Joseph
16.5K posts


تجربه اش کردم ،همین چهارشنبه ای که گذشت
وقتی مادربزرگم رو تو سی سی یو بغل کردم
اون خانوم با ابهت حالا ضعیف شده
شونه هاش کوچیک شده
وقتی بغلش کردم های های گریه کردم اون هم گریه میکرد و میگفت نوه کوچولو خوشگل من ،ماه صورت من
تجربه عمیقی بود پر از درد و عشق و اشک
خانه دوست@khaneye_doust
سکانس و پشت صحنه اشکهای محمود کلاری پشت دوربین
فارسی
















