخره میکنید ولی اینکه برای دوتا عروسک اینکارو میکنه واقعا خیلی ترسناکه. اینکه ایدولوژی چجوری آدما رو زامبی میکنه واقعا ترسناکه.
🇮🇷 زیـــن الدیـــــن@Azadlavasani

بسیجیا جدی جدی میخوان برن بالا درخت موشعلی رو نجات بدن 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

فارسی
96
616
12.6K
192.5K
Ayla
Ayla@ayluihi·
@iman_3133 منم همینطور ایمان منم همینطور
فارسی
1
0
0
8
iman
iman@iman_3133·
مملکت که رو هواس خودمم رو هوا خانوادمم رو هوا ای من خوار این زندگی گاییدم
فارسی
2
0
80
1.6K
Ayla
Ayla@ayluihi·
@raminBW تولدت مبارک🤍
فارسی
0
0
0
18
Batman🦇🌑
Batman🦇🌑@raminBW·
امشبمم تنها سپری شد:) نه کسی پیشنهادی برای بیرون رفتن داد، نه حتی صدای زنگ تلفنم برای کسی مهم بود که جواب بده. آخرش خودم موندم و خودم؛ یه کیک کوچولو خریدم با شمع ۲۳ سالگی. نشستم داخل ماشین، اشکمو ریختم و شمعارو فوت کردم. آرزویی هم که کردم آرزوی مشترک همه ماها بود: آزادی. 🖤
Batman🦇🌑@raminBW

به وقتِ سه اسفند… که قراره شمع تولدِ ۲۳ سالگیمو فوت کنم... نمی‌دونم باید آرزو کنم یا فقط به شعله‌ شمع خیره بمونم و فکر کنم چطور از این سال گذشتم…. امسال… شاید بدترین سالِ زندگیم بود. از هر طرف یه چیزی توی دلم شکست. خیلی آسیب دیدم… خیلی آدما از زندگیم رفتن… و بیشتر از هر وقت دیگه‌ای تنهایی رو فهمیدم. حاشیه‌ها، دردسرها، حرف‌ها و سکوت‌هایی که سنگین‌تر از هر فریادی بودند، دورم حلقه زدن. کسی که با همه‌ی وجودم دوستش داشتم، عاشقانه می‌پرستیدمش کسی که فکر می‌کردم همیشه کنارمه، ناگهان و بی‌هیچ دلیل منطقی منو ترک کرد… و من موندم با کلی سؤال بی‌جواب و دلی که هر شب دوباره بعد از اون شب شکست. دوستایی که فکر می‌کردم همیشه می‌مونن، یکی‌یکی از زندگیم محو شدن. ترس رو از نزدیک حس کردم؛ ترس از جون، از آینده، از مرگ. جنگ دیدم، تظاهرات دیدم، کشته شدن جوونامونو دیدم… جوونهایی که حتی فرصتِ زندگیو پیدا نکردن… و هر خبر یه تیکه از روحم رو با خودش کشت. دیدنِ مادرم روی تخت بیمارستان بزرگ‌ترین دردی بود که تا عمقِ استخوونم نشست.. شبایی بود که از فشار عصبی سر از بیمارستان درآوردم، با سرم‌هایی که فقط جسممو سرپا نگه میداشتن، نه روحمو.. شبایی رو یادمه که وسط خیابون نشستم، روی آسفالت سرد، با مشت‌هایی که از شدتِ خشم و درموندگی به زمین می‌کوبیدم، و اونقدر گریه می‌کردم که صدام می‌برید و دستام پر از خون میشد… انگار می‌خواستم تمامِ دردِ دنیارو از سینم بیرون بکشم و نمیشد. حس می‌کنم توی این یه سال، پنج سال پیر شدم. خیلی چیزا توی من عوض شد، خیلی چیزا شکست، و اون آدمِ معصوم قبلی انگار یه جا توی گذشته جا موند. گاهی هنوزم نمی‌فهمم چطوری زنده موندم. چطوری از اون همه شبِ سخت رد شدم. ولی یه چیزو مطمئنم… من هنوز اینجام. با قلبی زخمی، اما تپنده. با چشمایی خسته، اما بیدار. با روحی که هزار بار شکست، اما کامل تسلیم نشد. شاید امسال وقتی شمعارو فوت کنم، آرزو نکنم همه‌چی یه‌دفعه درست شه. شاید فقط آرزو کنم آروم‌تر بشم… یه کم کمتر درد بکشم… و دوباره یاد بگیرم بدون ترس نفس بکشم. چون با همه‌ی این اتفاقا، من دووم آوردم. و شاید همین که هنوز وایسادم، بزرگ‌ترین پیروزیِ خاموشِ زندگیم باشه.. و اگه این سال یه چیزی بهم یاد داده باشه، اینه که حتی وقتی فکر می‌کنی همه‌چی تموم شده، یه جای کوچیک توی دلت هنوز یه نوری هست… یه صدای آروم که میگه: «هنوز تموم نشده… هنوز میشه ادامه داد.» به امید آزادی🖤

فارسی
373
31
2.1K
62.4K