Guillermo Ochoa Magaña‎

171 posts

Guillermo Ochoa Magaña‎ banner
Guillermo Ochoa Magaña‎

Guillermo Ochoa Magaña‎

@haghbamane

منتقد شکاک بدبین

World Katılım Mayıs 2026
15 Takip Edilen2 Takipçiler
Guillermo Ochoa Magaña‎ retweetledi
ونوس♕🇮🇷
ونوس♕🇮🇷@venus133333·
تنها دلیلی که ما زن های ایرانی اندازه زن های افغانستانی بدبخت نشدیم فقط پهلوی بوده #جاويدشاه‌
فارسی
90
714
9.1K
45.4K
Guillermo Ochoa Magaña‎
@sha_ghool خیلی ممنونم ازت،واقعا برام با ارزشه که یگی منو دیده:) تمام حرفاتو خوندم و مرسی بابت دلگرمی هایی که میدی برعکس من،فرزند شما خیلی خوشبخته:)
فارسی
0
0
0
0
🎒sha
🎒sha@sha_ghool·
@haghbamane شماره تلفن ۱۴۸۰ مشاوره رایگان میده نیاز نیست اصلا خودتو معرفی هم بکنی اگه نیاز باشه مشاوره حرفه ای تر بگیری خودشون به مراکز دولتی ارزون قیمت ارجاع میدن. از ساعت هشت صبح تا دوازده شب 🍀
فارسی
1
0
1
15
Guillermo Ochoa Magaña‎
پسر جدی جدی من خیلی بدبختم،میتونم خاطره مشابه از تمام کوت های این توییت بنویسم,در ۴ ۵ ۶ سالگی! از تنهایی تا تجاوز و گروگان گرفته شدن و... واقعا دارم به کشتن خودم فکر میکنم،بدجوری حالم بده،۴ سال هست پدرم مفقود شده،پدر معتاد خانه خراب کن! نمیدونم مرده است یا زنده میفهمید منو؟
بوئندیا@ka_shayan

مامانم یه سری برگشت گفت اذیت کنی میبرم میذارمت بهزیستی و برد. انتظار تا شب پشت پنجره بهزیستی واسه برگشتنش خیلی سخت بود. همسن عکسم بودم.

فارسی
1
0
3
108
ZZGLUE
ZZGLUE@oolivegreenoo·
@haghbamane خیلی متاسفم بابت دردی که کشیدی، امیدوارم تسکینی در زندگی براش پیدا بکنی..
فارسی
1
0
1
19
ZZGLUE
ZZGLUE@oolivegreenoo·
تو بیمارستان قبلی یه شب یه پسربچه ۴_۵ ساله‌ی نحیف آوردن برا سیتی اسکن و گرافی. پدر معتاد با مادر دعواش شده بود و بچه رو از بالکن طبقه ۳ پرت کرده بود تو حیاط، دو دست و یک پا شکسته. قسمت دردناکترش اونجا بود که بچه انقد میترسید و انقد بی‌پناه بود که رو تخت بیمارستان پدرشو صدا میکرد.
Guillermo Ochoa Magaña‎@haghbamane

@kimiuam بابام بلندم کرد برد لب پنجره و به مامانم میگفت اگر برام مواد نیاری میندازمش پایین و یک لحظه از دستش داشتم سر میخوردم،۵ سالم بود...هنوز میرم لب پنجره دستم میلرزه اگه بخوام براتون تعریف کنم بهم انگ دروغگو میزنن از بس غیرقابل باوره!

فارسی
3
0
217
11.8K
MIA
MIA@kimiuam·
کلاس سوم بودم که مامانم صبح بیدارم کرد که پاشو میخاییم بریم خونه دایی یه لقمه نونم داد دستم اولین گازو که زدم لقمه هنوز قورت نداده بودم یه سیلی محکم خورد تو صورتم بابام بود گفت بشین تو‌خونه تا ما بریمو بیاییم رفتن منم با لقمه تو‌دهنم تا شب به دیوار نگاه میکردم
بوئندیا@ka_shayan

مامانم یه سری برگشت گفت اذیت کنی میبرم میذارمت بهزیستی و برد. انتظار تا شب پشت پنجره بهزیستی واسه برگشتنش خیلی سخت بود. همسن عکسم بودم.

فارسی
28
0
1K
194.4K
زن مهندس
زن مهندس@Ferferiii4o·
شما اگه بودین طلاهاتون رو میفروختین سمت جنت‌آباد خونه رهن کامل میکردین یا نمیفروختین سمت جیحون و سلسبییل اجاره میکردین؟
فارسی
319
0
337
82.1K
Guillermo Ochoa Magaña‎
@mmaall1900 معلم چهارم دبستانم سر منو میکوبید به سر یه دانش آموز دیگه،واقعا درد داشت...
فارسی
0
0
0
1
ملوچک
ملوچک@mmaall1900·
یه چیزی بگم از دوران دبستان پنجم ابتدایی بودیم خانم خادمیان خیلی جدی کل کلاس رو به ترتیب زیبایی لیست کرد و یادمه من نفرای اخر بودم از ۱۹ نفر و نفر اول که نگار بود دلداریم میداد :)))) کیر به قبرت بباره خادمیان
فارسی
291
32
9.6K
924.2K
Guillermo Ochoa Magaña‎
@khashatorr اصن همین کصی که گفتی تاییدی بر آیکیو پایین خودته،تعمیم جز به کل! همه راجب همه چی حرف میتونن بزنن،حتی راجب کیهان!
فارسی
0
0
1
24
خاشاتور
خاشاتور@khashatorr·
یکی از دلایل محبوبیت ورزش فوتبال اینه که آدمهایی با آی‌کیوی پایین‌تر از متوسط هم می‌تونن راجبش حرف بزن. آدمی که همیشه بخاطر هوش پایینش از جمع‌ کنار گذاشته می‌شده وقتی می‌بینه موضوع بحث فوتباله گل از گلش می‌شکفه و شروع میکنه به گفتن از جام جهانی ۲۰۰۲ و سری آی اواخر دهه ۹۰.
فارسی
26
13
460
23.2K
Guillermo Ochoa Magaña‎
@sha_ghool شدیدا به درمان پزشکی نیاز دارم ولی هر جلسه تراپی خدا تومن پولشه:( اصلا جایی هست کمکم کنن؟یعنی پول نخواد؟ مقصر نبودم ولی تا سالها حس میکردم من مقصر بودم،۶ سالم بود و به خاطر یه وعده غذا بهم میگفتن باید با فلان مرد بخوابی،میترسم کسی باورش نشه،تو سربازی بهم خندیدن...
فارسی
2
0
0
13
🎒sha
🎒sha@sha_ghool·
@haghbamane هیچ کس نباید این همه رنج رو تنهایی به دوش بکشه. اگه با یه متخصص صحبت کنی شاید از بار سنگینی که رو دلت داری کم بشه.🍀🌺 یادت باشه تو هیچ نقشی نداشتی و هیچ وقت مقصر هیچ کدوم از این اتفاقا نبودی.
فارسی
1
0
0
21
Guillermo Ochoa Magaña‎
@sha_ghool من انقدر تنها شدم که از ته دل خوشحال شدم که حتی همین منشن رو دیدم! انقدر حس بی ارزشی دارم که فکر نمیکردم اصلا کسی باورش بشه... قدرت زیاد؟ جدا یه سری حرفا از دور قشنگن،امیدوارم هیچ کس مجبور نباشه قوی باشه....
فارسی
1
0
0
14
🎒sha
🎒sha@sha_ghool·
@haghbamane من نمی‌تونم دقیقاً همه چیزهایی که پشت سر گذاشتی رو حس کنم، اما از خوندن حرف‌هات معلومه بار خیلی سنگینی رو سال‌ها به دوش کشیدی. اینکه بعد از این همه اتفاق هنوز اینجایی و درباره‌ش حرف می‌زنی، نشونه‌ی قدرت زیادیه.
فارسی
2
0
1
33
Guillermo Ochoa Magaña‎
@Ghazo0olak بابام بدهیشو به پسر عموش نمیداد،منو گروی پول گرفتن! هر شب کتک میخوردم که چرا بابات پولو نمیاره بده،۱۰ روز عذاب وحشتناک،فقط ۶ سالم بود! حتی نمیذاشتن بابامو ببینم:(
فارسی
0
0
0
9
چشم دکمه‌ای
چشم دکمه‌ای@Ghazo0olak·
من چون اتاقمو تمیز نمی‌کردم مامانم دست و پا و چشامو بست انداخت تو حموم، گفت وایسا تا خوراک سوسکا شی، پنج سالم بود فقط. وایسادم رو لباسشویی میله‌ی پرده‌ی حموم رو از کجاش کندم باهاش شیشه در حمومو شکستم که از بیرون در خودمو باز کنم، دید خونه داره ویران میشه درم اورد🫣
بوئندیا@ka_shayan

مامانم یه سری برگشت گفت اذیت کنی میبرم میذارمت بهزیستی و برد. انتظار تا شب پشت پنجره بهزیستی واسه برگشتنش خیلی سخت بود. همسن عکسم بودم.

فارسی
15
0
536
34.6K
Guillermo Ochoa Magaña‎
@ka_shayan بابام نمیتونست نگهم داره،منو برد بهزیستی و گفت هر چی پرسیدن بگو کسی رو ندارم،منم بچه بودم راستشو گفتم اونجا،وقتی برگشتم دم در بابام با افسوس نگاهم کرد که چرا برگشتی؟!
فارسی
0
0
1
3
بوئندیا
بوئندیا@ka_shayan·
مامانم یه سری برگشت گفت اذیت کنی میبرم میذارمت بهزیستی و برد. انتظار تا شب پشت پنجره بهزیستی واسه برگشتنش خیلی سخت بود. همسن عکسم بودم.
فارسی
326
16
4.8K
1.6M
Guillermo Ochoa Magaña‎
@naghstein زن عموی پدرم ناخنمو میگرفت،هی تلاش میکرد از ته بگیره،تا جایی که یهو خون اومد،تا صدام در اومد گفت آخیش! همون ادم برای تنبیه جلوم آجر و خوشه خالی انگور میذاشت میگفت باید بخوری،این شامه:(
فارسی
0
0
1
28
ناقشتاین
ناقشتاین@naghstein·
یارو چون دختر بچش هی مداد رو می‌تراشید و هی نوکش میشکست ورداشته بود با سوزن چندین بار زده بود پشت دست بچه. بعد یه مدت گویا سوزنه آلوده بوده و دست بچه عفونت شدید میکنه و مجبور میشن دستش رو از مچ ... هر چیزی تو این مملکت مجوز و صلاحیت میخواد بجز بچه دار شدن.
بوئندیا@ka_shayan

مامانم یه سری برگشت گفت اذیت کنی میبرم میذارمت بهزیستی و برد. انتظار تا شب پشت پنجره بهزیستی واسه برگشتنش خیلی سخت بود. همسن عکسم بودم.

فارسی
5
5
509
12.5K
Guillermo Ochoa Magaña‎
@coveredbyshit درکت میکنم،والدینم جدا شده بودن،مادرم میخواست منو بده به پدرم،اخرین جمله اش این بود که وایسا برات ساندویچ بگیرم بیام و رفت تا ۱۸ سال بعد.حتی یک زنگ هم نزد!
فارسی
0
0
0
6
ایلانه ماسک
ایلانه ماسک@coveredbyshit·
مامان ما هی تهدیدمون می‌کرد که ول می‌کنم میرم. یه صبح جمعه وسط دعوامون رفت. دو تا بچه‌ موندیم با بابا که می‌گفت نمی‌دونم کجا رفته. تا ظهر به همه‌ی فامیل زنگ زدیم و می‌گفتن اینجا نیست. تا شب که برگشت مردیم و زنده شدیم. من ۶سالم بود داداشم ۵. بعد می‌گن چرا اضطراب جدایی داری :)))
بوئندیا@ka_shayan

مامانم یه سری برگشت گفت اذیت کنی میبرم میذارمت بهزیستی و برد. انتظار تا شب پشت پنجره بهزیستی واسه برگشتنش خیلی سخت بود. همسن عکسم بودم.

فارسی
8
2
538
13.9K
Guillermo Ochoa Magaña‎
@_helye خونه عموی پدرم بودم،بعد از طلاق والدین،تو یه دخمه سمت کردان،۶ سالم بود،گشنم شد از یخچال یذره برنج خوردم،وقتی فهمیدن سر و ته اویزونم کردن،شبکه خبر میذاشتن میرفتن بیرون چرا اخه؟ گناهم چی بود؟
فارسی
0
0
0
9
باراکو
باراکو@_helye·
یادمه یه مامان بابایی با تهدید تو چهارراه پسرشونو(۶-۷ ساله) از ماشین پیاده کردن و رفتن. ازش پرسیدم که اینا کی بودن؟ چیشده؟ گفت کاپشنمو گم کردم بابام بهم گفته اینجا بمون تا پولشو دربیاری.
بوئندیا@ka_shayan

مامانم یه سری برگشت گفت اذیت کنی میبرم میذارمت بهزیستی و برد. انتظار تا شب پشت پنجره بهزیستی واسه برگشتنش خیلی سخت بود. همسن عکسم بودم.

فارسی
14
5
1.5K
65.3K
Guillermo Ochoa Magaña‎ retweetledi
شوماخر کوچولو
دلیل اینکه تو ایران از آلمان بدشون میاد میدونی چیه؟ یه جماعت زیادی فن رونالدو و مسی هستن ۲۰۱۰ آلمان ۴ آرژانتین۰ ۲۰۱۲ آلمان ۱ پرتغال ۰ ۲۰۱۴ آلمان ۴ پرتغال ۰ آلمان ۱ آرژانتین ۰ ۲۰۲۱(یورو ۲۰۲۰) آلمان ۴ پرتغال ۲ اینکه میگن فوتبالشم ماشینی و قشنگ نیس زر زر مفته
فارسی
16
4
116
6.3K
Guillermo Ochoa Magaña‎ retweetledi
پاطینی
پاطینی@paatiiini·
یه بیت شعر که هیچ‌وقت از یادتون نمیره؟
فارسی
849
13
654
138.9K