فر
41.2K posts


دیروز آقای دکتر رادیولوژیستی که پستانم رو سونوگرافی کرد اینقدر باسواد و باشعور بود که وقتی کارش تموم شد، نشستم تو پارک گریه کردم چون خیلی وقت بود از مرد جماعت ناامید شده بودم! اول اجازه گرفت میتونه به بدن تاپلسم نگاه کنه یا نه؟ با اینکه من خودم دکتر مرد انتخاب کرده بودم و میدونست میتونه! (دکتر زنشون خیلی دیر وقت میداد) بعد برای معاینه هر دو پستان جدا اجازه گرفت! وقتی میخواست پروب دستگاه رو بذاره هم باز اجازه گرفت! مثل گاو پروب رو محکم نمیچرخوند و قبل چرخوندن توضیح میداد این ناحیه ممکنه حساس باشه، قلقلک بیاد یا درد بگیره… به شرح حالم با دقت گوش داد و تمام سوابق سونوهای قبلیم از سال ۹۹ تا ۴۰۳ رو به دقت و با وسواس خوند! بهم اعتماد و باور داشت و مرتب ازم میپرسید دیگه کجا چیزی حس کردی و تا تودههایی که خودم تو خونه پیدا کرده بودم، پیدا نمیکرد و اندازهشون رو نمیگفت، خیالش راحت نمیشد! با اینکه میدونستیم همه چیز نرماله و تودهها خوشخیمه؛ باز هر چی پیدا میکردیم سر صبر و حوصله با مهربونی توضیح میداد جنسشون چیه، لوبول شیری یا کیست ساده یا کیست پیچیده یا لنف نود… خیلی لذتبخش بود مثل اکثر دکترها که مریض رو نادون فرض میکنند و قابل نمیدونند چیزی بهش حالی کنند، برخورد نمیکرد! یک تشخیص هم داد و گفت پرولاکتینت بالاست که میدونم درست گفته چون چند سال پیش دکتر پوستم به خاطر ریزش مو ازم آزمایش گرفت و واقعاً بالا بود! (این تشخیص برای من خیلی مهم و حیاتیه چون تصمیم دارم تخمک فریز کنم) تهش هم خلاف سالهای قبل که با دو جمله از سر خودشون باز میکردند دو صفحه کامل گزارش نوشت! خیلی مودب صحبت میکرد و بوی عطرش هم تند و آزاردهنده نبود… کاش میتونستم اسمش رو بنویسم و از احساس امنیتی که بهم داده تشکر کنم!

شما از کِی فهمیدید که کسخلید؟؟؟؟؟

کسکشا چرا هیچکس به من نگفته بود لبو بخوری شاشت قرمز میشه؟ از ظهر ریدم به خودم که مریضی لاعلاج گرفتم










