ما همسعی کردیمآدمهایمتوسطی باشیم توی آپارتمانهای کوچیکموندور هم جمع بشیمو پیکهامثموبههمبزنیمو حرفهای عمیق بزنیم ولی فقط این یه تصویره که از سینما وادبیات یاد گرفتیم وربطی به حقیقت زندگی ما نداره چه برای اونهایی که موندن چه برای اونهایی که رفتن
ادبیات وسینما فقط به نقطه اتصال بوده برای اینکه بدونیمجهاندیگری هموجود داره که توش راحت میشه به افسردگیهایی فکر کرد که ناشی از عدمشناخت خودمونه نه اینگیجی و خشم عصبانیتی که حتی نمیدونیم چطوری و سر کی خالیش کنیم.
طبق معمول این روزا داشتم تو دیوار دنبال کار میگشتم چشمم خورد به یه آگهی که نوشته بود دنبال یه همدم و هم صحبت برای مادرم میگردم از ساعت ۸ صبح تا ۸ شب ماهی ۴ میلیون!
زیرشم اضافه کرده بود چون کار خاصی قرار نیست انجام بده فقط آشپزی و نظافت خونه ونگهداری از مادرم همین :)))