گل نبات@sara77pov·3 Hazدوستم جراحی کرده،برای اینکه تنها نباشه شب رفتم پیشش صبح اومدم سرکار بهش پیام دادم اومدنی متوجه نشدی خداروشکرخوب خوابیده بودی گفت تا صب داشتم خون بالا میاوردم،جلوی دستشویی دراز کشیدم،هوا که روشن شد دیگه داروی خواب آور خوردم! گفتم آهان و تصمیم گرفتم برای مراقبت از هیچکسی پیشش نرمÇevir فارسی3134.2K177.7K100
رز سفید🪽@rozsefidd·9 Ağuهرچی ناراحتم میکنه یه دور سر اون موضوع اصلیه گریه میکنم چون بالاخره از اون به بعد من انقدر ضعیف و ترسو شدم.Çevir فارسی20163951