دلم میخواد مغزم رو از سرم در بیارمو
بزارم جلوم ، براش یه لیوان چایی بریزم و بگم :
عزیزم میشه انقدر به همه چیز فکر نکنی ؟
میشه بیخیالش بشی !!
چون واقعا داری نابودم میکنی
من آدم نرفتنم،
همیشه تلاش میکنم تا آخرین ذرهی احساسم پای آدما بمونم ولی وقتی دلسرد شدم، آتیشمم بزنن دیگه اون آدمی که برای خوشحالیشون هر کاری میکرد نمیشم
هیچ گلی نمیتونه خودشو بو کنه
هیچ کتابی نمیتونه خودشو بخونه
هیچ پروانهای نمیتونه بالهای خودشو ببینه
و خب تو هم مشکلت همینه!
نمیتونی خودتو ببینی که چقدر قشنگی :)
مادرم یادم داد هر وقت پاتو گذاشتی خونهی کسی، حتی اگه میل نداری حتما اولین چیزی که برای پذیرایی ازت میارن رو بردار! شاید غیر از اون دیگه چیزی نداشته باشن .