Sabitlenmiş Tweet
nac
44.4K posts

nac retweetledi

۱۰ سالم بود امتحانمو شده بودم ۱۸، واسه اینکه مامانم نفهمه برگه امتحان رو پاره کردم توی اتوبان از پنجره سرویس انداختم بیرون. وقتی رسیدم خونه همش استرس داشتم که نکنه مامانم از همون اتوبان رد شه، تیکههای کاغذ رو ببینه، وسط اتوبان وایسته، تیکهها رو چسب بزنه به هم و بفهمه من ۱۸ شدم.
شعهاب@shahabimos
شما از کِی فهمیدید که کسخلید؟؟؟؟؟
فارسی
nac retweetledi
nac retweetledi

مگه همه در حالت عادی این کارو نمیکنن؟😶
ST@thesheydaaa
بايد مست باشى تا بفهمى لبخند زدن به خودت تو آيینهی دستشويى چه حسى داره.
فارسی
nac retweetledi

۱)مهمترین درس امروز این بود که وقتی سر عمل عارضهای حاصل شد که کنترلش از توان خارجه هیچ کار اضافهای نکن و کمک بخواه.
با فلو سر عمل بودیم که در عمق کف لگن یه شریان خون افتاد و جت شدید میکرد. فلو بدون سعی بر گرفتن رگ پک کرد و استاد رو به کمک طلبید.
denosumab@Denosumab60
امروز یکی بدتر داریم عکسشو بذارم حالتون بد میشه سنسیتییییو کانتنت
فارسی
nac retweetledi
nac retweetledi
nac retweetledi











