کوه‌ها

5K posts

کوه‌ها banner
کوه‌ها

کوه‌ها

@kooohhaaa

تا همیشه #زن_زندگی_آزادی

دلم اونجا، خودم اینجا Katılım Haziran 2011
211 Takip Edilen189 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
کوه‌ها
کوه‌ها@kooohhaaa·
تا همیشه #زن_زندگی_آزادی
فارسی
0
0
8
1.6K
کوه‌ها
کوه‌ها@kooohhaaa·
بازی می‌کنن، ولی برای گیمرهای زن، بازی کردن یه فعالیت جانبیه که اگه بین کارهاشون، کارهای بیرون و خونه وقت پیدا کردن شاید بتونن بازی کنن و یک چیز تفننی هست، برای همین هیچ وقت یک مارکت جدی نبودن. خلاصه که اگه به موضوع فمنیسم و گیم علاقه دارید، این کتاب رو پیشنهاد می‌کنم. :)
فارسی
1
0
0
30
کوه‌ها
کوه‌ها@kooohhaaa·
من امشب یادم به یه بازی افتاد که خواهرم همیشه روی موبایلش داشت و نصبش کردم. بعد از هر مرحله دو تا تبلیغ نشون می‌داد که قاعدتا می‌دونست هویت پشت این اکانت کیه و تبلیغات رندوم نبود. بازی‌هایی از این دست که یه مادر و دختر بدبخت توی سرما هستن که باید براشون پناه بسازی/
فارسی
1
0
0
62
🐼
🐼@apandaliveshere·
@kooohhaaa میشه بلیت بفروشین بیام بغلش کنم؟ 😭
فارسی
1
0
0
27
کوه‌ها
کوه‌ها@kooohhaaa·
@soulijoon من یه بار یه سیرترشی با همچین قدمتی خوردم و بعدش تا دو سه روز کل دهنم زخم بود. گفتن سیر که زیاد بمونه نمی‌دونم چی چی میشه که همچین اتفاقی میفته.
فارسی
0
0
2
84
soul
soul@soulijoon·
سیرترشی با حداقل ۲۵ سال سن،این ترشی دیگه همه چیش باهم قاطی شده و سیرا زیاد قابل تشخیص نیست
soul tweet media
فارسی
106
0
369
180.2K
Negin
Negin@ajababajab·
نه عزیزم من‌ نمی‌خوام ارشد بخونم می‌خوام اشهدمو‌ بخونم.
فارسی
42
798
9.5K
99.1K
کوه‌ها
کوه‌ها@kooohhaaa·
@ZahraJ29866 من و بچه‌ام هم همیشه با هم میریم سفر. 😻
کوه‌ها tweet mediaکوه‌ها tweet mediaکوه‌ها tweet media
فارسی
1
0
1
85
کوه‌ها
کوه‌ها@kooohhaaa·
دیدم دو تا آقا در حیاط رو باز کردن اومدن تو و من چون خیلیا رو نمی‌شناختم، رفتم توی حیاط و گفتم سلام، بفرمایید. اونا پشماشون ریخت و دویدن رفتن و خب معلوم شد دزد بودن. :)) از روی اعلامیه‌هایی که به دیوار بود فکر کرده بودن که حتما کسی خونه نیست و حتا زنگ هم نزده بودن. :))
فارسی
0
0
667
23.4K
کوه‌ها
کوه‌ها@kooohhaaa·
خونه یکی از دوستان بودم که تازه عزیزی رو از دست داده بودن. همه می‌خواستن برن مراسم و دخترشون این قدر حالش بد بود نمی‌تونست بره و من گفتم پیشش می‌مونم. اون توی اتاق خوابیده بود و من داشتم براش سوپ می‌پختم و آشپزخونه به حیاط در داشت./
خالی از عاطفه و خشم@Sheisgone30

انقدر از مهمون سر زده بدم میاد که یبار وقتی مامان بابام خونه نبودن و تنها بودم یکی زنگ درو زد، چون فکر کردم مهمونه و حوصله نداشتم و منتظر کسی هم نبودم اهمیت ندادم. و بله، دزد بود اونم فکر کرد کسی خونه نیست درو باز کرد اومد تو(((:

فارسی
3
1
810
154.8K