من به مرگ فکر نکردم اما
اگه فردا بیمن شروع شد
اگه بودی دیدی نبودم
اگه دادی شنیدی همونم
از سیگارت دودی دیدی همونم
اگه فردا بیمن شروع شد
رام نشو، اشک نریز، قوی بمون
این نامه رو منِ ۲۳ ساله واسه تولدم ۳۰ سالگیم نوشته و امروز ایمیلش رو دیدم
کلیتش به کنار که منِ ۲۳ ساله حتی در عجیبترین خوابهاش هم نمیتونست این روزا رو ببینه
جالبترین بخشش همینه برام
«زندگی با همین اشتباهات قشنگه»
کوچولوووو:)))))
روز نمیدونم چندم جنگ:
به معنای واقعی کلمه زندگی عادی و روزمره رو یادم رفته دیگه چه جوریه
اینکه سرکار میرفتم، دوستامو میدیدم و مهمونی و باشگاه میرفتم انگار یه خاطره دوره
چقدر روزای عجیبی رو داریم میگذرونیم
امید پیدا شده توی قلبمون اما میترسیم
این روزا که گذشت برات تعریف مسکنم چطور در عین ناامیدی، امیدوار موندیم و زندگی کردیم