hsaghi

2.4K posts

hsaghi

hsaghi

@hsaghi2

Katılım Eylül 2022
205 Takip Edilen66 Takipçiler
یک دقیقه بیشتر🕊
اینقدر خستهههه م نای حموم رفتن هم ندارم به خدا، کاش سوگولی حرم پادشاه بودم الان کنیزکان با تشت و لیف میومدن حمومم میدادن😩
فارسی
1
0
70
984
Reza Nejatinezhad
Reza Nejatinezhad@R_Nejatinezhad·
باید از روزی بترسیم که به خاطر عضو نشدن تو این پویش........از خیلی از حقوق اولیه محروم بشیم.
فارسی
26
4
473
29K
شیرینی مربایی
شیرینی مربایی@cookie_linzer·
وغی این چه رعد و برقیه تو لنگرود😥😰 چه خبره امسال؟😕 اگه خونمون بودم میرفتم پیش مامان بابام میخوابیدم الان مهمونم تک و تنها دارم میترسم 😭😭😭
فارسی
1
0
31
1.7K
پرسه
پرسه@shabparseh·
من می‌دونم چی شد رئالیسم جادویی شکل گرفت… یه روز آدما دیدن دیگه نمی‌تونن
فارسی
4
2
56
414
پرسه
پرسه@shabparseh·
رفتم خرید. گفتم چند؟ گفت پنجاه، ولی هرچه‌قدر می‌خوای بیشتر بده. موندم بلاتکلیف؛ تا از خواب پریدم.
فارسی
1
0
34
222
اون آقا قد بلنده
قحطی تخمه آفتابگردان سیاه در بازار قدرت اول منطقه.
فارسی
3
0
15
682
یک دقیقه بیشتر🕊
من واقعا بعضی وقتا خیلی خنگ میشم رفته بودیم ساری، همه جا رو تابلو سبزا کنار هم نوشته بود اینجوری فرودگاه مشهد-گرگان مثلا اینوری 👈🏻( سمتشو) همه جا کنار هم، بعد به این پسر گفتم ااا فرودگاه ساری فقط مشهد و گرگان پرواز داره؟؟🫣 مگه دیگه این مارو ول میکنه :)))
فارسی
10
0
127
3.1K
پرسه
پرسه@shabparseh·
@hsaghi2 نورِ دلی… برگشتی… برگشتی… با نور و مهربونی‌ت❤️✨
فارسی
1
0
1
248
پرسه
پرسه@shabparseh·
گرم بود؛ ترافیک بود؛ از سر کار برمی‌گشتم. مرد رانندهٔ ماشین بغلی اشاره کرد شیشه رو پایین بکشم. گوش دادم. همین‌طور که دستش رو فرمون بود با چونه به‌سمتم اشاره کرد و پرسید: «راضی هستی؟» بهت و سکوتم رو که دید گفت: «ماشین! ماشینامون شبیه همه.» شاید ده سال پیش بود. امروز یادم افتاد.
فارسی
6
0
198
14.4K
اون آقا قد بلنده
سال ۸۴ یکی بهم گفت بیا دوماه صوری عقد کنیم بهت ۱۵ تا سکه می‌دم. گفتم آخه واسه ۱.۵ میلیون... غرض اینکه کاش لال می‌شدم عزیزم.
فارسی
2
0
51
1.9K
hsaghi
hsaghi@hsaghi2·
@shabparseh فیلسوف جان شکر قوی شدی و عبور کردی🖤
فارسی
1
0
1
16
پرسه
پرسه@shabparseh·
@hsaghi2 از تب؟ خبری نیست. از درد؟ خبری نیست. از سرفه؟ چندان خبری نیست. او که تا همین دیروز عاجز افتاده بود گوشه‌ای من بودم؟! فراموش می‌شیم یا فراموش می‌کنیم؟!
فارسی
2
0
4
37
پرسه
پرسه@shabparseh·
می‌گن اینا حرفای خودش نیست، می‌گن بچه این حرفا رو یه‌جا شنیده و داره تکرار می‌کنه؛ می‌گم کدوم از حرفای شماها حرفای خودتونه؟
فارسی
1
0
37
245
hsaghi
hsaghi@hsaghi2·
@shazde_ehtejab @AidaAk4 زدن ان مع العسر یسری بهعد زیرش عکس وحید شمسایی رو زده که این جمله محبوبشه
فارسی
1
0
1
56
Aida Akhlaghi
Aida Akhlaghi@AidaAk4·
این گُه خوری‌ها دیگه چیه بیلبورد کردن زدن توی شهر؟!🤦🏻‍♀️
فارسی
1
0
7
425
hsaghi
hsaghi@hsaghi2·
@shabparseh پس این ویروس برای قویتر کردنت اومده
فارسی
1
0
1
18
پرسه
پرسه@shabparseh·
می‌خواین رنج بیماری‌مو، همین سرماخوردگی و گلودرد رو، براتون مقدس کنم؟ هفتهٔ پیش، سالم، از مادر بیمارم پرستاری کردم؛ با جان و از دل.
فارسی
3
0
48
426
Shookaw
Shookaw@shookaw·
@rookwood_92 دیشب با پسر کوچیکه تا دیروقت بیدار بودیم. یهو برق قطع شد و همه‌جا شد ظلمات، میگه مامان کتری رو بذار ترامپ داره می‌آد. گوشم تیز شد. تا صبح هی بیدار می‌شدم ببینم صدا می‌آد.
فارسی
1
0
7
156
hsaghi
hsaghi@hsaghi2·
قبل از شکافته شدن شقیقه‌ام فکر می‌کنم چطور یک هموطن هموطن دیگرش را این‌گونه میدراند فارغ از هر بودنی. آب روی پایم می‌چکد. بوی خون سرم را پر میکند. ۲/۲
فارسی
0
0
0
23
hsaghi
hsaghi@hsaghi2·
ظرف می‌شویم. صدای آب زیر، صدای افکارم می‌شود. به دور از تاج‌هایی که این‌جا از سرها برداشته و به سرها گذاشته می‌شود صدای شلیک تیری از شقیقه‌ام عبور می‌کند. ۱/
فارسی
1
0
0
29