اسم تو هر چی که میگم
همه تکرار تو حرفای دل من چشم تو هر جا که میرم
جاریه تو چشمای منتظر من
ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن ای تو خود لحظه بودن
تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن
این دختره صبح به صبح که از خواب بیدار میشه اول از ست اسمگ یه استوری میذاره، بعد اینور اونور خونشون، بعد تفریحاتش، بعد ماشینش و کلا همه چیز(حتی میز اتو). بعد استوری گذاشته او اصلا اهل شوآف و برند بازی نبود. سادگی را دوست داشت. وات؟
بچهها ببخشید ولی واقعا سوالمه تابستون فنها(تابستون فنها و کیر خر) چجوری با عرق کردن و چسبناک شدن کنار میان؟ مثلا میرن بیرون پیاده روی عرق کردنه رو دوست دارن؟ بو گرفتن و چسبیدن موها و جوش زدن بعدش رو دوست دارن؟ جدی برام سواله
پارتنر مناسب اونیه که بتونید کنارش زندگی کنید،
زندگی واقعی سکوت داره،
بیحوصلگی داره، خستگی داره،
شلختگی داره، قیافه زشت داره.
پارتنر مناسب اونیه که تو روزهای سخت،
خودش یه بار نشه رو شونهات که همهاش بخوای نگران باشی نکنه دوستم نداشته باشه
یا نکنه خستهاش کنم.
هر بار میرم پول کارت به کارت کنم اون وسطا شماره کارت رویا هم میبینم. حالم بد میشه که همه چیز هست ولی خودش دیگه نیست، شماره کارتش هست، لباساش هست، وسایل آرایش و اکسسوریهاش و آخرین چتمون هست ولی خودش نیست. هدیههاش توی کمدم هست ولی خودش نیست، چجوریه که هم هست هم نیست؟ چیه این مردن