از آینده چه انتظاری میتوان داشت؟ از سرنوشت دیگر چه چیزی میتوانم بخواهم؟ فدورا میگوید نباید با دست خودم خوشبختی و خوشحالی کنونیام را از دست بدهم؛ اما در چنین موردی، خوشبختی چیست؟
گاهی پنهان میشوی، پنهان میشوی پشت چیزی که نیستی، میترسی حتی نوک دماغت را نشان بدهی، فرقی نمیکند کجا، چون از قضاوتها فرار میکنی و به خودت میلرزی، چون از هرچه در جهان وجود دارد، از همهی آنها، فقط جوک نصیب تو میشود.