آناستازیا (خواهر ناتنی سیندرلا)
25.5K posts


@gilasnana در رو محکم کوبیدی یا نه ؟ مردک خزعبل
فارسی

منم بالاخره خاطره راننده اوبر دارم براتون بگم البته وایتپاکستانی نبود، آقای حمیدرضای ایرانی بود.
پرسید ایرانی هستی؟ گفتم بله که یهو شروع کرد
مردم ایران احمقن که از آمریکا خواستن نجاتشون بده، الکی میگن ۴۰ هزار نفر رو کشتن، گرونی همهجا هست، چرا ایرانیها وقتی تو ایران تکس نمیدن همیشه معترضن. بعدم گفت من ۳۵ ساله اینجام، تکس دادم و به هیچ جای هم نرسیدم و راننده اوبرم. اینجا شب میخوابی صبح بیدار میشی میبینی جنس ۱۰ دلاری شده ۱۵ دلار و جرأت اعتراضم نداری ایرانیای موافق جنگ همه احمق و بیسوادن درست نمیگم؟
گفتم اولاً من خوشم نمیاد با رانندهای که نمیشناسم هم صحبت بشم ولی انقدر حرفزدی بذار برات بگم اینکه بعد از ۳۵ سال به جایی نرسیدی بیشتر مشکل خودته تا کشوری که بهش مهاجرت کردی. اینکه فکر میکنی راننده بودن یعنی هیچی نشدن هم فقط نشون میده نگاهت چقدر غیرانسانیه . من تا حالا نشده اینجا شب بخوابم صبح ببینم قیمت ماست و برنج یهویی ۱۰ دلار رفته بالا. اگر تو دیدی و اعتراض نکردی باز هم مشکل خودته چون بعد اعتراض در مورد هرموضوعی نه تنها گرونی
پلیس هیچوقت با شات گان نمیزنت که.
من تو همین مدت کوتاهی که مجددا مهاجرت کردم به اینجا هم درسم رو شروع کردم هم تو بدترین شرایط کاری و اقتصادی کشور کار پیدا کردم.
البته شما اگر دوست داری میتونی برگردی ایران که تکس هم ندی. منم ترجیح میدم همینجا پیاده بشم وسفر رو کنسل کنم
قبل بستن در هم گفتم راستی امیدوارم هیچوقت جون عزیزات به عدد تبدیل نشه که یه مادرجنده ای بخواد انکارش کنه.
#DigitalBlackOutIran

فارسی

@Askharfeldman داداش آتش چه بسی ؟ دوباره موشک تو کونمون کردن
فارسی

@Motherofchaghs دادن آمازون بسازع . هنوز ارسال نکرده
فارسی


@babonedokht عزیززززززم خیلی متأسفم 😭😭😭🫂🫂🫂🫂
فارسی

آپدیت #آمه
بابا که مرد من مرگ رو انکار کردم. به همه میگفتم بابام مرده اما انگار هنوز همون دختر بچه ی هفت ساله بودم که پدرش رو میگفتن رفته عسلویه. از مرگ فراری بودم. هرکی از مرگ حرف میزد انکار میکردم. برعکس! آدم هایی دورم بودن که همه بوی مرگ میدادن. تراپیستم میگفت این بیشتر روان من رو به سمت احساس بقا سوق داده و من هیچوقت سوگواری نکردم و اصلا بلد نیستم.
دیشب اما مرگ مقابل من نشست. کف دستم. توی جان کوچک سیاهم. من مرگ رو انکار نکردم. تماشاش کردم. دستش رو گرفتم ازش خواستم کوچک من درد زیادی نکشه. نکشید. آمه کوچولو توی دستم از دنیا رفت. سرش رو نوازش کردم. دست کشیدم روی تنش. بهش گفتم که عاشقش بودم...
انگار رسالتش این بود که بیاد و قلب من رو از اسارت آدم های نبخشوده ی زندگیم نجات بده.
دکترش گفت از معده اش بوده. بعضی از گربه های ضعیف معده هاشون مواد مغذی رو جذب نمیکنه و ممکنه مدتی حالشون خوب خوب باشه، اما یهو قند خون افت میکنه و توی کیس من چون زیر دو هفته بود و حتی چشم هاش باز نشده بود نشد که کاری بکنیم...
وقتی خاک ریختم روی تنش به تمام آدم هایی که این مدت عزیزانشون رو از دست دادن فکر کردم. قفسه ی سینه ام سنگین شد. چطور این درد رو تحمل کردن؟
کاش مثل آمه ی عزیز من که قلبم رو آزاد کرد، خون این بچه ها هم ایران رو آزاد کنه. آمه رو زیر درخت دفن کردم و اسم درخت رو گذاشتم "آمه"
مدتی از همه جا میخوام برم. حالم اصلا خوش نیست و نیاز به یک سوگواری طولانی دارم. از همه ی شما عزیزان که داستان من و آمه رو دنبال کردید و انرژی های قشنگ برامون فرستادید ممنونم. داستان ما اینجا به پایان رسید.
مراقب خودتون باشید. به امید آزادی ایران!
فارسی

@_sigynn_ ای خدااااااااا. فرح خانوم تو چشماشون مداد کشیدن یا آقا فرخ ؟
فارسی

با وجود فرح و فرخ واسه هربار سفر رفتن کلی داستان و دردسر و نگرانی دارم، موریزی شون کلافم میکنه و هرچی تمیز میکنم به دقیقه نکشیده برمیگرده، خیلی اوقات از خرج های خودم زدم تا این بچه ها غذای خوب بخورن، اما حتی یک بار فکر نکردم به اینکه کاش نبودن و همیشه بابت بودن شون شکرگزارم.

آناستازیا (خواهر ناتنی سیندرلا)@behnooshroozbeh
ببینید عزیزانم گربه ای که به منزل میبرید حکم فرزند شما رو داره باید مثل چشماتون ازش مراقبت کنید. گربه بومی شیطنتش زیاده ،خرابکاری داره ،مو میریزه ،ممکنه حساسیت بده و غیره. الان معمولی ترین غذای گربه خارجی کیلویی 900 تومنه بعلاوه خاک و چیزهای دیگه. برآورد هزینه هاش رو با /
فارسی

@Motherofchaghs عزیزم. یبار با نازی هماهنگ میکنیم
@Nazi_rz
فارسی

@mhyemhi یه تابه گریل خوب ، یه دو تا قابلمه گرانیتی چدنی خوب ، این جور چیزا از نظر من کاربردی تره
فارسی







