قصه های ایمان و باباش

779 posts

قصه های ایمان و باباش banner
قصه های ایمان و باباش

قصه های ایمان و باباش

@imanobabash

پسرم تا چهار سالگی به من میگفت باباش. چون همسرسابق هر وقت میومدم خونه میگفت باباش اومد!

جزیره Katılım Ocak 2025
1.1K Takip Edilen192 Takipçiler
فَرا
فَرا@fara_aii·
@imanobabash 😭اره شنیدم منم زندگیمونو سیاه کردن
فارسی
1
0
0
18
فَرا
فَرا@fara_aii·
اینکه یه شونه تخم مرغ ۷۰۰ هزار تومنه دلیلش چی میتونه باشه؟ به کی فحش بدیم ؟؟ خار کیو باید انجام داد؟
فارسی
4
0
19
1.2K
قصه های ایمان و باباش
باید پذیرفت جهان در برابر اندوه و شادمانی ما بی‌تفاوت است. کارما دروغ بزرگ برای دلخوی انسانهاست
فارسی
0
0
0
19
قصه های ایمان و باباش
من قهرمان زندگی هیچکس نیستم. من قهرمان زندگی خودم هم نیستم. من اصلا قهرمان نیستم. انقدر زندگی کرده‌ام که یاد بگیرم قهرمان بازی برای سلامتی‌ام مضر است
فارسی
0
0
2
31
قصه های ایمان و باباش
چنان بهار مرددی که نخستین شکوفه‌هایش، تردیدهایش بودند. آنتونیو ماچادو
فارسی
0
0
1
16
قصه های ایمان و باباش
پدرم میگوید که تا ابد حق با بهار است با طبیعت که بالاتر از همه‌ی ما راه خودش را می‌رود و هرچند آرام، اما امید می‌دهد که سوز استخوان‌سوز زمستان بالاخره به نسیم بهار می‌رسد
فارسی
0
0
1
40
قصه های ایمان و باباش
@hastasiempreh شاید فکر میکنه داره در مورد یک غذای ایرانی صحبت میکنه. بهشون گفتید کتلت و سلیمانی دو چیز مجزا هستن؟
فارسی
1
0
1
11
قصه های ایمان و باباش
گل به سر مالیدیم و بر سینه زدیم و سیاه پوشیدیم و رجز خواندیم و شب زنده داشتیم! کتاب بر سر گرفتیم و توبه کردیم و استغفار! شیون از دل بر آوردیم و نماز وحشت خواندیم! هر کاری کردیم جز دست به کاری زدن! تاراج نامه زنده یاد بهرام بیضایی
فارسی
0
0
0
103
قصه های ایمان و باباش
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی حالیا نقش دل ماست در آینه جام تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی تشنه خون زمین است فلک وین مه نو کهنه داسی ست که بس کشته درود ای ساقی بس که شستیم به خوناب جگر جامه جان نه ازو تار به جا ماند و نه پود ای ساقی
فارسی
0
0
1
68
قصه های ایمان و باباش
خیلی سخت و آرمانیه ولی باید سعی کنیم زنده بمونیم و روایت کنیم. باید هرکدوم تکه‌ای از این پازل باشیم و نذاریم هیچ‌چیز فراموش بشه.
فارسی
0
0
1
30
قصه های ایمان و باباش
طوفان متوقف میشه، شب میگذره، درد و رنج محو میشه و امید هیچوقت اونقدر گم نمیشه که نشه دوباره پیداش کرد
فارسی
0
0
0
24
قصه های ایمان و باباش retweetledi
خودِ دانی
خودِ دانی@Niloofardani·
وضعیت:
خودِ دانی tweet media
فارسی
51
199
7.9K
83.4K