آبومبلاکاکا

8.9K posts

آبومبلاکاکا banner
آبومبلاکاکا

آبومبلاکاکا

@bahvvarr

منت شیرینی افسانه می باید کشید

Katılım Temmuz 2022
346 Takip Edilen372 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
آبومبلاکاکا
آبومبلاکاکا@bahvvarr·
بعد یهو به خودم میام می‌بینم تنهایی از پسش بر اومدم. خیلی وقت پیش. بدون اینکه خودم بفهمم.
فارسی
1
6
46
9.9K
آبومبلاکاکا
این مردی گرجستان کنسرت گذاشته بود و من تازه فهمیدم خاک بر سرم کنن
فارسی
0
0
0
19
آبومبلاکاکا retweetledi
Aidin Gheshlaghi | آیدین قشلاقی
این جنس جمله‌ها به نظرم از نفهمیدن «خودکشی» میاد و یه جور به سخره گرفتنشه (حتی اگر از قصد نباشه). ای کاش وسواس بیشتری داشته باشیم برای استفاده از کلمات.
همه هیچم@mn_hamun_hicham

اگه افکار خودکشی دارین قبلش حتما یه سر دریاسر برین

فارسی
4
5
444
9.7K
آبومبلاکاکا
من مغزم هنوز این واقعیت که همه‌ی اینا اتفاق افتاد پس می‌زنه. همه‌اش منتظرم پاشم ببینم کابوس بوده و ما همه زنده هستیم.
ايران اينترنشنال@IranIntl

شهاب خورشید، ۲۲ ساله و دانشجوی رشته معماری، شامگاه ۱۹ دی‌ماه حوالی ساعت ۲۲ در جریان اعتراضات میدان کاج سعادت‌آباد تهران هدف شلیک گلوله ماموران امنیتی قرار گرفت و در همان محل جان باخت. بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، گلوله از پشت کتف به او اصابت کرد و دو گلوله جنگی قلب و ریه‌هایش را هدف قرار داد. شهاب در محل حادثه جان باخت و پیکرش روز بعد در کهریزک به خانواده تحویل داده شد. به گفته دوستانش، این جوان پیش از پیوستن به تجمعات گفته بود: «مگر خون من از دیگران رنگین‌تر است که در خانه بمانم؟ یا همه‌چیز تغییر می‌کند، یا من هم می‌میرم.» شهاب خورشید فرزند دوم خانواده و اصالتا اهل اهواز بود. او از بدو تولد با بیماری دیابت درگیر بود و انسولین مصرف می‌کرد. بستگانش از او به‌عنوان جوانی شجاع، شاد، خوش‌خنده، مهربان و پرانرژی یاد می‌کنند. پیکر شهاب در قطعه ۲۱۱، ردیف ۲۳، شماره ۱۱ بهشت زهرا به خاک سپرده شده است. بنا بر گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، به خانواده او اجازه داده نشد مزاری جداگانه برایش در نظر بگیرند و شهاب در قبر سه‌طبقه خانوادگی و در طبقه بالایی متعلق به پدربزرگش دفن شد. iranintl.com/202605285468

فارسی
0
0
0
45
آبومبلاکاکا retweetledi
Peyman Haghighi
Peyman Haghighi@Peyman223·
من منصور جمالی هستم. با اتهام دروغ محاربه به اعدام محکوم شده‌ام. صدایم باشید!
Peyman Haghighi tweet media
فارسی
19
677
1.5K
7.2K
آبومبلاکاکا retweetledi
Eurus
Eurus@lilian_ahmd·
به عنوان یه فمنیست گیلتی پلژرم کس ننت گفتنه.
فارسی
0
1
7
78
آبومبلاکاکا
مسعود این عنی که وصل مردی فقط ویکی‌پدیا میاره
فارسی
0
0
2
49
آبومبلاکاکا retweetledi
Peyman Haghighi
Peyman Haghighi@Peyman223·
من علی پیشه‌ورزاده هستم. به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده‌ام. صدایم باشید!
Peyman Haghighi tweet media
فارسی
28
1.2K
2.6K
13.2K
صادقی
صادقی@__sadeghii·
بابا من رایگان وصل نمیشم هنوز وا-
فارسی
3
0
22
366
آبومبلاکاکا retweetledi
Azadeh
Azadeh@Azazadeh·
شماها عصبانی نیستید از وصل یهویی اینترنت؟ من خیلی خشمگین شدم از صبح. یعنی چند ماه زندگی ما رو سیاه کردند، تعدیل شدیم، بی‌پول و گرفتار شدیم، از بیکاری همه‌مون دیوانه و افسرده شدیم، بعد یه دکمه زد وصلش کرد. حالا دو ماه دیگه بازم با یه دکمه قطعش میکنه!
فارسی
57
383
6.8K
61.2K
آبومبلاکاکا retweetledi
توانا Tavaana
توانا Tavaana@Tavaana·
عرفان شکوری‌زاده در آخرین روزهای حیاتش در قزلحصار: «به همه بگو برادرت برای میهنمان جنگید و لاغیر» نامه‌ای منتسب به عرفان شکوری‌زاده، زندانی سیاسی اعدام‌شده، که گفته می‌شود در آخرین روزهای حیاتش در زندان قزلحصار خطاب به برادرش احسان نوشته شده، به دست آموزشکده توانا رسیده است. عرفان شکوری‌زاده، متولد ۱۳۷۶، دانش‌آموخته مهندسی برق دانشگاه تبریز و دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت تهران بود. بر اساس سوابق علمی منتشرشده، او در حوزه نرم‌افزارهای تست ماهواره، کنترل و موقعیت‌یابی ماهواره فعالیت پژوهشی داشت و رتبه نخست مقطع کارشناسی ارشد را نیز کسب کرده بود. طبق اطلاعات منتشرشده، او در بهمن‌ماه ۱۴۰۳ توسط اطلاعات سپاه با اتهام «جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم» بازداشت شد. منابع نزدیک به پرونده گفته بودند که عرفان شکوری‌زاده حدود ۹ ماه را در سلول انفرادی سپری کرده و تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار داشته است. در بخشی از نامه منتسب به او خطاب به برادرش آمده است: «برادر شریف و عزیزم، سلام. می‌دانم در حالی که دارم این متن را نگارش می‌کنم، تو از هیچ تلاشی برای نجات من فروگذار نکرده‌ای. اگر این متن را می‌خوانی، احتمالا به این معنی است که من در این جهان در کنار تو نیستم. اما بدان من از تمام تلاش‌های تو و پدر و مادرمان ممنونم و تمام مدت سعی کردم برای تو برادر خوبی باشم. لاجرم این اتفاق کریه و این رژیم کثیف ما را از هم جدا کرد. می‌خواهم بدانی که علیرغم سختی این یک سال و نیم و با وجود شکنجه‌ها و اعترافات اجباری، همواره به فکر تو و خانواده بودم. ولی سعی کردم در همین مدت هم خوب زندگی کنم و تا جایی که می‌شود مقاوم باشم. همیشه تصورم این بود که در کنار هم خوب و طولانی زندگی خواهیم کرد و فرزندانمان کنار هم بزرگ خواهند شد. هرچند که امیدوارم فرزندان تو این راه را طی کنند.» او در بخش دیگری از این نامه نوشته است: «برادر عزیزم، از تو می‌خواهم به جای هر دویمان خوب زندگی کنی و برای پدر و مادرمان هم عرفان باشی و هم احسان. من هیچ وقت نمی‌خواستم تو را اذیت کنم یا پدر و مادرمان را. اما ناخواسته این اتفاق افتاد و من برای همیشه شرمنده تو خواهم ماند. اما این بهایی بود که خانواده ما برای آزادی ایران‌مان باید پرداخت می‌کرد و قرعه به من افتاد که این هزینه را بدهم.» در ادامه این نامه، عرفان شکوری‌زاده با اشاره به امیدش برای دیدار دوباره خانواده‌اش نوشته است: «من در حین نگارش این متن هم باز سرشار از امید به زندگیم. چون پشتم به تو گرم است. برادر عزیزم، بدان برای یک بار صحبت کردن با تو حاضرم هر کاری بکنم. دلم برای صدایت و برای وجودت تنگ است و دوستت دارم.» او همچنین در بخشی دیگر، نام افرادی را که به گفته او در روند پرونده‌اش نقش داشته‌اند و «نهایت شقاوت را خرج کردند»، ذکر کرده و نوشته است: «کنار پدر و مادرمان بایست و سرت را بالا بگیر و مطمئن باش برادرت تا لحظه آخر ایستاد و آنطور که تو به من آموختی سرخم نکردم و جنگیدم.» در بخش پایانی این نامه نیز آمده است: «در زمانی که در کشورمان دادگاه عادلانه‌ای بود، حتماً خسارات مادی و معنوی را پیگیری کن و بعد از برداشتن مبلغی که بابت خسارات مادی به خانواده ما وارد شد، مابقی صرف ایجاد بنیاد علمی با نام خانوادگی ما در جهت رشد و کمک علمی به فرزندان این کشور شود.» و در پایان نوشته است: «قوی بمان و به همه بگو برادرت برای میهنمان جنگید و لاغیر.» پیش‌تر نیز یادداشتی از عرفان شکوری‌زاده منتشر شده بود که در آن نوشته بود: «من عرفان شکورزاده ۲۹ ساله، یکی از معدود به اصطلاح نخبگانی که حاضر به مهاجرت نشدم. چند ماه پیش از جنگ ۱۲ روزه، به اتهام واهی جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدم و در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی مجبور به اعتراف اجباری شدم. نگذارید یک جان بی‌گناه دیگر در سکوت و بی‌خبری از دست برود.» عرفان شکوری‌زاده بامداد ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شد. #عرفان_شکوری_زاده #عرفان_شکورزاده #نه_به‌_اعدام
توانا Tavaana tweet media
فارسی
15
343
1.3K
18K