Hashmat Radfar

2.7K posts

Hashmat Radfar banner
Hashmat Radfar

Hashmat Radfar

@h_radfar

Journalist & Master of Sociology, Freedom & Democracy activist. A proud native Persian From Afghanistan.

Afghanistan Katılım Haziran 2011
1.1K Takip Edilen19.1K Takipçiler
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
فعلن اگه کاکه استید بیایید پهلوی ما صادقانه بایستید تا ملک ما را از اودُرزاده های خود تان پس بگیریم باز در یک فضای برابر میشود روی همه چیز گپ زد!
فارسی
0
0
1
242
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
از "اتک" تا "متک"، سال هاست که در آتش جنگ تمامیت خواهی ها و جدال برای لُوی تر شدن لُوی های دو سوی خط ۱۳۳ سالهٔ دیورند میسوزد. این افسانۀ سی‌سانۀ نام و ننگ و جنگ و تفنگ در بیشتر از نیم قرن گذشته برای ما بسان "بنگ" عمل کرده است. از انسانیت و عقلانیت روز جهان بیگانه و با هر آنکه و هر آنچه بوی زندگی، آگاهی و آزادی بیارد، در جنگ استیم. در حالی که میدانیم حتا: "آب رفته گر به جوی باز آید [اینهمه] ماهی مرده را چه سود کند" پرسشی که این روز ها ذهن بسیاری از ما را مشغول کرده اینست که به آزادی و پس گرفتن "متک" لِه شده در زیر چکمه های سنگین و چرکین گروه طالبان بیاندیشیم، یا به "اتک" که صاحبان و ساکنان آن دهه ها در کنار هم زیسته، به ریش ما خندیده اند و متل‌وارۀ قدیمی را زمزمه میکنند که "نفر ره در ده جای نمیدهند، خود ره به کشتن داده که جای خواب مرا در آغیل خان آماده کنید." ذهنیتی تمامیت‌خواه و دیگرستیز، که واقعیت زندگی ما را به جهنم بدل کرده است، نیازمند بازنگری و باز اندیشی است. عبور از توتم و تابو های برساختهٔ دوران کودکی بشر همیشه و همواره با درد خزنده و گوارایی همراه است، اما چشم انداز "رهایی" از خیالات پخته و توهُم های نهادینه در ذهن های سرگردان مان را روشن تر میسازد...!
فارسی
3
6
20
2.2K
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
داستان متک از این هم دردناک تر و زخمش هم تازه تازه است. حکم تاریخ، جغرافیا، انسانیت و حتا «اسلامیت و افغانیت» همی است که اول و پیشتر و بیشتر از دست درازی به خاک دیگران، دست های کثیف و خون‌آلود دراز شده به خاک خود مان را قطع کنیم. آتش همانجایی را میسوزاند که در آن شعله‌ور است وطندار! جنگ نام و ننگ در ورای مرز ها برای کسانی که خانه و کاشانهٔ شان در درون خانه غصب شده است، هیچ معنا و مفهومی ندارد!
فارسی
1
0
2
113
S S Rahamanzai
S S Rahamanzai@RahamanzaiS·
@h_radfar دا خاوره په زور او نیرنګ نیول شوې، خو بښل شوې نه ده. هو، دا زموږ خاوره ده؛ چاته یې نه وربښو. جغرافیه او ارضي تمامیت هغه کرښه ده چې هېڅ ملت او دولت یې د بښلو او یا مصادرې صلاحیت نه لري. د دې خاورې بېرته راګرځول د افغانانو ملي وجیبه ده.
PS
1
0
0
98
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
@OmarKhan202025 جنگ سالار تر از لشکر حشری و وحشی ای که نامش طالب است، در افغانستان وجود ندارد.
فارسی
0
0
0
27
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
از حنیف اتمر تا داوودزی و حالا هم کرزی! با تشدید تنش ها میان پاکستان و گروه طالبان در هفته های پیش این گروه یک رشته عملیات روانی و تبلیغاتی را راه اندازی کرد که ظاهراً موفق بوده است، حالا رییس جمهوری پیشین و وزیران مادام العمر ایشان برای پیشبرد ماموریت عادی‌سازی و سفید نمایی طالبان دست و آستین بالا زده اند. همان هایی که فرصت های طلایی و تاریخی افغانستان را به باد فنا داده اند، اکنون به منادیان سازش و تسلیمی، مخالفان جنگ و مبارزۀ مسلحانه در برابر امارت طالبانی بدل شده اند. آقای کرزی که بسان اسیر نه چندان محترمی زیر سلطۀ "برادران ناراضی" اش در کابل زندگی دارد و ماموران فراری دربار او میخواهند با دهن‌کجی در برابر مبارزۀ آزادیبخش مردم افغانستان علیه امارت غصب و تاراج طالبانی، آخرین میخ ها را بر تابوت مردم‌سالاری، انسانیت، آزادی و برابری در کشور ما بکوبند. ابتذال، بی‌شرمی و دیده‌درایی تا اینحد که ارزش هایی که مردم افغانستان در 5 سال مقاومت اول، 20 سال جمهوریت و 5 سال ایستادگی زنان در خیابان ها و مردان در کوهستان ها، دامن دامن برای آن ها ستاره پرداخته اند، اکنون از دید کرزی و داوودزی و اتمر و...، جنگ‌طلبی، خشونت و شورشگری عنوان می‌شود! کودن ترین انسان های زمانۀ ما میدانند که سکوت و کرختی کنونی در افغانستان، پیامد، سرکوب سیستماتیک، تبعیض فراگیر و مهارگسیخته‌گی لشکر های حشری طالبان است. نه به تعبیر ساده لوحانۀ آقای کرزی و عقل‌کل های دربار او که عذرخواهی های زیادی به مردم بدهکار اند، نوعی رضایت و تسلیمی مطلق برابر هیولای طالب! مگر اینکه با یک جامعۀ مُرده، افسون شده و سراسر برده و برده‌خوی طرف باشیم! قصۀ ما با طالب، چه زمانی که لشکر نیابتی سازمان های استخباراتی منطقه بود و چه حالا که زیر نام امارت اسلامی رژیم برده‌داری را به کشور ما برگردانده، واضح است، نزدیک سی سال با این گروه جنگیده ایم و فعلاً هم جنگیدن و مبارزه برای براندازی امارت غاصب طالبانی ارزشمند ترین کار ممکن برای تمامی انسان هایی است که از آب و هوای افغانستان تنفس و از زمینش تغذیه کرده اند! مردم افغانستان هنوز کارنامه های ننگین شما که هرروز به رنگی جامه میپوشید، از جعل قانون اساسی، تاراج رای مردم، باج‌دهی قومی به طالبان گرفته تا فروپاشی و تسلیم دهی جمهویت را از یاد نبرده است. اسناد و مدارک بیشماری از خیانت، معامله و بی حرمتی به خون هزاران سربازی که در دفاع از جمهوریت به شهادت میرسیدند و شما در کاخ های قدرت بالای خون آنان تجارت میکردید، وجود دارد. اگر شهامت ایستاد شدن در کنار مبارزان آزادی میهن را ندارید، از همسویی ذلیلانه، بزدلانه و رذیلانه با ملیشه های تبلیغاتی گروه طالبان هم چیزی نصیب تان نخواهد شد. طالبان حالا خود شان هم قبول دارند که رفتنی و شکست خوردنی اند. با احساسات مردم بازی نکنید. دشمن اصلی مردم افغانستان در گام اول امارت لوده سالار طالبانی است و در قدمۀ بعدی افراد و گروه هایی که کمر به لابی گری و سفید نمایی این گروه بسته اند. زمستان رفتنی است، روی سیاه تان را سیاه تر نسازید.
فارسی
4
6
59
3.5K
Hashmat Radfar retweetledi
Suraya Dalil ثریا دلیل
در حالیکه: • یک‌سوم کودکان افغانستان دچار سوءتغذیه اند • در ۵ سال گذشته هیچ بانوی از آموزش‌ های طبی فارغ نشده • آموزش طبی برای زنان متوقف است • نظام صحت به تمویل بیرونی وابسته است • معاش کارمندان برحال پرداخت نمیشود • زنان در کنج خانه زندانی اند... این کار محال است.
افغانستان اینترنشنال@AFIntlBrk

وزیر صحت عامه طالبان گفته این گروه در هر ولسوالی یک شفاخانه می‌سازد. سمیه ولی‌زاده، خبرنگار افغانستان اینترنشنال، که این موضوع را بررسی کرده است، می‌گوید اجرای طرح طالبان برای ساخت یک شفاخانه در هر ولسوالی ناممکن است، زیرا کمک‌ها کاهش یافته و نیروی متخصص به شدت کم شده است.

فارسی
4
14
80
7.2K
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
تحول بزرگی است. شما را نمی‌شناسم، در بارهٔ ساختار مدیریتی رادیوی آزادی هم چیزی نمیدانم. اما از سال های سال مخاطب رادیو آزادی بوده ام. چه به عنوان مخاطب عادی، یک خبرنگار، فعال مدنی یا کارمند دولت همواره سیطرهٔ فکری، طرز دید قومی، سطحی و عوامانه را در نشرات این رادیو دیده ام. در چهار و نیم سال گذاشته که طالبان ستم های بیشماری را بر مردم از اقوام و مذاهب مختلف انجام دادند، رادیو آزادی با تمامی این وقایع برخورد سرکاری و جهت‌دار شبیه تلویزیون ملی دوران جمهوریت داشته و پیروزی یک تیم دست شانزدهمی‌ کریکت از شکنجه و زندان و به زنجیر کشیدن مردم برای مسوولان و سیاست‌گزاران بیمار این رسانه اهمیت رسانه ای بیشتر داشته. زبان فارسی/ دری این رسانه به طرز مشمیز کننده ای فقیر، «ملی»‌گرایانه و شبیه ترجمهٔ پشتوی دوران بیت‌نیکه است. شمار زیادی مجریان، خبرنگاران و حتا ویراستاران فارسی این رسانه سال های سال وطنداران پشتو زبان ما بوده اند و… رد پای اندیشه و دیدگاه داوود خان جنبش و رفیقان بیمار و قوم‌مدار شان در زبان و شیوهٔ نشرات این رسانه به راحتی قابل دید است. برای شما آرزوی موفقیت دارم. امیدوارم قرارگرفتن شما به مثابهٔ یک بانوی مسلکی در مدیریت این رسانه تنها نمایش «رهبری زنان » نه بلکه سرآغاز تغییرات شکلی و ماهوی در نشرات این رسانهٔ هنوز پرمخاطب در افغانستان و بیرون از آن باشد!
فارسی
0
1
6
461
Malali Bashir
Malali Bashir@MalaliBashir·
Some personal news :) I’ve been appointed Managing Editor of Radio Azadi. Not that it’s based on gender, but this is the first time Azadi is led by a woman. At a critical time for @RFERL and media freedom, I look forward to serving our audiences alongside my talented colleagues.
Malali Bashir tweet media
English
232
53
874
101.6K
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
@TheLostJalalzai هم به خود تان و هم به دوست نجیب و با مرام تان ادای احترام میکنم. با همین شناخت اندک، وسعت نگاه تان از بسیار آدمای صاحب ادعای ملک ما بیشتر است. همیشه سبز و سرافراز بمانید!
فارسی
1
0
1
46
JALALZAI
JALALZAI@TheLostJalalzai·
رادفر‌صاحب، یک دوست کابلی دارم، وقتی‌ که به بن بست میرسانمش، هموتو‌ نازنین میگه: تو بیا هر‌چی خیر‌باشه 😂 حال، ما خو غریب مردم هستیم یک گپ مفت و یک تحلیل مجانی می‌ کنیم، هر نفر به کار‌ خودش آزاد است، ما دست و پای کسی ره نگرفتیم؛ ما چی کاره؟ المهم : مه خیلی سال‌ های قبل از افغانستان خارج شدم و روابطم با هموطنانم تا سال ۲۰۲۱ تقریبا صفر بود ازی خاطر کسی را بیشتر از تویت یا نوشته شان نمی‌ شناسم. اما تا شخص نفره نشناسی شاید نمیدانی‌ که در کدام سطح آب است ، اصولش چیست و اعمالش چیست، ها، تا آدم بداند که در اصل با کی طرف است. دیروز به یک دوست اعتباری خود زنگ زدم گفتم همی آقای رادفر کی است. کفت، رادفر یک آدم خیلی نجیب و مودب است. گفتم مسایل سیاسی چطور ؟ گفت در باطن مخالف کسانی است که ما و شما‌ ره خوش ما نمیایند و از مکتب مرحوم اخگر است. گفتم از کجا است؟ گفت، از کوهستان است. مه فکر کرده بودم از کابل هستید. هر آدم باسواد خوب از حکومت قبلی که در سوشیل میدیا روبرو میشم از شمالی بوده. سیستم جمهوری یک نفر کابلی نداشت؟
فارسی
1
0
1
69
JALALZAI
JALALZAI@TheLostJalalzai·
این صحبت آقای رادفر یک مثال خیلی خوب از بدبینی و بی‌ اعتمادی است که در جامعه ما رشد کرده و باعث سقوط خود ما شده است. ما در زمان جمهوریت دیدیم که در نتیجه همی بی اعتمادی و بد بینی یک روز در تذکره قوم نوشته میکردیم ، روز دگه پاکش میکردیم روز دگه مظاهره میکردیم که قوم مه زیاد است یا کم است و در اخر جمهوریت همرای جمهوریت رفت. حال صف های کسانی را که برای یک زنده گی باعزت و افغانستان معتدل مبارزه دارند به ای رقم تقسیم وتضعیف میکنیم که هر مسله ره به نفع طالبان تعبیر میکنیم. مسله این نیست که کسانی که مخالف جنگ هستند طرفدار طالبان هستند. مسله اساسی این است که جنگ به اجازه کسی ضرورت ندارد. جنگ به منطق ضرورت دارد. جنگ به اجازه و مشوره کسی ضرورت ندارد. وقتی که احمدشاه مسعود و حکمتیار صاحب به پاکستان رفتند ایا از کسی اجازه گرفتند؟ نخیر، رفتند و جنگ اغاز شد. منطق جنگ شان دین بود. مردم گفتند ما افغانستان گلستان نمی خواهیم، ما میخواهیم در گلستان بهشت چکر بزنیم. طرف مقابل هم معلوم بود: حزب دیموکراتیک خلق. حال، مشکل در این است که ایا احمد مسعود یا اقای ضیا دقیقاً میدانند که جنگ با کی؟ ایا میدانند که امیر المومنین کیست؟ اخلاقیش: وقتی نمیدانیم که امیر المومنین کیست چطور به یک مادر بگویم که فرزندت ره به جنگ بفرست؟ منطقیش: وقتی نمیدانیم امیرالمومنین کیست جنگ با کیست؟ تا زمانیکه یک جنگ منطق نداشته باشد کسی به جنگ نمی رود. امیر المومنین تا حال روی خود را به اکثریت طالبان نشان نداده وکسانی که ادعای رویت امیر المومنین را دارند نیز انگشت شمارمیباشد! متوجه شدید؟
Hashmat Radfar@h_radfar

پس از سخنان دو روز پیش جنرال ضیا و احمد مسعود در مراسم سومین سالیاد شهدای جبهۀ آزادی در سالنگ، مبنی بر ضرورت ایستادگی به هر صورت و به هر قیمت ممکن علیه امارت طالبانی، موجی از تبلیغات و کارزار روانی در مخالفت با جبهات مبارزه و مقاومت مسلحانه در کشور ما راه افتاده است. به هیاهوی بی‌معنایی که دستگاه پروپاگندای طالب راه اندازی کرده کاری ندارم. اما روی سخنم اینجا متوجه به اصطلاح سلیبریتی های قومی و خصوصاً چلوونکی های وزیران مادام العمر و باشه های خوش‌نشین دوران جمهوریت است که در هیچ پهلویی زیر پای مبارک شان آبی نمیرود. وطنداران گرامی؛ به ویژه همان هایی که هرچه مصیبت بالای ما آمده یا آورده اید، را به پاکستان، ایران و امریکا و ... فرافگنی میکنید و بویژه اینکه اخیراً صف‌آرایی در کنار طالب علیه "تجاوز" را خمیازه میکشید! هیچ فرد یا گروهی در افغانستان عاشق جنگ و برگشت به روزگاران سیاهی که بیشتر آن را طالب زیر نام "جهاد" بر مردم افغانستان تحمیل کرده بود، ندارد. اما سرشت، ماهیت و کارکرد طالب در 5 سال سلطۀ این گروه به کشور ما این حقیقت را برای چندمین بار آفتابی تر از کل تاریخ کرده که ماهیت، سرشت و کارکرد طالب با "صلح"، "همزیستی"، "آزادی" و "برابری" میانه ای ندارد و به هزار و یک دلیل میتوان گفت که این گروه "نَرغُوندی"، به غیر از زور و میلۀ تفنگ زبانی را نه میشناسد و نه میفهمد. در سراسر تاریخ هرگاه مرز میان زندگی و بردگی از بین رفته است، از بدوی ترین جوامع بشری تا امروز، دست ها بی اختیار بسوی ماشه های تفنگ رفته است. ما تافتۀ جدابافته از تاریخ و جغرافیای جهان نیستیم، اینکه در فردای جنگ چه اتفاقی می‌افتد، مربوط به فرداست. اما برای نسل امروز و هر آنکه عصبیت کور قومی یا مسمومیت خوش‌خیم مذهبی – ایدیولوژیک از عقلانیت و انسانیت بیگانه اش نکرده باشد، تکرار طوطی وار روایت طالب در ضدیت با مبارزۀ مسلحانه علیه این گروه، توجیهی ندارد. اگر مقاومت و مبارزۀ تا اینجای کار در داخل یک داعیۀ غریب است و در بیرون با سرکوفت خوردن و نادیده انگاری های هدفمند و کارشناسی های جبرگرایانه روبرو بوده؛ دلیلش سنگینی، دشواری و دراز دامنی این راه و رسم افتخار آمیز و ارزشمند است، نه اینکه غلط و نادرست باشد. بله، در زمین و زمینه ای که دستکم نیم قرن با اسپار افراطیت مذهبی و عصبی قومی شخم زده شده و بذر نفرت های مقدس در قامت خشونت بار جهادگرایی و طالبانیزم در بیشه های خشونت پرور آن بارور شده است، سخن گفتن از "آزادی" و "ایستادگی" برای تغییر مسیر سرنوشت آن دشوار، چُندُش آور، طاقت فرسا و هزینه بردار است. اما هیهات اگر نسل امروز ملک ما با گردن های شکسته در برابر تاریخ و تجربۀ نسل اندرنسل نیاکان خویش دهن کجی کند و بی‌وقار و سرافگنده سر بر آستان جهالت، غصب، ستم، تبعیض و گردن‌فرازی عصبیت آمیز طالبانی بگزارد که روی جمجمه های هزاران انسان سرزمین ما کاخ های خیالات کور قبیله ای و ایدیولوژیک خویش را بنا کرده اند و سوار بر توسن سرکش قدرت خواب تسخیر جهان می‌بیند! وجدان و انسانیت تان را تلنگر بزنید، مفهوم "آزادی" را در ضمیر تخدیر شدۀ تان وَر بروید، اگر هیچ کار دیگری از دست تان بر نمی‌آید، پای صحبت های دختران تان که دستکم دوستان و هم‌نسلان شان زیر سلطۀ طالبان زجر کل تاریخ را میکشند، بشینید. سر های شان را روی زانوی تان بگزارید و انگشت های تان را لای موهای آنان در حرکت در بیاورید، رویا های سرکوفت خوردۀ آنان را بشنوید شاید درد آنان را احساس کنید، اگر از شرمساری غرق آب و عرق نشدید، چیز های زیادی گیر تان میاید، یکبار امتحان کنید!

فارسی
2
0
3
1.2K
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
@zubersherzad1 @TheLostJalalzai تاریخ این لودگی ها گذشته، شیر گفتمت اما کسی و کسانی که این مزخرفات قرن قروت را در حمایت از گروه مردارخور و عقب‌ماندهٔ طالب تکرار میکند، به اندازه یک الاغ محترم هم شعور ندارد. کی به احمق هایی مانند تو گپ زده که آمدی کارشناسی داری؟
فارسی
0
0
0
30
Zuber Sherzad
Zuber Sherzad@zubersherzad1·
@h_radfar @TheLostJalalzai حقیقت همین است انچی من نوشتم ، مردم ما احمق نیستند که بخاطر دزدی ، غارت ، فساد اخلاقی ومالی ، اختطاف وغضب زمین های جنابان سیاف ، الماس ، ضیا مسعود ، پشقل فروش ، گلب الدین ، دوستم ، عطا پف ، ظاهر پف ، داکتر ضیا وبچه مسعو که درخط نخست دربرابر طالب نرزمد مردم هرگز سلاح نمیگیرد .
فارسی
1
0
0
71
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
@zubersherzad1 @TheLostJalalzai شیرزاد نی، خود شیر استی شیر، یگان دستمال سرخ د شانیت بند کو که نظر نشی با این کشف و درک بزرگت!🤭
فارسی
1
0
0
32
Zuber Sherzad
Zuber Sherzad@zubersherzad1·
@h_radfar @TheLostJalalzai خلاصه اعلان جنگ علت میخواهد ، تاکه احمد مسعود از کوتل خیرخانه ظاهر نشود و داکتر ضیا در شکردره ظاهر نشود و اعلان جنگ نکند کسی احمق نیست که فرزند خود به جنگ روان کند و احمد مسعود وضیا در اروپا ودوشنبه عیش ونوش کند وفرزندان مردم کشته شود .
فارسی
1
0
0
79
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
حضرت بانو جلالزی، چندین موضوع را شما اینجا مطرح کرده اید که رسیدن به کُنه هر کدامش ساعت ها بحث و گفتگو نیاز دارد. اما کوشش میکنم به اختصار به بخشی از بیانان تان بپردازم. - من در هیچ جایی از یادداشت نگفته ام که ما از تاریخ پند نگیریم. قول معروفی را سال ها پیش در کتابی از داکتر شریعتی خوانده بودم که " تمامی علوم و معارف بشری انسان ها را در رسیدن به اهداف شان یاری میرساند، اما تاریخ چراغ راه آدمی است." اشارۀ من برعکس به این حقیقت است که طالب، ماهیت طالب و حضور طالب در راس بیروکراسی قدرت افغانستان خودش فراخوان جنگ است. اگر دوران جمهوریت را مطابق روایت طالب بحران و شر مطلق بخوانیم، این بحران توسط یک فرایند مشروع، زمان مند و حساب شده به "مصالحۀ ملی" نیانجامیده که به چالش کشیدن آن خلاف ارزش های انسانی و صلح و صلاح مملکت باشد، طالب همین حالا مکاتب و مدارس و دانشگاه های افغانستان را به محل بدآموزی های تروریستی و افراط‌گرایانۀ خویش ساخته است. معنای این پالیسی اینست که یا تا پایان تاریخ امارت ملا هبو را قبول داشته باشیم یا لشکر های انتحاری برای سرکوب تا سه نسل آینده هم آماده میشود. طالب یک گروه تروریستی است، تفکر قبیله ای معطوف به قدرت در کنار ایدیولوژی طالبانی برای تداوم و بقای همیشگی اش دست و آستین بالا زده و جامعه هم دارد به این خواب گران خو میگیرد. اگر جنرال ضیا و احمد مسعود همین امروز هم از جنگ انصراف بدهند، معنایش این نیست که جامعه ما آبستن جنگ و بحران نباشد. مگر اینکه سراسر مُرده، طالبانی و تافتۀ جدا بافته از تاریخ جوامع زندۀ بشری تصور اش کنیم. - در بحث مبارزه مسلحانه، تاجایی که اطلاعات شخصی ام قد میدهد، در 4 سال گذاشته بزرگ ترین مشکل همین دو تا جبهه همانگونه که خود جنرال ضیا گفت، رعایت امنیت و مصوونیت غیرنظامیان است، در 50 سال گذشته افغانستان هیچ سازمان و گروهی به این پیمانه محتاط جان مردمان ملکی نبوده است، این هم درست است که هنوز نه در داخل و نه در بیرون از پشتیبانی مالی و تسلیحاتی بهرمند نیستد، اما اولش طالب حکومت داکتر نجیب الله نیست، آن یکی دولت بود و میراث دار 100 سال بیروکراسی و... این یکی یک سازوکار تروریستی و جهنمی است که همانند بختک بجان مردم افتاده و بجز از ارایۀ خدمات به تروریستان بین المللی و فشردن هرچه بیشتر چنگال های خون آشام شان بر گلوی مردم افغانستان کار دیگری نداشته اند. طالب با زور سرنیزه و سرکوب فقط جنگ و منازعۀ حتمی را به تعویق انداخته است. کاخ/ زیارت پر نقش و نگاری که بروی جمجمه های انسان ها ایجاد شده ممکن نیست پایدار بماند، شکست هم نمیخورد تا نسل امروز رسالت تاریخی خود را در راستای براندازی و سرنگونی این ساختار ستم چه با تفنگ، قلم یا قدم انجام ندهد! گفتم که پرداختن به تمامی به اصطلاح خود تان "ارگیومنت"😉های تان در این دامنه کوچک مقدور نیست. اما یک جملۀ تان زیاد زیباست دوباره نقلش میکنم و به همین امید درب این گفتگو را میبندم. "شاید همین یگانه جنگیست که من ازش دفاع خواهم کرد." در ضمن مرا به افسانۀ هابیل و قابیل هم کاری نیست!!
فارسی
1
0
0
50
JALALZAI
JALALZAI@TheLostJalalzai·
حال، بدون اینکه وارد بحث درباره این شویم که چه کسی چقدر مسلمان است یا نیست، اگر به روایت آغازین تاریخ بشر نگاه کنیم، نخستین درگیری میان هابیل و قابیل مطرح میشود. اگر منطق و اخلاق این واقعه را در نظر نگیریم، درک ما از مفهوم کلی مبارزه میان خیر و شر و اساساً فلسفه عدالت دچار ابهام نمی شود؟ در این روایت، پرسش اساسی این است که قابیل چرا هابیل را کشت؟ بر اساس کدام منطق و بر چه مبنای انصاف؟ مسئله اصلی در تمام بحث‌ های مربوط به جنگ، قدرت و عدالت، در نهایت به اخلاق و منطق بازمیگردد. در واقع، بدون این دو مفهوم هر نوع مبارزه میتواند از معنا تهی شود و به خشونت خالص تبدیل گردد.
فارسی
1
0
1
74
Hashmat Radfar retweetledi
Amu TV
Amu TV@AmuTelevision·
سرخط - حشمت رادفر، روزنامه‌نگار و آگاه مسایل سیاسی: محدود کردن گفت‌وگوها به تعامل با طالبان و نادیده گرفتن صداهای گسترده‌تر جامعه، سبب تضعیف روندهای بنیادین شده‌است و نیاز است که ماموریت آینده «یوناما» با تمرکز جدی‌تر و همه‌جانبه بازنگری شود. برای تماشای برنامه کامل سرخط به یوتیوب آمو سر بزنید.
فارسی
0
1
15
2.1K
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
@Kajgirls1 @DaneshParwar_ لااقل باادب باش آقا! برداشت هایت از اساس بیمارگونه و اسارت‌طلبانه است. حسد و نفرت ناشی از عصبیت چه قومی یا مذهبی یا… چشم و ذهن آدم را کور و ناکار میکند!
فارسی
1
0
1
37
🌲𝐀𝐫𝐬𝐚𝐥𝐚𝐧 𝐇𝐚𝐳𝐚𝐫𝐚🟦⬜🟨
@DaneshParwar_ دانش پرور باش نه پروپاگاندا پرور! کدام جعبه؟کدام جنگ مسلحانه؟کدام ملی؟ همه شعار هستندو بلکه همدستان افغانیت هستند.همان مافیاهای پنجشیر وتاجکهای دروغین هستندکه دهه‌ها قبل افغان شده اند. مگریاسین ضیاسگ غنی وشورای امنیت اش نبود؟ اعضای جعبه مقاومت دروغین مگر تالحظهٔ آخرهمکارغنی نبود؟
فارسی
2
0
1
74
Danesh Parwar‌ 🖋️دانشپرور
نقد خیلی بجا و موثق! چلوونکی ها دوران غنی و کرزی دو حالت دارند: یک تعداد هنوزهم غرق در تعصب قومی و پشتونیستی اند. بخش دیگری آنها در خواب این اند که روزی طالب شاید برای شان سهمی در قدرت بدهد، که خواب است و خیال و محال ….
Hashmat Radfar@h_radfar

پس از سخنان دو روز پیش جنرال ضیا و احمد مسعود در مراسم سومین سالیاد شهدای جبهۀ آزادی در سالنگ، مبنی بر ضرورت ایستادگی به هر صورت و به هر قیمت ممکن علیه امارت طالبانی، موجی از تبلیغات و کارزار روانی در مخالفت با جبهات مبارزه و مقاومت مسلحانه در کشور ما راه افتاده است. به هیاهوی بی‌معنایی که دستگاه پروپاگندای طالب راه اندازی کرده کاری ندارم. اما روی سخنم اینجا متوجه به اصطلاح سلیبریتی های قومی و خصوصاً چلوونکی های وزیران مادام العمر و باشه های خوش‌نشین دوران جمهوریت است که در هیچ پهلویی زیر پای مبارک شان آبی نمیرود. وطنداران گرامی؛ به ویژه همان هایی که هرچه مصیبت بالای ما آمده یا آورده اید، را به پاکستان، ایران و امریکا و ... فرافگنی میکنید و بویژه اینکه اخیراً صف‌آرایی در کنار طالب علیه "تجاوز" را خمیازه میکشید! هیچ فرد یا گروهی در افغانستان عاشق جنگ و برگشت به روزگاران سیاهی که بیشتر آن را طالب زیر نام "جهاد" بر مردم افغانستان تحمیل کرده بود، ندارد. اما سرشت، ماهیت و کارکرد طالب در 5 سال سلطۀ این گروه به کشور ما این حقیقت را برای چندمین بار آفتابی تر از کل تاریخ کرده که ماهیت، سرشت و کارکرد طالب با "صلح"، "همزیستی"، "آزادی" و "برابری" میانه ای ندارد و به هزار و یک دلیل میتوان گفت که این گروه "نَرغُوندی"، به غیر از زور و میلۀ تفنگ زبانی را نه میشناسد و نه میفهمد. در سراسر تاریخ هرگاه مرز میان زندگی و بردگی از بین رفته است، از بدوی ترین جوامع بشری تا امروز، دست ها بی اختیار بسوی ماشه های تفنگ رفته است. ما تافتۀ جدابافته از تاریخ و جغرافیای جهان نیستیم، اینکه در فردای جنگ چه اتفاقی می‌افتد، مربوط به فرداست. اما برای نسل امروز و هر آنکه عصبیت کور قومی یا مسمومیت خوش‌خیم مذهبی – ایدیولوژیک از عقلانیت و انسانیت بیگانه اش نکرده باشد، تکرار طوطی وار روایت طالب در ضدیت با مبارزۀ مسلحانه علیه این گروه، توجیهی ندارد. اگر مقاومت و مبارزۀ تا اینجای کار در داخل یک داعیۀ غریب است و در بیرون با سرکوفت خوردن و نادیده انگاری های هدفمند و کارشناسی های جبرگرایانه روبرو بوده؛ دلیلش سنگینی، دشواری و دراز دامنی این راه و رسم افتخار آمیز و ارزشمند است، نه اینکه غلط و نادرست باشد. بله، در زمین و زمینه ای که دستکم نیم قرن با اسپار افراطیت مذهبی و عصبی قومی شخم زده شده و بذر نفرت های مقدس در قامت خشونت بار جهادگرایی و طالبانیزم در بیشه های خشونت پرور آن بارور شده است، سخن گفتن از "آزادی" و "ایستادگی" برای تغییر مسیر سرنوشت آن دشوار، چُندُش آور، طاقت فرسا و هزینه بردار است. اما هیهات اگر نسل امروز ملک ما با گردن های شکسته در برابر تاریخ و تجربۀ نسل اندرنسل نیاکان خویش دهن کجی کند و بی‌وقار و سرافگنده سر بر آستان جهالت، غصب، ستم، تبعیض و گردن‌فرازی عصبیت آمیز طالبانی بگزارد که روی جمجمه های هزاران انسان سرزمین ما کاخ های خیالات کور قبیله ای و ایدیولوژیک خویش را بنا کرده اند و سوار بر توسن سرکش قدرت خواب تسخیر جهان می‌بیند! وجدان و انسانیت تان را تلنگر بزنید، مفهوم "آزادی" را در ضمیر تخدیر شدۀ تان وَر بروید، اگر هیچ کار دیگری از دست تان بر نمی‌آید، پای صحبت های دختران تان که دستکم دوستان و هم‌نسلان شان زیر سلطۀ طالبان زجر کل تاریخ را میکشند، بشینید. سر های شان را روی زانوی تان بگزارید و انگشت های تان را لای موهای آنان در حرکت در بیاورید، رویا های سرکوفت خوردۀ آنان را بشنوید شاید درد آنان را احساس کنید، اگر از شرمساری غرق آب و عرق نشدید، چیز های زیادی گیر تان میاید، یکبار امتحان کنید!

فارسی
1
0
13
1.3K
Sangar-e-Azadi
Sangar-e-Azadi@SangareAzadi·
مشکل روشنفکران ما این است، بجای اینکه با طالبان بجنگند، با مخالفین سیاسی بی‌خطر و بیکاره، در جنگ استند. راز بقدرت رسیدن و بقای طالبان در همین موضوع نهفته است. وقتی دشمن اصلی را رها کنی و با افراد بی‌خطر و هیچکاره در جنگ شوی، به این میگویند انحراف مبارزه سیاسی. #سندرم_استکهلم
Hashmat Radfar@h_radfar

پس از سخنان دو روز پیش جنرال ضیا و احمد مسعود در مراسم سومین سالیاد شهدای جبهۀ آزادی در سالنگ، مبنی بر ضرورت ایستادگی به هر صورت و به هر قیمت ممکن علیه امارت طالبانی، موجی از تبلیغات و کارزار روانی در مخالفت با جبهات مبارزه و مقاومت مسلحانه در کشور ما راه افتاده است. به هیاهوی بی‌معنایی که دستگاه پروپاگندای طالب راه اندازی کرده کاری ندارم. اما روی سخنم اینجا متوجه به اصطلاح سلیبریتی های قومی و خصوصاً چلوونکی های وزیران مادام العمر و باشه های خوش‌نشین دوران جمهوریت است که در هیچ پهلویی زیر پای مبارک شان آبی نمیرود. وطنداران گرامی؛ به ویژه همان هایی که هرچه مصیبت بالای ما آمده یا آورده اید، را به پاکستان، ایران و امریکا و ... فرافگنی میکنید و بویژه اینکه اخیراً صف‌آرایی در کنار طالب علیه "تجاوز" را خمیازه میکشید! هیچ فرد یا گروهی در افغانستان عاشق جنگ و برگشت به روزگاران سیاهی که بیشتر آن را طالب زیر نام "جهاد" بر مردم افغانستان تحمیل کرده بود، ندارد. اما سرشت، ماهیت و کارکرد طالب در 5 سال سلطۀ این گروه به کشور ما این حقیقت را برای چندمین بار آفتابی تر از کل تاریخ کرده که ماهیت، سرشت و کارکرد طالب با "صلح"، "همزیستی"، "آزادی" و "برابری" میانه ای ندارد و به هزار و یک دلیل میتوان گفت که این گروه "نَرغُوندی"، به غیر از زور و میلۀ تفنگ زبانی را نه میشناسد و نه میفهمد. در سراسر تاریخ هرگاه مرز میان زندگی و بردگی از بین رفته است، از بدوی ترین جوامع بشری تا امروز، دست ها بی اختیار بسوی ماشه های تفنگ رفته است. ما تافتۀ جدابافته از تاریخ و جغرافیای جهان نیستیم، اینکه در فردای جنگ چه اتفاقی می‌افتد، مربوط به فرداست. اما برای نسل امروز و هر آنکه عصبیت کور قومی یا مسمومیت خوش‌خیم مذهبی – ایدیولوژیک از عقلانیت و انسانیت بیگانه اش نکرده باشد، تکرار طوطی وار روایت طالب در ضدیت با مبارزۀ مسلحانه علیه این گروه، توجیهی ندارد. اگر مقاومت و مبارزۀ تا اینجای کار در داخل یک داعیۀ غریب است و در بیرون با سرکوفت خوردن و نادیده انگاری های هدفمند و کارشناسی های جبرگرایانه روبرو بوده؛ دلیلش سنگینی، دشواری و دراز دامنی این راه و رسم افتخار آمیز و ارزشمند است، نه اینکه غلط و نادرست باشد. بله، در زمین و زمینه ای که دستکم نیم قرن با اسپار افراطیت مذهبی و عصبی قومی شخم زده شده و بذر نفرت های مقدس در قامت خشونت بار جهادگرایی و طالبانیزم در بیشه های خشونت پرور آن بارور شده است، سخن گفتن از "آزادی" و "ایستادگی" برای تغییر مسیر سرنوشت آن دشوار، چُندُش آور، طاقت فرسا و هزینه بردار است. اما هیهات اگر نسل امروز ملک ما با گردن های شکسته در برابر تاریخ و تجربۀ نسل اندرنسل نیاکان خویش دهن کجی کند و بی‌وقار و سرافگنده سر بر آستان جهالت، غصب، ستم، تبعیض و گردن‌فرازی عصبیت آمیز طالبانی بگزارد که روی جمجمه های هزاران انسان سرزمین ما کاخ های خیالات کور قبیله ای و ایدیولوژیک خویش را بنا کرده اند و سوار بر توسن سرکش قدرت خواب تسخیر جهان می‌بیند! وجدان و انسانیت تان را تلنگر بزنید، مفهوم "آزادی" را در ضمیر تخدیر شدۀ تان وَر بروید، اگر هیچ کار دیگری از دست تان بر نمی‌آید، پای صحبت های دختران تان که دستکم دوستان و هم‌نسلان شان زیر سلطۀ طالبان زجر کل تاریخ را میکشند، بشینید. سر های شان را روی زانوی تان بگزارید و انگشت های تان را لای موهای آنان در حرکت در بیاورید، رویا های سرکوفت خوردۀ آنان را بشنوید شاید درد آنان را احساس کنید، اگر از شرمساری غرق آب و عرق نشدید، چیز های زیادی گیر تان میاید، یکبار امتحان کنید!

فارسی
1
0
2
511
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
پس از سخنان دو روز پیش جنرال ضیا و احمد مسعود در مراسم سومین سالیاد شهدای جبهۀ آزادی در سالنگ، مبنی بر ضرورت ایستادگی به هر صورت و به هر قیمت ممکن علیه امارت طالبانی، موجی از تبلیغات و کارزار روانی در مخالفت با جبهات مبارزه و مقاومت مسلحانه در کشور ما راه افتاده است. به هیاهوی بی‌معنایی که دستگاه پروپاگندای طالب راه اندازی کرده کاری ندارم. اما روی سخنم اینجا متوجه به اصطلاح سلیبریتی های قومی و خصوصاً چلوونکی های وزیران مادام العمر و باشه های خوش‌نشین دوران جمهوریت است که در هیچ پهلویی زیر پای مبارک شان آبی نمیرود. وطنداران گرامی؛ به ویژه همان هایی که هرچه مصیبت بالای ما آمده یا آورده اید، را به پاکستان، ایران و امریکا و ... فرافگنی میکنید و بویژه اینکه اخیراً صف‌آرایی در کنار طالب علیه "تجاوز" را خمیازه میکشید! هیچ فرد یا گروهی در افغانستان عاشق جنگ و برگشت به روزگاران سیاهی که بیشتر آن را طالب زیر نام "جهاد" بر مردم افغانستان تحمیل کرده بود، ندارد. اما سرشت، ماهیت و کارکرد طالب در 5 سال سلطۀ این گروه به کشور ما این حقیقت را برای چندمین بار آفتابی تر از کل تاریخ کرده که ماهیت، سرشت و کارکرد طالب با "صلح"، "همزیستی"، "آزادی" و "برابری" میانه ای ندارد و به هزار و یک دلیل میتوان گفت که این گروه "نَرغُوندی"، به غیر از زور و میلۀ تفنگ زبانی را نه میشناسد و نه میفهمد. در سراسر تاریخ هرگاه مرز میان زندگی و بردگی از بین رفته است، از بدوی ترین جوامع بشری تا امروز، دست ها بی اختیار بسوی ماشه های تفنگ رفته است. ما تافتۀ جدابافته از تاریخ و جغرافیای جهان نیستیم، اینکه در فردای جنگ چه اتفاقی می‌افتد، مربوط به فرداست. اما برای نسل امروز و هر آنکه عصبیت کور قومی یا مسمومیت خوش‌خیم مذهبی – ایدیولوژیک از عقلانیت و انسانیت بیگانه اش نکرده باشد، تکرار طوطی وار روایت طالب در ضدیت با مبارزۀ مسلحانه علیه این گروه، توجیهی ندارد. اگر مقاومت و مبارزۀ تا اینجای کار در داخل یک داعیۀ غریب است و در بیرون با سرکوفت خوردن و نادیده انگاری های هدفمند و کارشناسی های جبرگرایانه روبرو بوده؛ دلیلش سنگینی، دشواری و دراز دامنی این راه و رسم افتخار آمیز و ارزشمند است، نه اینکه غلط و نادرست باشد. بله، در زمین و زمینه ای که دستکم نیم قرن با اسپار افراطیت مذهبی و عصبی قومی شخم زده شده و بذر نفرت های مقدس در قامت خشونت بار جهادگرایی و طالبانیزم در بیشه های خشونت پرور آن بارور شده است، سخن گفتن از "آزادی" و "ایستادگی" برای تغییر مسیر سرنوشت آن دشوار، چُندُش آور، طاقت فرسا و هزینه بردار است. اما هیهات اگر نسل امروز ملک ما با گردن های شکسته در برابر تاریخ و تجربۀ نسل اندرنسل نیاکان خویش دهن کجی کند و بی‌وقار و سرافگنده سر بر آستان جهالت، غصب، ستم، تبعیض و گردن‌فرازی عصبیت آمیز طالبانی بگزارد که روی جمجمه های هزاران انسان سرزمین ما کاخ های خیالات کور قبیله ای و ایدیولوژیک خویش را بنا کرده اند و سوار بر توسن سرکش قدرت خواب تسخیر جهان می‌بیند! وجدان و انسانیت تان را تلنگر بزنید، مفهوم "آزادی" را در ضمیر تخدیر شدۀ تان وَر بروید، اگر هیچ کار دیگری از دست تان بر نمی‌آید، پای صحبت های دختران تان که دستکم دوستان و هم‌نسلان شان زیر سلطۀ طالبان زجر کل تاریخ را میکشند، بشینید. سر های شان را روی زانوی تان بگزارید و انگشت های تان را لای موهای آنان در حرکت در بیاورید، رویا های سرکوفت خوردۀ آنان را بشنوید شاید درد آنان را احساس کنید، اگر از شرمساری غرق آب و عرق نشدید، چیز های زیادی گیر تان میاید، یکبار امتحان کنید!
فارسی
5
12
85
8.3K
Hashmat Radfar retweetledi
Amu TV
Amu TV@AmuTelevision·
سرخط - سرنوشت نامعلوم «یوناما»؛ آینده این نهاد چی خواهد شد؟ برنامه‌ی کامل را از اینجا ببینید: youtu.be/3Pqm6mrXJAM
YouTube video
YouTube
فارسی
1
4
16
2.6K
Hashmat Radfar retweetledi
افغانستان اینترنشنال
حشمت رادفر، روزنامه‌نگار، با اشاره به وضعیت کنونی افغانستان و فعالیت جریان‌های سیاسی و نظامی مخالف طالبان، بر ضرورت ایستادگی مردم تأکید می‌کند.
فارسی
2
4
41
2.5K
Hashmat Radfar
Hashmat Radfar@h_radfar·
هر لکۀ خونی در هر کجای این جهان از افتادن چریکی بر خاک سخن می‌گوید که تا آخرین گلوله ایستاده بود هان ای چریک‌های جوان! با ستاره‌ها حرف می‌زنید در بلندی‌ها؟ در سنگر؟ سلام مادران را به آن‌ها برسانید مردان جوانی که اینک در شهرها خاموش می‌شوند یکی‌یکی شاید ستاره می‌شوند وحید بکتاش
Hashmat Radfar@h_radfar

صبور فاریابی؛ سی و سه ساله بود روزی که راهی سالنگ شد تا از گردنهٔ تاریخ، گردن‌فراز بگذرد. او از گرزیوان فاریاب آمده بود، از سرزمین دیو های مست روزگاران سخت سرزمین ما. کارنامهٔ صبور مالامال درد است و تپیدن برای زندگی، برای آزادی و با وقار نفس کشیدن. صبور سبک‌بال و ناصبورانه پر کشید تا کاسهٔ صبر هم‌نسلان اسیر و آواره اش در‌ برابر جور و ظلم و ظلمت و اسارت از حس انتقام و خون‌خواهی لبریز شود. صبور و همسنگرانش میدانستند که صبر ایوب مال افسانه های دوردست و اسطوره های ملال‌آور تاریخ بود. انتخاب بین از پا ایستادن و به پا ایستادن در گردنه های دشوار گذر تاریخ، نقطهٔ فصل آزادگان سرفراز از واماندگان بی‌وقار روزگار است. آنها بپا ایستادند تا ما از پا نایستیم و کوره راه آزادی، بی‌نشانه و بی‌روهر به جادهٔ متروک ناکجاآباد فردا منتهی نشود، تا اسارت و‌آوارگی سرنوشت جاودانهٔ ما و آینده‌گان قلمداد نشود.. . روان ‌پاک و آزاده اش شاد و یاد جامانده از او و یارانش در حافظهٔ تاریخ گرامی باد!

فارسی
1
3
18
786